English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- فرمانده شدن از فرمانبرداری شروع می‌شود.

گروه خانواده- فرمانده شدن از فرمانبرداری شروع می‌شود.

در کنگره۶۰، هر موضوعی که قرار است مطرح شود، باید ابتدا بررسی شود که آیا برای انسان‌ها مفید و قابل استفاده هست یا خیر. اگر موضوعی ارزش آموزشی داشته باشد، مطرح می‌شود. دستور جلساتی که در کنگره مطرح می‌شوند، موارد بسیار ارزشمند و آموزنده‌ای هستند که در مسیر انسان‌سازی مورد استفاده قرار می‌گیرند و آموزش‌های کنگره از این طریق به سایر اعضا منتقل می‌شود. دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» نیز برای تمام اعضای کنگره دارای آموزش است.

 

 انسان برای رسیدن به هر جایگاهی، ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشد و فرماندهی نیز از همین فرمانبرداری آغاز می‌شود. وقتی کلمه «فرمانده» را می‌شنویم، ممکن است در ذهنمان یک فرمانده نظامی تداعی شود کسی که دستور می‌دهد و دیگران فرمان او را اجرا می‌کنند؛ اما در کنگره، فرماندهی هم در صور آشکار و هم در صور پنهان وجود دارد. برای مثال، اگر من به چشم خود بگویم «بسته شو» و چشمم بسته شود، یا به دستم بگویم «حرکت کن» و دستم حرکت کند، این یعنی من بر جسم خود فرماندهی دارم. وقتی انسان مصرف‌کننده مواد می‌شود، یکی از اولین چیزهایی که از دست می‌دهد، همین فرماندهی است.

 

 یعنی مواد تعیین می‌کند که چه زمانی بخورد، چه زمانی بخوابد و چه کاری انجام دهد. بعد از مدتی، بسیاری از کارهایی را که قبلاً انجام داده است، دیگر نمی‌تواند انجام بدهد؛ حتی گاهی کارهایی را دوست دارد انجام دهد، فرمان آن را هم می‌دهد، اما اجرا نمی‌شود؛ چون دیگر فرمان در اختیار خودش نیست. در واقع، همه انسان‌ها دوست دارند فرمانده باشند، اما در سیستم کنگره۶۰، بهترین کار برای کسی که وارد کنگره می‌شود این است که ابتدا یک فرمانبردار خوب باشد؛ یعنی هر آموزشی را که از راهنما و استادان دریافت می‌کند، با عشق و احترام اجرا کند.

 

من خودم حدود ۷ سال پیش وارد کنگره شدم. از همان ابتدا از راهنما و استادان شعبه شنیدم که یک فرمانده خوب، ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشد. این جمله در ذهن من ثبت شد و تلاش کردم از همان ابتدا فرمانبردار باشم. هر فرمانی که به من داده می‌شد، با دل و جان چشم می‌گفتم. وقتی انسان به تواضع و فروتنی عادت کند، این صفات در وجودش ماندگار می‌شوند. به عقیده من، انسان حتی زمانی که به جایگاه‌های بالاتر می‌رسد، باز هم بایدخودش را فرمانبردار بداند. من نیز از خدمات کوچک شروع کردم؛ از نظافت گرفته تا حضور و غیاب، و همه این کارها را با عشق انجام می‌دادم. بعد از رهایی و ورود به سفر دوم، خواسته‌ام این بود که به خدمت زیبای مرزبانی برسم.

 

 تلاش کردم و چون واقعاً این خواسته را داشتم، خداوند نیز مسیر را برایم فراهم کرد. بعد از چند بار شرکت در آزمون، موفق شدم به جایگاه راهنمای تازه‌واردین برسم. از قبل دوست داشتم این خدمت را تجربه کنم و خدا را شکر که موفق شدم. وقتی از بچه‌ها شنیدم که در آزمون قبول شده‌ام، آن‌قدر ذوق‌زده شدم که همان‌جا در لژیون سردار سجده شکر به جا آوردم و از خداوند و آقای مهندس سپاسگزاری کردم؛ زیرا خدمتگزار بودن و کمک به دیگران، یک خواسته درونی و قلبی برای من بود. انسان وقتی توانمند می‌شود و می‌تواند فرماندهی کند، احساس شادی و شعف می‌کند. حتی یک کودک، وقتی برای اولین بار می‌ایستد یا اولین کلمه را بر زبان می‌آورد، از توانایی خودش لذت می‌برد.

 

 وقتی انسان کاری را انجام می‌دهد و می‌بیند که فرمانش اجرا می‌شود، احساس خوبی پیدا می‌کند. این یعنی تسلط بر نیروها و رسیدن به فرماندهی. امیدوارم با آموزش‌های ناب آقای مهندس و استادان کنگره۶۰، بتوانیم در این مسیر حرکت کنیم و به فرماندهی واقعی برسیم؛ فرماندهی بر جسم، روان و جهان درون خود. خدا را هزاران بار شکر و سپاسگزارم که در مسیر سبز کنگره قرار گرفتم تا بتوانم خدمتگزار باشم و به همنوعان خود خدمت کنم.

 

نویسنده: راهنمای‌تازه‌واردین همسفر زهرا 

ویرایش: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر ایران(لژیون اول )

ارسال: راهنمای‌تازه‌واردین همسفر سمیرا نگهبان سایت 

همسفران نمایندگی دورود

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .