دیدهبان از دید ما هم دیدهبانی میکند.
دیدهبان از حالِ هر بیمار هم دیدهبانی میکند.
دیدهبان لطفش دوچندانتر ز یک کهنهرفیق
دیدهبان از راهِ شیرینِ رهایی دیدهبانی میکند
دیدهبان در راهِ خدمت، نظم و رشد
دیدهبان تاریکیِ جسم و دلم را هر دو کُشت
ای ستون، ای استوار، دانا، حکیم
ما دعاگوی شما هستیم تا هفتاد پشت
دیدهبان تا افق روشن ز هر اندیشه بود
از تهِ قلبت برایم مهربانی کردهای
روزِ تقدیر از تو آمد، روزِ توست
کاش این پاکت درونش صد هزار الماس بود
بارِ اول مهرِ او بر دل نشست و شد وجودم پرامید
شد به یکباره سرور و شادی و نور و نوید
از برای کنگره یاری توانا همچو کوه
مانی و مانا بمانی، جایگاهت باشکوه
نگارنده: مسافر طوبی-لژیون ششم ـ نمایندگی لاله کرج
بازبینی:مسافر خاطره
ارسال:همسفر فاطمه
- تعداد بازدید از این مطلب :
32