به نام قدرت مطلق الله
دلنوشته همسفری از آموزشهای کنگره و سیدیهای آموزشی
پیش از آن که وارد کنگره شوم، فکر میکردم منشأ تمام مشکلات زندگیمان، مسافرم، اطرافیان و خدا هستند، همیشه گله و شکایت داشتم. حال خوشی نداشتم همیشه پریشان، خسته و دلمرده بودم و از مسافرم، اطرافیان و مخصوصاً خداوند که چرا زندگی و سرنوشت من را این طور رقم زده بود، بسیار منزوی و عصبی شده بودم؛ حتی وقتی تلفنم زنگ میخورد جواب هیچ کس را نمیدادم و فقط مینشستم به مشکلاتم فکر میکردم. زمانی که مسافرم از سرکار میآمد تمام عقدههایم را بر سرش خالی میکردم و با دعوا و گریه تا نزدیکی صبح بیدار میماندم و بعد میخوابیدم، ظهر با حال بد و سردرد بیدار میشدم و علت این که حوصله هیچ کس را نداشتم هم همین بود.
از آنجایی که چند نفر از اعضاء خانواده قبلاً وارد کنگره شده بودند با کنگره آشنایی داشتیم؛ ولی من و مسافرم در برابر آمدن به کنگره مقاومت میکردیم، اوایل مسافرم خواسته رفتن به کنگره را داشت؛ ولی به خاطر شرایط کاری و مسائل دیگر، آن را پشت گوش میانداخت. پس از اتفاقی که باعث شد تمام خانواده علنی متوجه مصرف مسافرم شوند و مسافرم هیچ راه بازگشتی نداشته باشد، تسلیم شد و تصمیم قطعی گرفت که به کنگره بیاید و درمان خودش را زیرنظر راهنما شروع کند؛ ولی من لجبازی کردم، مانعش شدم و میگفتم: تو باید برای ترک پیش دکتر متخصص بروی یا خودت قرصت را ترک کنی و نمیخواهم به کنگره بروی. من به خاطر ناآگاهیم داشتم زندگیمان را از آنچه بود خرابتر میکردم.
یک روز مسافرم بدون اطلاع من به کنگره رفت و وقتی آنجا بود به من پیام داد که به کنگره آمدهام؛ نمیدانم چه شد که انگار دلم آرام گرفت؛ اما با این حال، خودم صددرصد مخالف بودم و دو ماه طول کشید تا مسافرم، مرا راضی کرد که بیایم. اوایل ورودم به کنگره همواره عصبی بودم و نگران اینکه مبادا دوستان یا اعضاء فامیل بفهمند که ما به چنین جایی آمدهایم و متوجه شوند همسرم مصرفکننده بوده است یا از اعلام سفر میترسیدم که مبادا دیگران متوجه نوع مصرف مسافرم بشوند.
پس از مدتی، سرانجام اعلام سفر کردم و دیدم هیچ اتفاق خاصی نیفتاد و همه چیز روی روال است و دیگر دل به آموزشهای کنگره دادم و کمکم متوجه شدم که بعضی از مشکلات من به خاطر افکار و رفتار خودم بوده است و ذرهذره سعی کردم آموزش ببینم و اخلاق و افکارم را تغییر بدهم. امروز وقتی به سمیرا قبل از کنگره فکر میکنم، میبینم که شاید هنوز کامل نشده باشم؛ اما تغییرات زیادی داشتهام و هر روز بهخاطر تأثیراتی که کنگره روی خودم، مسافرم و زندگیمان گذاشته است، خدا را شکر میکنم و از خداوند میخواهم أذن ورود افرادی که پشت درهای کنگره هستند، زودتر صادر شود تا آنها هم بتوانند به حال خوش برسند، در پایان، تشکر ویژهای دارم از راهنمایم همسفر سهیلا که با راهنماییهای ایشان در لژیون هشتم به حال خوش رسیدم.
نویسنده: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون هشتم)
ویرایش: همسفر آیسودا رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون دوم) دبیر سایت
ارسال: همسفر رخساره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تختجمشید شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
58