English Version
This Site Is Available In English

اگر یک نفر در جایگاهی قرار دارد، مسیریست شخص طی کرده از پستی و بلندی‌ها گذشته تا به آن جایگاه رسیده است

اگر یک نفر در جایگاهی قرار دارد، مسیریست شخص طی کرده از پستی و بلندی‌ها گذشته تا به آن جایگاه رسیده است

امروز افتخار داریم از طرف گروه سایت پارک شهدای شهرداری، در خدمت راهنمای محترم، مسافر همت باشیم و با ایشان به گفتگو بپردازیم. در ابتدا از طرف گروه سایت، از ایشان بابت فرصتی که در اختیار ما قرار دادند، بسیار سپاسگزاریم.

《معرفی به رسم کنگره》 
سلام دوستان، همت هستم؛ مسافر. 
آنتی‌ایکس مصرفی: تریاک، شیره، الکل، B2 
مدت سفر: ۱۰ ماه و ۲۷ روز 
روش درمان: D.S.T 
داروی درمان: OT 
راهنما: آقای جلال امینی 
رهایی: ۳ سال و ۱۱ ماه 
ورزش: والیبال 

《نظر در مورد دستور جلسه هفتگی》 
دستور جلسات، مسائلی را برای ما روشن می‌کند. 
کسی که سفرش را در کنگره ۶۰ انجام می‌دهد، یک سری از کتاب‌های وادی‌ها و یک سری دستور جلسات مسیر راه را برای ما روشن می‌کند؛ مخصوصاً دستور جلسه هفته آینده با عنوان «فرمانبرداری تا فرماندهی» به من نشان می‌دهد که اگر یک نفر در جایگاهی قرار دارد، مسیری که آن شخص طی کرده از پستی و بلندی‌ها گذشته تا به آن جایگاه رسیده است.

در کنگره ۶۰ معمولاً روال کار بر این است که در سفر اول، خدمت آن‌چنانی به رهجو نمی‌دهند؛ مثلاً خدمت‌هایی مثل دبیری لژیون و خدمت‌های کوچک در لژیون داده می‌شود. بعد از رهایی و درمان سیگار، آن شخص می‌تواند خدمت‌ها و جایگاه‌ها را یکی‌یکی لمس کند؛ مثل دبیری، نگهبانی، مرزبانی و خدمت‌هایی که با انتخابات است. 
ولی سیستم و روال کار کنگره ۶۰ از ابتدا به این صورت بوده که یک شخص باید پلکانی این مسیر را طی کند؛ این‌طور نبوده که بخواهد از قدم اول، قدم آخر را بردارد. کسی که بخواهد این‌گونه جایگاه را لمس کند، به خودش آسیب می‌زند. در سیستم کنگره ۶۰ اگر یک نفر بدون اینکه رزومه داشته باشد و مقدمات راه را فراهم کرده باشد، در یک جایگاهی قرار بگیرد، به سیستم و ساختار آسیب می‌زند و آن را خراب می‌کند.

یک شعر زیبایی هم هست که می‌گوید: 
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف 
مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی 

آقای مهندس دژاکام در صحبت‌های روز چهارشنبه فرمودند که حتی یک سرباز وقتی بخواهد فرمانده شود، باید یکی‌یکی مراحل را طی کند؛ در هر جایگاهی آموزش لازم را ببیند و به آن پختگی برسد تا بتواند در جایگاهی که قرار می‌گیرد، به خودش و آن سیستم کمک کند. به نظر من غیر از این صورت، به خودش و سیستم آسیب می‌زند.

《نظر در مورد پارک و ورزش بر روند درمان》 
مثلث درمان در کنگره ۶۰ یکی از اضلاع آن جسم است: جسم، روان و جهان‌بینی. 
قطعاً برای به تعادل رسیدن جسم، یک سری ابزارهایی لازم است و یک سری کارها باید انجام بدهیم؛ یکی از آن کارها ورزش و تحرک است. ورزش در کنگره ۶۰ یک آیتم الزامی است و هر شخص باید یک رشته ورزشی داشته باشد؛ مخصوصاً خدمتگزاران که باید در پارک حضور داشته باشند و حضور و غیاب نیز انجام می‌شود.

برای خود من هم لذت بوده و برای جسمم یک انگیزه است؛ اگر در طول هفته مشغول کار هستم، بتوانم با همسفرم و خانواده به پارک بیایم و اوقات فراغت را طی کنم. یک مصرف‌کننده هیچ‌وقت روز جمعه را نمی‌دید و فقط فکر مصرف کردن بود؛ اما الان در جایگاهی قرار گرفته است که هم ورزش می‌کند و هم آموزش می‌بیند و با انرژی خوب و حال خوش به خانه برمی‌گردد و ادامه هفته را طی می‌کند. به نظر من در پارک می‌شود انرژی یک هفته را ذخیره کرد.

《خاطره‌ای از دوران حضور در کنگره ۶۰》 
تمام لحظات در کنگره ۶۰ خاطره و لذت‌بخش است. من از روز اول که به کنگره ۶۰ آمدم، به پارک آمدم. الان قانونی هست که تا دو ماه سفر نمی‌توانیم به پارک بیاییم. اولین هفته به من آدرس دادند که به پارک بروم؛ واقعاً برایم بیدار شدن سخت بود. به پارک که آمدم، یک جمعیت انبوهی را دیدم. دنبال لژیون گشتم تا پیدا کردم. صبحانه خوردن به‌قدری برایم سخت و مشکل بود که اصلاً یک لقمه هم از گلویم پایین نمی‌رفت. 
و من بعد از آن روز عاشق پارک و خدمت شدم. از همان روز اول می‌دیدم چقدر مهر و محبت میان بچه‌ها وجود دارد. کنگره ۶۰ برای من هر لحظه‌اش خاطره است؛ ولی آن روز را هر موقع به پارک می‌آیم، به یاد می‌آورم و در ذهنم مانده است.

《پیامی به سفر اولی‌ها》 
من به بچه‌های سفر اول می‌گویم که سفر اول مانند دوران نامزدی است؛ لذت‌بخش و زودگذر. افرادی از سفر لذت می‌برند که گوش‌به‌فرمان راهنما باشند و مسیری را که کنگره ۶۰ به آنها نشان می‌دهد، بروند. کسی که کارهایی را که مدنظر خودش است انجام می‌دهد، کار را برای خودش سخت می‌کند و راه را دور می‌کند. 
ولی راحت‌ترین کار در سفر اول این است که در مسیر حرمت‌ها، قوانین و آموزش‌های کنگره ۶۰ و راهنما حرکت کنند. اگر در این مسیر حرکت کنند، راحت می‌توانند به درمان اعتیاد برسند. در سفر اول چیزی که مهم است این است که شخص از سفر لذت ببرد؛ اینکه در گذشته چه کاری انجام داده‌ام مهم نیست و نباید به سفر دوم فکر کند؛ حتی به پله بعدی هم فکر نکند و در لحظه زندگی کند و سعی کند هر روز به خودش انرژی بدهد.

《کلام آخر》 
تشکر می‌کنم از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان که این بستر را فراهم کردند و همچنین از راهنمای بزرگوارم، آقا جلال امینی، که همواره برای من یک الگو بودند و آموزش‌های بسیاری از ایشان گرفتم. 
تشکر می‌کنم از شما و گروه سایت شهدای شهرداری برای وقتی که در اختیار من قرار دادید.

 

تایپیست : مسافر مرتضی

مصاحبه کننده : مسافر محمد

ارسال مطلب : مسافر امیرحسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .