جلسه هشتم از دوره هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دماوند به استادی مرزبان همسفر پروانه، نگهبانی همسفر افسانه و دبیری همسفر جمیله با دستور جلسه (از فرمانبرداری تا فرماندهی) روز سهشنبه ۱۷شهریوماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
همانطور که میدانید، ما در کنگره، در طول سال، ۴۸ دستور جلسه داریم. یکی از دستور جلسههایی که بسیار مهم است، بهویژه در سفر اول، همین دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است؛
به این دلیل که شخصی که میخواهد به فرماندهی برسد، باید «مثلث دانایی» را کاملاً درک کند و سه ضلع آن، یعنی «آموزش، تجربه و تفکر» را بهصورت موازی به مرحله رشد برساند.
تفاوت فرمانده و فرمانبردار در اینجاست که فرمانده در هر زمینه ای که فرمانده شده به نقطه تحمل لازم رسیده است و می داند که راه کجاست و به کجا می رود به زبان ساده فردی است که می داند چه باید کرد .
در مقابل فرمانبردار فردی است که راه را نمی داند و گویی به بند آمده و نمی داند چه باید کرد اینجاست که با فرمانبرداری و ادامه دادن می تواند به جایی برسد که گویی از بند آزاد شده و می تواند فرمانده شود .
تمامی جایگاه ها در کنگره از فرمانبرداری عبور کرده اند و با چشم گفتن و عمل کردن طی مدت زمانی به مراحل خاص فرماندهی رسیده اند . یک فرمانبردار واقعی چشم می گوید و عمل می کند و در آینده نتیجه عمل را می بیند.
خداوند بعد از خلقت انسان اختیار را به ما هدیه داد چون میدانست که انسان میتواند با اجرای قوانین و فرمانبرداری از قدرت مطلق به فرماندهی برسد. در آن نقطه دیگر هیچ خواستهای برای انسان غیرممکن نیست و هر چه بگوید شو، همان شود.
حالا اتفاقی که در جمعیت احیای انسانی کنگره 60 میافتد را میبینیم، همان طور که از نام آن پیداست، در آن احیا و زندگی دوباره انسانی شکل میگیرد. این احیاء در سایه چه چیزی است؟ بیاییم زندگی قبل از کنگره یک مصرفکننده (مسافر و همسفرش) را تصور کنیم. مسافر به جای اینکه فرمانده جسم و یا همان شهر وجودی خود باشد و خود به تمام اعضای ظاهر و باطن خود فرمان دهد به کجا میرود و اسیر چه چیزی است به غیر از اینکه نیروهای تخریبی و بازدارنده (شیطان)، او را در دامان سیاه خود گرفته است و هر روز با تخریبها و آموزشهای غلط او را به سرزمین سیاه و تاریک خود نزدیکتر میکند. انسانی که به تعبیری جهان اصغر است و حال تبدیل به دهی ویرانه شده و فرماندهی این ده را کسانی بر عهدهدارند که فقط به خواستههای نفس اماره خود میاندیشند و نه جایگاه والای انسانی و نفس مطمئنه و فرد مصرفکننده که حتی در مواقعی فرمان خواب و بیداری و آب دهان و بینی در اختیارش نیست را روز به روز به پرتگاه تاریکیها راهنمایی میکنند و تصور کنید که این فرد دیگر چه جایگاهی در خانواده و اجتماع دارد؟ فردی کاملاً عاجز و از همه جا کاملاً رانده و مانده.
اما آن طرف داستان فردی به ظاهر آرام و سالم ولی در باطن پر از آشوب و بحران به نام همسر، پدر، مادر، خواهر، برادر و یا اطرافیان دیگری که حال خوبی ندارند و بدتر از آن نمیداند که چرا حالش خوب نیست. حالا بعد از ورود به کنگره چگونه میشود که احیای زندگی اتفاق میافتد؟ در ابتدا نام آن دو نفر میشود مسافر و همسفر و این همان حرکت است از تاریکی به طرف روشنایی، از قهر به مهر، از جهل به دانایی و نکته مهم که در این تغییر از سیاهی به رنگینکمان است. به همین دلیل است که این افراد از خودفرمانی به فرمانبرداری از قوانین کنگره 60 که الگوبرداری از کلام خداست میرسند و بعد از فرمانبرداری پله پله نزدیک شدن به ایمان و فرمان عقل، به فرماندهی میرسند. همان فرماندهی که قدرت مطلق وعده داده است و حال دیگر جسم و روان در اختیار خود فرد است و این همان آرامش است که قبل از کنگره برای هر لحظه آن میجنگیدیم و راه به جایی نمیبردیم.
در وادی چهاردهم چه زیبا گفته است؛ برای آنانی که حال خوش ندارند، دو راه بیشتر وجود ندارد یا به نیروهای راستین که خواستار حق و حقیقت هستند، ملحق شوند و یا صبر کنند که نیروهای مخرب و بازدارنده آنها را با گردبادهای عظیم به عمق ظلمات هدایت کنند.
پس بدانیم که فرمان برای امنیت و آرامش و آسایش ماست و تخطی از آن باعث به وجود آمدن گرههایی در شهر وجودی و جسم و جان ما میشود و برای بازگرداندن آرامش چه بازپرداختهایی که باید داده شود تا فرماندهی از نیروهای تخریبی، بازدارنده و منفی بازپس گرفته بشود.

در ادامه خداقوت و قدردانی از نگهبان سایت دوره قبل و تبریک و معارفه نگهبان دوره جدید سایت

مرزبانان کشیک: همسفر زهره، مسافر محمد
عکاس: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر ندا(لژیون سوم)
تایپ: همسفر مونا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر پروانه
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
215