هشتمین جلسه از دوره هشتم کارگاههای آموزشی، خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی رازی به استادی راهنمای تازهواردین مسافر محمد و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر هانی با دستور جلسه " از فرمانبرداری تا فرماندهی " در روز دوشنبه مورخه 1405/06/16 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر. قبل از هر چیز از مرزبانان و ایجنت محترم تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. برای من افتخار بزرگی است که در این جایگاه حضور داشته باشم و از آموزشهای کنگره استفاده کنم. هر چیزی که امروز درباره فرمانبرداری میخواهم بگویم تجربهای است که خودم در سفر اول داشتم. من با حال خیلی خراب وارد کنگره شدم و شرایط روحی خوبی نداشتم و قرصهای اعصاب مصرف میکردم. راهنمای من خودش سختیهای زیادی را پشت سر گذاشته بود و من تصمیم گرفتم راهی را که انتخاب کردهام باور کنم و به او اعتماد داشته باشم. شرایط سختی داشتم و شبها کابوس میدیدم و حالتهایی را تجربه میکردم که برایم ترسناک بود. بعدها فهمیدم راهنمایم خودش سختیهای زیادی را تحمل کرده و وقتی به من میگفت چه کار کنم پشت حرفهایش تجربه وجود داشت.
یک روز به من گفت «من راهنمای تو هستم از این به بعد فقط گوش کن و اجرا کن» من هم تصمیم گرفتم اعتماد کنم و فرمانبردار باشم. حتی در مورد قرصهای اعصاب هم مصرفم قطع شد و به مرور حالم بهتر شد. چیزی که در کنگره یاد گرفتم این بود که وقتی انسان باور و اعتماد کند ایمان هم به وجود میآید. وقتی یک تازهوارد وارد کنگره میشود شاید خیلی از حرفها را در ابتدا متوجه نشود اما گاهی یک جمله میتواند مسیر زندگی انسان را تغییر دهد. انگار خداوند یک کلام را در دهان یک انسان قرار میدهد و همان جمله میتواند به انسان نیرو بدهد تا حرکت کند.

من در سفر اول یاد گرفتم وقتی گوش میکنم و آموزشها را اجرا میکنم به حال بهتری میرسم. مسائل سخت سفر اول را به همین شکل پشت سر گذاشتم و بعد وارد خدمت شدم. وقتی وارد مرزبانی شدم احساس میکردم حسهای درونیام بسته است و حسهای منفی زیادی داشتم اما دوران مرزبانی برای من یکی از بهترین دورههای زندگیام بود. در آن دوره هدیههای زیادی گرفتم و به بعضی خواستههای درونیام رسیدم. جایگاه خدمت شاید در ظاهر سختی و مسئولیت داشته باشد اما هدیههایی که انسان از خدمت دریافت میکند بیشتر از سختیهای آن است. خدا را شکر میکنم که این مسیر را طی کردم و امروز در جایگاه تازهواردین خدمت میکنم و هر روز احساس میکنم کمی بهتر میشوم و بیشتر آموزش میگیرم.
امروز که در جایگاه تازهواردین هستم بیشتر متوجه ارزش این جایگاه میشوم. از خداوند و آقای مهندس تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار ما قرار دادهاند تا خدمت کنیم. یکی از چیزهایی که در کنگره یاد گرفتم این است که هرکس از آموزشها به اندازه فهم و دانایی خودش برداشت میکند. ممکن است آقای مهندس یک مطلب را بیان کنند و هرکدام از ما برداشت متفاوتی داشته باشیم. مهم این است که آموزش فقط در ذهن ما نماند و به فهم و بعد به عمل تبدیل شود. گاهی در جلسات و سیدیهای آموزشی مطلبی برای انسان باز میشود که شاید نتواند برای دیگران توضیح دهد اما خودش همان لحظه چیزی را درک میکند و حالش خوب میشود. همین فهم و دانایی است که باید در زندگی کاربرد داشته باشد.
به نظر من فرمانبرداری فقط این نیست که در کنگره به حرف راهنما گوش کنیم. فرمانبرداری یعنی آموزش را بگیریم آن را بفهمیم و در زندگی اجرا کنیم. اگر این اتفاق بیفتد کمکم از مرحله فرمانبرداری عبور میکنیم و به جایی میرسیم که بتوانیم فرمانده خوبی برای خودمان باشیم. در نهایت از خداوند آقای مهندس خانواده محترمشان راهنمایان مرزبانان و ایجنت محترم تشکر میکنم که این فرصت را به ما دادهاند تا در این مسیر آموزش ببینیم و خدمت کنیم. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید سپاسگزارم.

.jpeg)
عکس: مسافر مهدی
تایپ و ویراستاری: مسافر فاضل
بارگذاری: مسافر هانی
مرزبان کشیک: مسافر اسماعیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
35