English Version
This Site Is Available In English

قبل از کنگره، انواع و اقسام راه‌ها رو تجربه کرده بودم

قبل از کنگره، انواع و اقسام راه‌ها رو تجربه کرده بودم

به نام قدرت مطلق 

سیزدهمین  جلسه از دوره دوم جلسات عمومی  کنگره ۶۰ نمایندگی لواسان با استادی مسافر هادی و نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر حسام با دستور جلسه فرمانبرداری و فرماندهی مورخ 14 شهریور ۱۴۰۵ راس ساعت 17 آغاز بکار نمود و در ادامه رهایی مسافر قاسم به شرح تصاویر میباشد

خلاصه سخنان استاد :

 سلام دوستان، هادی هستم یک مسافر.

قبل از هر چیز، از خداوند ممنونم که دوباره این فرصت و توفیق خدمت رو به من داد.

یک حال عجیب‌وغریبی دارم؛ واقعاً نمی‌دانم چطور می‌شود توصیفش کرد. انگار کلی مواد مصرف کردم! هم دهانم خشک شده، هم خیس عرقم، هم یه حال عجیب‌وغریبی دارم، هم یک استرس خاصی دارم قطعا در این جایگاه این احساس سازنده است.

اگر بخواهم راجع به دستور جلسه صحبت کنم، باید برگردم به روزی که وارد کنگره ۶۰ شدم.

روزی که وارد کنگره شدم، با یک موتور سرقتی وارد شدم. فکر نمی‌کنم در جمع حاضر کسی باشه که شیشه را به صورت خوراکی مصرف کرده باشه و شرایط مصرف من رو تجربه کرده باشه. مصرف شیشه من به این شکل بود که صبح از خواب بیدار می‌شدم، دو تا پَر شیشه می‌گذاشتم زیر زبونم و با یک نصفه قرص، اگر اشتباه نکنم آلپرازولام، شروع می‌کردم.

شیشه من رو بیدار می‌کرد و آلپرازولام من رو ریلکس می‌کرد؛ و بعد دوباره شروع می‌کردم به مصرف مواد دیگه تا بتونم به اصطلاح زندگی روزمره‌ام رو شروع کنم.

روزی که وارد کنگره شدم، با خودم گفتم: «یه جایی رو پیدا کردم که می‌تونم برم تریاکم رو از داروخانه و کلینیک بگیرم و دیگه همسفرم با من کاری نداشته باشه.»

قبل از کنگره، انواع و اقسام راه‌ها رو تجربه کرده بودم. من و خیلی از مسافرها، تجربه‌های تلخی از کمپ‌ها و روش‌های مختلف داشتیم.

یه روز توی کمپ خورشید، وسط زمستون، آب یخ روی من ریختن که غرورم رو بشکنن. ترور شخصیتی، ضرب‌وشتم و اتفاقات مختلفی رو تجربه کردم که احتمالاً خیلی از بچه‌هایی که مسافر هستن، می‌دونن من دارم از چی صحبت می‌کنم.

ولی من باز هم نفهمیدم.

و دوباره وارد کنگره شدم، اما نه برای اینکه درمان بشم؛ وارد شدم به این امید که مصرف موادم رو از یه جایی شروع کنم که دیگه مسافرم با من کاری نداشته باشه.

امروز، اما، از نقطه‌ای دارم با شما صحبت می‌کنم که شاید فاصله‌اش با شما فقط یک قدم، دو قدم یا سه قدم باشه؛ اما تجربه‌هایی که من در این هشت، نه سالی که از شما دور بودم به دست آوردم، واقعاً با چیزی که اون روزها تصور می‌کردم خیلی متفاوته.

و نکته مهم اینه که تمام این تجربه‌ها، به کمک کنگره ۶۰ شکل  گرفته است .


 

 مرزبان خبری :مسافر مصطفی 

عکاس : مسافر علیرضا 

بارگزاری : مسافر امیر رضا 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .