English Version
This Site Is Available In English

برای فرمانده شدن باید همیشه فرمانبردار بود

برای فرمانده شدن باید همیشه فرمانبردار بود

جلسه سیزدهم از دوره بیستم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره‌۶۰ همسفران نمایندگی باباطاهر همدان به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه " از فرمانبرداری تا فرماندهی " روز دوشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه‌ی فرمانبرداری تا فرماندهی، این دستور جلسه خودش، خودش را برای ما معنی می‌کند. کلمه فرمانبرداری تا فرماندهی یعنی اگر فرمانبردار خوبی نباشی هیچ‌ وقت فرمانده خوبی نمی‌شوی

 برای فرمانده شدن باید همیشه فرمانبردار بود مثلاً اگر بخواهیم مثال بزنیم خیلی مثال‌ها می‌توانیم بزنیم. زمانیکه که هفت ساله شده وارد مدرسه می‌شویم؛

 باید تحصیل را شروع کرده، کم‌کم کلاس‌ها را بالا بیاییم و دربرابر معلم، مدیر یا استاد دانشگاه خود فرمانبرداری کنیم تا روزی به فرماندهی برسیم. 

همه کسانیکه دراین زمان این سمت‌ها را دارند یک روزی خودشان محصل یا دانش‌آموز بودند.

چقدر فرمانبرداری کردند، تنبیه شدند تا الآن به این سمت‌هایی که دارند رسیدند؛ یا همین در کنگره از وقتی که وارد جلسه و این کلاس می‌شویم تازه‌وارد هستیم، باید فرمانبردار خوبی باشیم تا بتوانیم فرمانده خوبی باشیم. 

از زمانیکه وارد این مکان مقدس می‌شویم از راهنمای تازه واردین یا راهنمای لژیون‌ها، مرزبانان، ایجنت، از همه آنها باید فرمانبرداری کنیم تا یک روزی فرمانده خوبی باشیم.

آقای مهندس می‌فرمایند: انسانها از سربازی به سرداری می‌رسند؛ یعنی روزی که سرباز هستند از فرمان‌ مافوقشان فرمانبرداری می‌کنند تا روزی که از سربازی به سرداری می‌رسند. مهمترین مسئله فرمانبرداری است.

 اگر ما فرمانبردار خوبی نباشیم هیچ وقت نمی‌توانیم فرمانده خوبی باشیم یک شاگرد یا یک رهجو که وارد کنگره می‌شود اگر فرمانبردار خوبی نباشد، هیچ وقت نمی‌تواند فرمانده خوبی باشد.

 به عنوان مثال باید اینجا از راهنمای خودش فرمانبرداری کند که چه ساعتی در شعبه حضور داشته باشد؟ چه زمانی شربت اوتی مصرف کند؟ این موارد را باید فرمانبرداری نماید.

یا مثلاً اگر رهجویی با مدرک تحصیلی خیلی بالایی مانند دکترا وارد کنگره می‌شود و متوجه می‌شود که سواد راهنمایش کمتر از دیپلم یا دیپلم است، باید قبول کند در راستای کنگره، ایشان هر چه که تحصیل دارد، هر کاره‌ای که هست، باید پشت در بگذارد و وارد اینجا شود. باید بداند که اینجا فعلاً تازه وارد است و هیچ چیزی از کنگره نمی‌داند و راهنمایی که زیر دیپلم سواد دارد از ایشان بیشتر می‌داند و باید فرمانبردار ایشان باشد. آقای مهندس می‌فرمایند: ما اینجا این مراتب فرمانبرداری تا فرماندهی را اجرا می‌کنیم تا به نتیجه مطلوبی برسیم در اینجا همه به یکدیگر احترام می‌گذارند و از وقتی که وارد شدیم باید رهجوی فرمانبرداری باشیم.

 باید از رهجوی فرمانبردار شروع کنیم تا روزی که راهنمای فرمانده باشیم. هیچ وقت فرمانبرداری کسر‌ شأن یک فرد نیست، هیچ وقت نمی‌شود گفت کسانی که فرمانبردار هستند کسر شأن دارند نه؛ فرمانبرداری هیچ وقت کسر شأن برای فرد نمی‌آورد. وقتی فرمانبردار باشد به خوبی فرمانبرداری کند، در آینده فرمانده خیلی خوبی می‌شود. استاد امین فرماندهی را اینگونه تعریف می‌کند: وقتی انسان کاری را انجام می‌دهد و یا از انجام دادن کاری حس خوبی پیدا می‌کند این به این معنی است که به نیروی خودش مسلط شده است و این تعریف فرماندهی است. فرماندهی دو نوع است، یک نوع صور آشکار دارد و یک نوع صور پنهان دارد

 صور آشکار مثلاً؛ الآن استکان را برمی‌دارم، فرمان دادم که این استکان را بردارم یا کجا بروم؟ این فرماندهی صور آشکار است ولی فرماندهی صور پنهان را در اعتیاد می‌شود کاملاً متوجه شد، این که یک فرد مصرف کننده کارهایی که قبلاً برایش قابل اجرا بود، الآن برایش قابل اجرا نیست. مثلاً می‌توانست قبلاً چندین ساعت کار کند یا بدود و کاری را انجام دهد، الآن آن کار برایش غیر قابل اجرا است و نمی‌تواند آن کار را انجام دهد. این به دلیل این است که مصرف کننده است و اگر بخواهد عین قبل چند ساعت بدود، چند ساعت بشیند یا چند ساعت کاری را انجام دهد، باید موادش را مصرف کند یا حتی باید تغییر مواد بدهد. مثلاً از تریاک به شیره و از شیره به شیشه می‌رود.

باید مواد مصرفی خود را تغییر دهد به موادهای سنگین‌تر و این تغییر موادها و یا تغییر اندازه مواد به خاطر این است که می‌خواهد به فرماندهی قبلی‌اش برسد، می‌خواهد فرماندهی قبلی‌اش را به دست بیاورد و برای اینکه عین قبل فرماندهی کند و این همه راه برود، بخاطر این است که تغییر مواد می‌دهد. 

همه انسانها در درون خود فرماندهی دارند و این در بین انسانها طبیعی است ولی موقعی که فرماندهی‌شان راخطری تهدید کند و خطری را احساس کنند، حاضر هستند هر بهایی را بخاطر این خطر پرداخت کنند که خطر فرماندهی را رفع کند و اعتیاد بهای سنگینی است که انسان در راستای فرماندهی می‌دهد، وقتی توانایی انسان افزایش پیدا کند فرماندهی آن هم افزایش پیدا می‌کند. استاد امین یک بچه را مثال می‌زنند و می‌گویند: وقتی بچه به دنیا می‌آید، هیچ کاری را بلد نیست تا اینکه کم کم چهار دست و پا می‌رود و بعداً می‌تواند کم کم دو سه قدم راه برود و بعداً راه بیفتد و کم کم حرف بزند، از مامان و بابا شروع می‌کند تا به جایی برسد که به درستی حرف بزند و این از فرماندهی است که مغزش به او فرمان می‌دهد که ای بچه، از نعمت‌هایی که خداوند به تو داده، از دست و پایی که خداوند به تو داده استفاده کن.

در نتیجه برای فرماندهی هیچ راهی به جز فرمانبرداری وجود ندارد، برای اینکه فرمانده خوبی باشیم، باید همیشه فرمابردار خوبی باشیم، از اینکه به صحبت‌های من توجه فرمودید ممنونم.

برگزاری لژیون تغذیه سالم 

 

 

مرزبان کشیک: همسفر سحر و مسافر مرتضی

تایپیست: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون یکم)

عکاس: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون هشتم)

ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر پروانه

همسفران نمایندگی باباطاهر همدان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .