English Version
This Site Is Available In English

دانایی زمانی معنا دارد که به قوه عمل درآید

دانایی زمانی معنا دارد که به قوه عمل درآید

جلسه لژیون ویلیام‌وایت همسفران کنگره۶۰ پارک پرنیان فولادشهر به استادی راهنمای ویلیام‌وایت همسفر زهرا با دستور جلسه « دانایی، دانایی مؤثر و سواد » و تولد پنج سال رهایی مسافر نیکوتین فریبا روز جمعه ۱۳ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

ابتدا این تولد را خدمت آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان، مسافر نیکوتین فریبا، رهجویان ایشان و همچنین تمامی اعضای کنگره۶۰ تبریک عرض می‌کنم. دستور جلسه اول، «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» و دستور جلسه دوم، تولد پنج سال رهایی مسافر نیکوتین فریبا است.

اگر بخواهم در مورد دانایی، دانایی مؤثر و سواد صحبت کنم در جزوه جهان‌بینی تعریف دانایی این‌گونه مطرح شده است: «دانایی؛ یعنی قدرت تشخیص ماهیت خواسته‌ها در هر شکل و لباسی.» همچنین در سی‌دی «جمع‌کنندگان» دکتر امین دژاکام می‌فرمایند: «گاهی انسان ممکن است به جای اینکه به دانایی برسد دچار توهم دانایی شود؛ یعنی در مکانی قرار می‌گیرد، مطالب را جمع‌آوری می‌کند و آموزش‌ها را می‌گیرد؛ ولی در جایی که باید از آن‌ها استفاده کند و به آن‌ها عمل نماید این کار را انجام نمی‌دهد.»

در کنگره۶۰، من علم زندگی کردن را از معلمان و استادانی مانند آقای مهندس دژاکام و دکتر امین فرا می‌گیرم. این آموزش‌ها را دریافت می‌کنم؛ اما زمانی که باید آن‌ها را در خانواده و اجتماع به کار ببرم و درست تفکر کنم تا بتوانم زندگی خوبی داشته باشم این کار را انجام نمی‌دهم. در نتیجه به جای دانایی، دچار توهم دانایی می‌شوم.

برای مثال من به عنوان همسفر ممکن است یک سال به کنگره‌۶۰ بیایم و آموزش‌ها را نیز دریافت کنم، مصرف‌کننده دخانیات هم باشم، سی‌دی‌های زیادی بنویسم و حتی رهایی هم گرفته باشم؛ اما هنوز برای سفر ویلیام‌وایت یا سفر تغذیه سالم خود اقدام نکرده باشم. این یعنی دانایی را دارم، در کنگره۶۰ آموزش گرفته‌ام و می‌دانم اضافه‌وزن برای من مضر است.

حتی می‌دانم دخانیات برای جسم من مضر است و همچنین می‌دانم غیبت و دروغ گفتن کار نادرستی است؛ اما همچنان به آن ضدارزش‌ها ادامه می‌دهم. این یعنی دانایی را در کنگره۶۰ کسب کرده‌ام؛ اما آن را به دانایی مؤثر تبدیل نکرده‌ام. وقتی من به عنوان همسفر از آموزش‌هایی که گرفته‌ام استفاده کنم، دانسته‌های خود را به قوه عمل درآورم و در لژیون ویلیام‌وایت و جونز سفر کنم، آن زمان می‌توانم بگویم که به دانایی مؤثر رسیده‌ام.

در سی‌دی «دانایی مردمان» آقای مهندس دژاکام می‌فرمایند: «انسان‌های دانا به پنج دسته تقسیم می‌شوند:

گروه اول: افرادی که می‌دانند علمی را دارند و باز هم دوست دارند بدانند و در تلاش هستند تا به دانایی خود اضافه کنند.

گروه دوم: انسان‌هایی که دانایی را دارند؛ اما از وجود دانایی خود خبر ندارند. برای مثال آب دارند؛ اما از آب استفاده نمی‌کنند یا من می‌دانم سیگار و دخانیات بد است؛ اما همچنان آن را مصرف می‌کنم.

گروه سوم: کسانی که نمی‌دانند؛ اما می‌خواهند بدانند مانند من که نمی‌دانستم درمان سیگار یا متد DST و درمان مواد به چه صورت است. به کنگره ۶۰ آمدم، آموزش گرفتم و روش درمان را یاد گرفتم.

گروه چهارم: افرادی هستند که نمی‌دانند و بر جهل خودشان نیز پافشاری می‌کنند؛ یعنی موضوع غلط و اشتباهی را آموزش گرفته‌اند و هرچقدر به آن‌ها گفته می‌شود که اشتباه می‌کنند، همچنان بر باور خود پافشاری می‌کنند.

گروه پنجم: افرادی هستند که نمی‌دانند و خودشان نیز خبر ندارند که دانایی ندارند و در جهل مرکب باقی می‌مانند.

سواد نیز همان تحصیلات و دانشی است که انسان‌ها دارند و از ابزارهای دانایی محسوب می‌شود و باید وجود داشته باشد. نمی‌شود گفت سواد اصلاً گزینه خوبی نیست و فقط باید بر دانایی و دانایی مؤثر تکیه کرد. این سه؛ یعنی دانایی، دانایی مؤثر و سواد، مکمل یکدیگر هستند و یکدیگر را کامل می‌کنند. دانایی به درست اندیشیدن و درست تفکر کردن مربوط می‌شود.

انسان‌های زیادی هستند که سواد و مدرک تحصیلی بالایی دارند؛ اما نمی‌توان گفت که دانایی کاملی دارند. شاید در یک رشته خاص دانایی کسب کرده باشند؛ اما در سایر زمینه‌ها این‌گونه نباشد. انسان باید دانسته‌های خود را به عمل تبدیل نماید و اما تولد راهنمای ویلیام‌وایت همسفر فریبا است. ایشان اولین رهجوی من در پارک بودند. زمانی که در پارک شهدای شهرداری لژیون ویلیام‌وایت داشتم، ایشان حدود یک ماه از پشت درختان به لژیون نگاه می‌کردند و می‌رفتند.

هفته بعد دوباره می‌آمدند، من را در آغوش می‌گرفتند و باز می‌رفتند. من می‌دانستم که ایشان می‌خواهند به لژیون ویلیام‌وایت بیایند؛ اما نمی‌آمدند برای اینکه از قضاوت شدن ترس داشتند یا خجالت می‌کشیدند. من تنها در لژیون بودم و می‌دیدم که ایشان می‌آیند از پشت درختان نگاهی به من می‌اندازند و می‌روند. تا اینکه بالاخره بر ترس خود غلبه کردند و سفر کردند. زمانی که آمدند و سفر خود را آغاز کردند، توانستند دانایی خود را در زمینه دخانیات به دانایی مؤثر تبدیل کنند.

ایشان سفر بسیار خوبی داشتند، رهجویی فرمان‌بردار و دلسوز هستند و عاشق خدمت می‌باشند. بعد از رهایی ویلیام‌وایت در آزمون قبول شدند و صادقانه خدمت کردند.به نظر من یک همسفر با ورودش به کنگره۶۰ به آن دانایی و بیداری می‌رسد که سیگار و دخانیات برای من مضر است؛ اما اینکه نمی‌آید و سفر نمی‌کند به مثلث جهالت برمی‌گردد. چون مثلث دانایی و مثلث جهالت در مقابل یکدیگر قرار دارند.

اشخاصی که به کنگره۶۰ می‌آیند؛ اما سفر نمی‌کنند به نظر من این موضوع به همان منیت، ترس و ناامیدی برمی‌گردد و این عوامل باعث می‌شوند که انسان نتواند از دروازه مثلث جهالت عبور کند. پس برای اینکه از مثلث جهالت عبور کنم و وارد مثلث دانایی شوم، مستلزم این است که دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل نمایم.

سخنان مسافر نیکوتین فریبا:

خداوند را شاکر هستم که بار دیگر در پارک حضور پیدا کردم تا از این فضا لذت ببرم و آموزش بگیرم.  از خداوند بسیار سپاسگزارم که توانستم تا به امروز در این جایگاه بمانم و بتوانم تولد پنج سال رهایی‌ام را جشن بگیرم. از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان تشکر می‌کنم که این بستر را فراهم کردند تا ما همسفرها که تخریب‌های ما از مسافرانمان هم بیشتر بود به این مکان آمدیم، آموزش گرفتیم و از تاریکی‌ها خارج شدیم.

از راهنمای ویلیام‌وایت همسفر زهرا بسیار سپاسگزارم که در این مسیر به من کمک کردند. باور نداشتم که بتوانم روزی سیگار خود را کنار بگذارم و همیشه می‌گفتم این کار غیرممکن است به دلیل اینکه قبلاً به‌صورت سقوط آزاد این کار را انجام داده بودم؛ اما هر بار که دوباره نیکوتین مصرف می‌کردم میزان مصرف من بسیار بالاتر می‌رفت. از همسفر شهرزاد تشکر می‌کنم که در این مسیر به من خیلی کمک کردند.

ایشان بودند که به من گفتند در پارک شهدای شهرداری، لژیون ویلیام‌وایت برگزار می‌شود و هر کسی که مصرف نیکوتین دارد می‌تواند وارد این لژیون شود و ایشان در روز تجلیل من گفتند که اصلاً باورشان نمی‌شد مصرف‌کننده سیگار باشم تا اینکه من گفتم مصرف سیگار دارم و می‌خواهم وارد لژیون ویلیام‌وایت بشوم و بسیار خوشحال شدند.

من اولین رهجوی راهنمای ویلیام‌وایت همسفر زهرا در پارک و اولین راهنمای ویلیاموایت در شعبه سهروردی بودم که به لطف خداوند توانستم چهار سال و نیم به همسفرهایی که مانند خود مصرف نیکوتین دارند کمک کنم تا درمان شوند و از تاریکی‌ها بیرون بیایند و رها شوند. اگر در مورد مصرف نیکوتین خود بخواهم بگویم، زمانی که مصرف می‌کردم خود را نمی‌دیدم؛ زیرا کسی که در گود است خودش را نمی‌بیند.

من از بیرون دیگران را می‌دیدم که به چه‌صورت هستند؛ اما آن خشمی که در اثر مصرف سیگار و قلیان داشته‌ام همیشه در وجود من بود. به کنگره۶۰ آمدم و در بخش همسفران در لژیون راهنمای جهان‌بینی همسفر شهرزاد بودم؛ اما آن خشم هنوز در من وجود داشت، حتی یکی از هم‌لژیونی‌های من می‌گفت که وقتی مشارکت می‌کردی من از تو می‌ترسیدم و این برای یک خانم که ظرافت دارد، خیلی وجه خوبی ندارد. نیکوتین باعث شده بود خشم در من انباشته شود.

من نزدیک به ۲۵ سال مصرف نیکوتین داشتم و باور نداشتم که یک روز بتوانم درمان بشوم؛ ولی در حال حاضر پنج سال از رهایی‌ام می‌گذرد و هیچ میلی به مصرف نیکوتین ندارم. انسان در زمان مصرف نیکوتین، دست به هر کاری می‌زند و من بارها این موضوع را گفته‌ام. یک روز ساعت چهار صبح سیگار من تمام شده بود از خانه بیرون رفتم؛ اما همه مغازه‌ها بسته بودند به‌جز یک مغازه کله‌پزی، وارد مغازه شده و به صاحب مغازه گفتم: آقا، سیگار دارید؟ ایشان گفتند: اینجا که سیگار نمی‌فروشند، گفتم: نه، خودتان مگر سیگار مصرف نمی‌کنید؟ گفتند: بله، گفتم: یک نخ به من بدهید.

ایشان پاکت سیگارشان را آوردند و گفتند هرچند تا نخ که می‌خواهید بردارید. فکر می‌کنید این موضوع برای یک خانم چقدر می‌تواند بد باشد؛ چون بدن من به یک نخ سیگار نیاز داشت، غرور و شخصیت خود را زیر پا گذاشته و از آن مرد یک نخ سیگار گرفتم. خدا را شکر می‌کنم که در این مکان توانسته‌ام درمان بشوم. دیروز به برادر خود گفته‌ام فردا تولد پنج سال رهایی‌ام است و به من گفت آفرین، امیدوارم من هم بتوانم سفر کنم.

هیچ‌کس باورش نمی‌شود که روزی سیگار خود را در فریزر مخفی می‌کردم تا مسافر من آن را پیدا نکند، توانسته باشم به این راحتی درمان بشوم. خدا را شاکر هستم که مسافر من بعد از چهار سال دوباره به کنگره۶۰ آمد، اکنون خدمتگزار است و من از این بابت بسیار خوشحال هستم. من از مسافر خود بسیار تشکر می‌کنم؛ زیرا من به‌واسطه ایشان وارد کنگره۶۰ شدم.

مسافر من همیشه می‌گوید اگر تو به کنگره۶۰ نمی‌رفتی، شاید من هم دیگر هیچ‌وقت نمی‌رفتم و از این بابت خوشحال هستم که به‌واسطه حضور من یک نفر دیگر هم رها شد. از هم‌ لژیونی‌های خود هم در لژیون جهان‌بینی و هم لژیون ویلیام‌وایت بسیار تشکر می‌کنم که همیشه از همه آن‌ها انرژی و آموزش می‌گیرم. امیدوارم همه سفر اولی‌هایی که در لژیون ویلیام‌وایت هستند بتوانند به رهایی برسند و اگر خداوند عمری باقی بگذارد، بتوانم پنج سال رهایی همه آن‌ها را ببینم.

تایپ و رابط خبری: راهنمای ویلیام‌وایت همسفر زهرا (نمایندگی میرداماد)
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیام‌وایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیام‌وایت کنگره۶۰

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .