همسفر مریم (م)
وقتی به دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» فکر میکنم، احساس میکنم این جمله برای من فقط یک دستور جلسه نیست، بلکه یک مسیر است؛ مسیری که باید آن را قدمبهقدم طی کنم.
گاهی در زندگی دوست داریم خودمان همه چیز را تعیین کنیم، دوست داریم حرف ما درست باشد و اتفاقها همانطور که میخواهیم پیش بروند. اما به مرور متوجه میشوم که همیشه اصرار و پافشاری کردن، نشانه قوی بودن نیست. گاهی قوی بودن یعنی بتوانم گوش دهم، آموزش بگیرم و قبول کنم که هنوز چیزهایی هست که باید یاد بگیرم.
فرمانبرداری برای من یعنی اینکه در مسیر درست قرار بگیرم و اجازه دهم آموزش روی من اثر بگذارد. فقط شنیدن کافی نیست؛ باید چیزهایی را که یاد میگیرم، کمکم وارد زندگیام کنم. شاید یک روز در یک موقعیت کوچک، به جای ناراحت شدن و جواب دادن، سکوت کنم و روز دیگر به جای قضاوت کردن، کمی بیشتر فکر کنم. همین تغییرهای کوچک میتوانند مرا برای مسئولیتهای بزرگتر آماده کنند.
من فهمیدهام که فرماندهی واقعی از بیرون شروع نمیشود، بلکه از درون خودم آغاز میشود. اگر نتوانم احساساتم را مدیریت کنم، اگر با هر اتفاقی آرامشم را از دست بدهم یا همیشه منتظر باشم دیگران تغییر کنند، هنوز سکان زندگی خودم را به دست نگرفتهام.
امروز سعی میکنم به جای اینکه مدام به رفتار دیگران نگاه کنم، بیشتر به خودم بنگرم و ببینم سهم من در هر اتفاق چیست. اگر اشتباهی میکنم آن را بپذیرم و اگر جایی نیاز به تغییر دارم، از تغییر کردن نترسم.
برای من، رسیدن از فرمانبرداری به فرماندهی شبیه بالا رفتن از پلههاست؛ نمیتوانم یکدفعه به آخر مسیر برسم، بلکه باید هر روز چیزی یاد بگیرم، تمرین کنم و صبور باشم.
شاید هنوز خیلی چیزها را بلد نباشم، اما همین که امروز نسبت به گذشته خودم آگاهتر شدهام، برایم ارزشمند است. میخواهم یاد بگیرم اول فرمانده خودم باشم؛ فرمانده افکارم، رفتارهایم و انتخابهایم.
امیدوارم در ادامه این مسیر آنقدر رشد کنم که تصمیمهایم از روی آرامش و آگاهی باشد، نه از روی ترس، عجله یا احساسات لحظهای.
همسفر سمیه (گ)
فرماندهی یعنی اینکه انسان بتواند نیروهای درونی و بیرونی خود را تحت اختیار و کنترل بگیرد. برای رسیدن به مقام فرماندهی، ابتدا باید فرمانبرداری را یاد بگیریم؛ چون هر کسی که میخواهد فرمانده خوبی باشد، ابتدا باید توانایی یادگیری و انجام دادن را در خودش ایجاد کند.
فرماندهی فقط به معنی دستور دادن نیست؛ بلکه شرط لازم برای رسیدن به آن، این است که فرد ابتدا فرمانبرداری را بهخوبی آموخته باشد. استاد امین در سیدی «از فرمانبرداری تا فرماندهی» میفرمایند: در کنگره، هر چیز به دو صورت است: صور آشکار و صور پنهان.
در صور آشکار، اگر به دست یا چشم خود بگویم «این وسیله را بردار» یا «به این تصویر نگاه کن»، بدن این کار را انجام میدهد؛ یعنی فرمانبرداری را انجام داده است. اما در صور پنهان، اگر بخواهم تصویری ایجاد کنم و روی آن متمرکز شوم، ولی چیز دیگری به وجود بیاید، یعنی آن چیزی که من میخواهم اجرا نشده است؛ پس فرماندهی من در این سطح کامل نیست و اجرا نخواهد شد.
برای مثال، فرد مصرفکننده فرماندهی خود را از دست داده است؛ مثلاً میخواهد روی مطلبی تمرکز کند اما نمیتواند. این انسان در زمینه نیروی درونی خود که شامل صور پنهان و جسم او میشود، فرماندهی خود را از دست داده و از این مقام خلع شده است.
فرماندهی در واقع جایگاهی است که انسان در آن قرار میگیرد. حالا اگر کسی بخواهد به نقطه طبیعی خود بازگردد، باید کارهایی را انجام دهد و این کارها را به صورت کلیدی پیش ببرد. هر کسی که میخواهد نیروهایی را که از دامنه اختیارش خارج شدهاند دوباره تحت فرمان بگیرد و به عبارتی «شو، شود» محقق گردد، باید فرمانبرداری کند و هیچ راهی جز این وجود ندارد؛ و جالب این است که این وضعیت برای او لذتبخش خواهد بود.
شرط لازم برای فرماندهی، فرمانبرداری است و برای اینکه فرد بتواند فرمانبرداری کند، نباید درباره استاد قضاوت کند و در مورد علم استاد نظر دهد؛ بلکه از استاد خود اطاعت کند و به سمت ارزشها حرکت نماید.
اگر من همسفر این کارها را انجام دهم و فرمانبرداری را بهخوبی یاد بگیرم، مطمئناً به فرماندهی خواهم رسید. این فرماندهی در حرمت کنگره است و اگر آنها را رعایت کنم، صددرصد به فرماندهی کامل میرسم.
رابط خبری:همسفر فاطمه(خ)رهجوی راهنما همسفرمهدیه (لژیون یکم)
ارسال:همسفر زهرا(خ)رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون یکم)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
30