انسان در آغاز مسیر زندگی، گمان میکند آزاد است اما آزادی تنها به معنای توانایی انتخاب میان چند خواسته نیست، بلکه یعنی انسان بتواند بر خواستهها، افکار، هیجانات و رفتارهای خود فرمان براند. گاهی انسان بدون آنکه متوجه باشد، فرماندهی وجود خود را به نیروهایی بیرون از اراده خود یا نیروهای اهریمنی میسپارد؛ یک روز به مادیات، روزی به خشم، روزی به ترس، روزی به شهوت، روزی به تأیید دیگران و روزی به عادتهای نادرست.
در چنین شرایطی، انسان ظاهراً خودش زندگی میکند، اما در حقیقت بسیاری از تصمیمهایش را نیروهایی میگیرند که او را به دنبال خود میکشند و خودش حتی خبر هم ندارد. اعتیاد نمونه آشکار این اسارت است؛ جایی که انسان آرامآرام اختیار خود را از دست میدهد و چیزی که روزی تصور میکرد تحت فرمان اوست، سرانجام فرمانده او میشود.
بنابراین مفهوم فرماندهی در این نگاه، پیش از آنکه به معنای فرمان دادن به دیگران باشد، به معنای بازپسگیری اختیار و مالکیت خویشتن است. اما نکته عمیق اینجاست که راه رسیدن به فرماندهی، از خودفرمانی آغاز نمیشود بلکه از فرمانبرداری درست آغاز میشود. انسانی که سالها از خواستههای لحظهای خود فرمان برده است، نمیتواند ناگهان مدعی شود که فرمانده خویش شده است. او باید ابتدا یاد بگیرد چگونه به یک مسیر صحیح، یک آموزش درست و اصولی که او را از تاریکی خارج میکند، متعهد بماند.
در درمان اعتیاد، این مهم با فرمانبرداری و گوش و دل و جان سپردن به راهنما، اجرای دقیق برنامه درمان و صبر در طی کردن مسیر معنا پیدا میکند؛ اما در سطحی وسیعتریعنی انسان باید یاد بگیرد میان «هرچه دلم خواست» و «آنچه درست است» تفاوت قائل باشد.
گاهی آزادی واقعی در انجام ندادن خواستهای است که به ما فرمان میدهد. کسی که میتواند با وجود خشم، انتقام نگیرد؛ با وجود ترس، قدم درست را بردارد؛ با وجود تنبلی، مسئولیتش را انجام دهد و با وجود وسوسه، انتخاب ارزشمندتری داشته باشد، آرامآرام از فرمانبرداری نفس به فرماندهی عقل نزدیک میشود.
فرماندهی شهر وجودی را نمیتوان با تصمیمهای بزرگ و شعارهای زیبا بهدست آورد؛ بلکه از کوچکترین رفتارهای روزمره آغاز میشود. بهموقع بیدار شدن، بهموقع خوابیدن، انجام دادن یک وظیفه در زمان مقرر، وفادار ماندن به قولی که دادهایم، کنترل زبان، مراقبت از اندیشه، پذیرفتن اشتباه و فرار نکردن از مسئولیت، همگی تمرینهای فرماندهی هستند.
انسان نمیتواند ادعا کند بر زندگی خود مسلط است، اما میتواند بر یک عادت کوچک خود غلبه کند. فرماندهی یعنی فاصله میان «میدانم چه باید بکنم» و «واقعاً انجامش میدهم» هر روز کمتر شود. در این دستور جلسه که یک قانون در کائنات است؛ مسئولیتپذیری پایه فرماندهی است، زیرا تا زمانی که انسان علت شکستها و آشفتگیهای زندگی خود را فقط در دیگران، شرایط، گذشته، جامعه یا شانس جستوجو میکند، هنوز کلید شهر وجودی خود را در دست نگرفته است.
فرمانده واقعی ابتدا از خود میپرسد: سهم من در این وضعیت چیست و در این لحظه چه کاری از من ساخته است؟ فرماندهی درونی زمانی ارزشمند میشود که از درون به بیرون جاری شود. کسی که هنوز بر خشم، ترس، تنبلی، دروغ، بینظمی و خواستههای مخرب خود فرمان ندارد، چگونه میتواند به دیگران فرمان بدهد؟ به همین دلیل، فرماندهی انسان بر خانواده، کلاس، گروه یا جامعه، مرحلهای پس از فرماندهی بر خویشتن است. معلم، پدر، مادر، راهنما یا هر انسانی که مسئولیت دیگری را بر عهده میگیرد، پیش از هر چیز باید درون خود را اداره کرده باشد.
فرماندهی حقیقی با زور و سلطه تفاوت دارد؛ فرمانده واقعی کسی نیست که دیگران از او بترسند، بلکه کسی است که خودش اسیر نیروهای درونی و بیرونی نباشد و بتواند با آگاهی، عدالت و مسئولیت تصمیم بگیرد. بنابراین هرچه انسان در درون خود منظمتر، آگاهتر و مسئولتر شود، تأثیر فرماندهی او در جهان بیرون نیز عمیقتر و سازندهتر خواهد شد.
در نهایت، «رهایی» را میتوان رهایی از هر چیزی دانست که اختیار انسان را میگیرد. ممکن است کسی مادهای مصرف نکند، اما هنوز اسیر خشم، قضاوت، ترس، غرور، حسادت، تأییدطلبی یا عادتهای مخرب خود باشد. رهایی حقیقی زمانی آغاز میشود که انسان بندهایی را که به نیروهای منفی متصلش کردهاند، یکییکی بشناسد و باز کند. این مسیر آسان نیست؛ زیرا فرماندهی خویشتن یک عنوان نیست، بلکه یک فرآیند طولانی آموزش، تزکیه، تصفیه، تجربه، شکست، دوباره برخاستن و مسئولیتپذیری است.
بزرگترین پیروزی انسان این نیست که بر دیگران فرمان براند، بلکه این است که روزی بتواند با اطمینان به خودش بگوید: من دیگر برده خواستههایم نیستم؛ من مسئول انتخابهایم هستم. آن روز، فرماندهی از بیرون به درون منتقل شده است؛ کلید شهر وجودی در دست خود انسان قرار گرفته و او قدمی واقعی در مسیر آزادی، تعادل و نزدیک شدن به فرمان عقل برداشته است.
منبع: سخنان آقای خدامی و سیدی فرمانروایان زمان
نویسنده: راهنما همسفر لیلی (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر ناهیده رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر نگار رهجوی راهنما همسفر لیلی (لژیون چهارم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر مرضیه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
165