سلام دوستان گلبوته هستم یک همسفر
فرماندهی یعنی انسان بتواند نیروهای درونی و بیرونی خود را تحت اختیار و کنترل بگیرد. برای رسیدن به فرماندهی ابتدا باید فرمانبرداری را یاد بگیریم؛ زیرا کسی که میخواهد فرمانده خوبی باشد، ابتدا باید توانایی انجام دادن و یاد گرفتن را در خود ایجاد کند. فرماندهی فقط به معنی دستور دادن به دیگران نیست، بلکه در درون انسان نیز وجود دارد. برای مثال وقتی ذهن، دست، پا و سایر اعضاء بدن از خواسته و فرمان انسان پیروی میکنند، نشاندهنده وجود فرماندهی درونی است. هرچه تواناییهای انسان بیشتر شود، دامنه فرماندهی او نیز افزایش پیدا میکند. اعتیاد باعث میشود انسان به تدریج فرماندهی خود را از دست بدهد. فرد ممکن است چیزی بخواهد، اما نتواند آن را انجام دهد؛ یعنی خواسته و فرمان وجود دارد، ولی اجراء نمیشود. در نتیجه فکر، جسم و رفتار فرد از کنترل او خارج میشود و برای به دست آوردن دوباره این توانایی، حتی ممکن است هزینههای سنگینی بپردازد. انسان زمانی احساس شادی و توانمندی میکند که بتواند به نیروهای درونی خود مسلط شود. یادگیری مهارتهایی مانند ورزش، هنر، راه رفتن یا انجام دادن کارهای روزمره، نمونههایی از افزایش فرماندهی انسان بر نیروهای درونی خودش هستند. برای رسیدن به فرماندهی باید به دانایی مؤثر برسیم. شرط دانایی، آموزش است و آموزش نیز به وجود یک استاد و پذیرش آموزشهای او نیاز دارد. بنابراین، انسان باید ابتدا فرمانبرداری صحیح را یاد بگیرد تا بتواند در مرحله بعد به فرماندهی برسد. همچنین برای خارج شدن از تاریکی و رهایی از فرمانبرداری نفس اماره، باید از یک منبع درست، آموزش و راهنمایی بگیریم. فرمانبرداری آسان نیست، زیرا نفس اماره دوست ندارد کنترل خود را از دست بدهد. فرد باید بتواند بدون قضاوت و با پذیرش آموزش، مسیر درست را طی کند. در نتیجه فرماندهی واقعی زمانی به وجود میآید که انسان با آموزش، فرمانبرداری، کسب دانایی و افزایش توانایی، دوباره اختیار نیروهای جسمی و درونی خود را به دست آورد.
سلام دوستان غزاله هستم یک همسفر
کسی که میخواهد به فرماندهی برسد، شرط اول این است که ابتدا فرمانبرداری را یاد گرفته باشد. فرماندهی دو صورت دارد، صورپنهان و صورآشکار. در قسمت صور پنهان فرمان دادن یعنی انسان از درون به دست خود بگوید که لیوان را بردارد و دست از این فرمان تبعیت کند و لیوان را بردارد. زمانی که ما بیمار میشویم یعنی جسم از فرمان ما تبعیت نمیکند. صورآشکار فرماندهی مانند یاد گرفتن زبان است که ما از یک سیستمی فرمانبرداری میکنیم و زبان یاد میگیریم. زمانی که شخص وارد جهان عتیاد میشود، فرماندهی جسم خود در صورآشکار و پنهان از دست میدهد، یعنی درصورت مصرف نکردن مواد، اندامها و حتی افکار و اندیشه او فرمان نمیگیرند. ممکن است بگوید من قبلاً حافظه خوبی داشتم، کلی شماره تلفن حفظ بودم، ولی الان چیزی در حافظهام نیست؛ علت این است که حافظهاش از او فرمانبرداری نکرده و بدون اطلاع فرد، تمام اطلاعات حافظه را حذف کرده است. اگر شخص بخواهد از این وضعیت خارج شود، به نقطه طبیعی برگردد و فرماندهی جسم خویش را به دست بگیرد، اولین شرط این است که فرمانبرداری کند. در واقع فرماندهی یعنی مسلط شدن به نیروهایی درون و بیرون که باعث ایجاد شادی و شعف در فرد میشود.
رابط خبری: همسفر غزاله رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
47