همسفر سمیرا (س)
ما زمانی که به کنگره۶۰ پا میگذاریم در واقع قصد داریم فرماندهی خود را دوباره به دست آوریم و در این مسیر افرادی به نام "راهنما " به ما کمک میکنند. آیا از دست دادن فرماندهی فقط مختص مسافران است؟ خیر از دست دادن فرماندهی فقط مربوط به مصرف مواد نیست؛ بلکه همسفران با قضاوت کردن، حسادت، دروغ گفتن و افکار منفی در شهر وجودی اختلال به وجود میآورند در واقع وقتی یک همسفر نمیتواند خصوصیات اخلاقی خودش را تحت کنترل بگیرد در مرحله نفس اماره قرار میگیرد و فرماندهی از دستش خارج شده است و در مسیر آموزشها که قرار میگیریم، ذرهذره این فرماندهی پس گرفته میشود.
باید از ضدارزشها دوری کنیم و در کارهایمان نظم قرار دهیم. کسی که فرمانبردار خوبی باشد در حاشیهها، حرکت نمیکند و همیشه با یک حس خوب به دنبال جایگاههای بالاتر است، وقتی در مسیر خدمت کنگره۶۰ قرار میگیری ثبت این خدمتها گواهی بر حقیقت است که تو فرمانروای زمان و خواستههای خویش هستی. تشکر میکنم از آقای مهندس که ما را در مسیر درخشش قرار دادند و با آموزشهای نابشان نشانه اقتدار را در درون ما بیدار کردند تا بتوانیم آدرس واقعی خودمان را پیدا کنیم.
همسفر زینب
دکتر امین توضیح میدهد که وقتی از فرماندهی صحبت میکنیم، منظور فقط رئیس بودن یا دستور دادن به دیگران نیست. فرماندهی؛ یعنی انسان بر مجموعهای از نیروهای درونی و بیرونی خود احاطه داشته باشد و بتواند آنها را در جهت خواسته و هدف خود به کار بگیرد؛ بنابراین فرماندهی ابتدا از خود انسان شروع میشود. فرماندهی دو بخش دارد: صور آشکار: انسان به اعضاء بدن خود فرمان میدهد؛ مثلاً تصمیم میگیرد دستش کاری را انجام دهد و دست از فرمان او پیروی میکند. صور پنهان: فرمان دادن به نیروهای درونی است؛ یعنی افکار، احساسات، خواستهها و نیروهایی که درون انسان وجود دارند، تحت اختیار و مدیریت او قرار بگیرند، بنابراین ممکن است کسی در ظاهر فرمانده یک مجموعه باشد؛ اما در درون خودش نتواند خواستههایش را مدیریت کند. از دیدگاه آموزشهای کنگره۶۰، فرماندهی واقعی از فرماندهی بر خویشتن آغاز میشود. چرا باید از فرمانبرداری شروع کنیم؟ یکی از محورهای اصلی صحبت دکتر امین این است که کسی که میخواهد فرمانده خوبی باشد، ابتدا باید فرمانبرداری را یاد بگیرد که از چشم گفتن به راهنما یا مربی آغاز میشود.
اما فرمانبرداری صرفاً «چشم گفتن» نیست. انسان باید آموزشپذیر باشد و بتواند از کسی که مسیر را پیش از او طی کرده، آموزش بگیرد. در کنگره، این موضوع در رابطه رهجو و راهنما دیده میشود. رهجو ابتدا آموزش میگیرد، قوانین و حرمتها را رعایت میکند و با عمل کردن به آموزشها، بهتدریج توانایی پیدا میکند. در این مسیر، منیت یکی از موانع مهم فرمانبرداری است. کسی که تصور میکند همه چیز را خودش میداند، سخت آموزش میگیرد؛ اما وقتی انسان میپذیرد که نیاز به آموزش دارد، مسیر رشد برایش باز میشود. از نگاه آقای مهندس، فرمانبرداری در خانواده، جامعه و سیستم آموزشی نیز اهمیت دارد، اگر آموزش و تربیت از ابتدا درست انجام نشود، در مراحل بعدی اصلاح آن دشوارتر میشود. این موضوع را با مفهوم «سرچشمه» توضیح میدهند؛ یعنی باید مسئله را از ابتدا و ریشه حل کرد. فرمانبرداری، مقدمه فرماندهی است. آقای مهندس دژاکام بر این نکته تأکید دارد که فرمانده خوب کسی است که فرمانبرداری را به خوبی آموخته باشد.
در یک سیستم، فرد ابتدا آموزش میگیرد و تابع قوانین و سلسله مراتب میشود و بعد، اگر شایستگی لازم را پیدا کند، بخشی از مسئولیت و فرماندهی به او سپرده میشود و این موضوع در کنگره۶۰، کاملاً قابل مشاهده است: تازهوارد، رهجو، آموزش و فرمانبرداری، رهایی و رشد، خدمت، مسئولیت بیشتر، فرماندهی که البته این فرماندهی به معنی سلطه بر دیگران نیست؛ بلکه یعنی فرد آنقدر توانمند شده است که بتواند مسئولیت یک جایگاه را به درستی به عهده بگیرد. یکی از زیباترین قسمتهای این موضوع این است که فرمانبرداری و فرماندهی به دانایی ارتباط پیدا میکنند، اگر انسان فقط دستور بگیرد ولی مفهوم آموزش را درک نکند، ممکن است در ظاهر فرمانبردار باشد؛ اما درونش هنوز تغییر نکرده باشد. فرمانبرداری واقعی باعث میشود: آموزش، تجربه، شناخت، دانایی، توانایی، فرماندهی؛ یعنی هدف این نیست که انسان همیشه فرمانبردار بماند؛ هدف این است که با آموزش صحیح، توانایی اداره کردن خودش را به دست بیاورد و در آخر اینکه نقطه آغاز تاریکیها و ورود به تاریکی از نقض فرمان شروع شد حال اگر ما میخواهیم به روشناییها برگردیم باید ابتدا فرمانبردار شویم.
همسفر سمیرا
از فرمانبرداری تا فرماندهی اگر کسی میخواهد فرمانده خوبی باشد، باید اول از فرمانبرداری شروع کند، اگر فرمانبرداری نباشد به هیچ عنوان نمیتواند فرمانده خوبی شود. انسانها در هر جایگاهی که باشند نیاز به آموزش دارند و شرط آموزش گرفتن گوش دادن و فرمانبُردار بودن است. من اگر به عنوان همسفر وارد کنگره۶۰ شدهام باید اول رهجوی خوبی باشم، گوش به فرمان راهنما باشم چشم بگویم، سیدی بنویسم و به حرمتهای کنگره۶۰ احترام بگذارم، به خواستهای که کنگره از من میخواهد عمل کنم از ضدارزشها دوری کنم و در صراط مستقیم باشم، فرمانها را تا جایی که از دستم بر میآید انجام بدهم تا در آخر بتوانم به راهنمای خوبی تبدیل بشوم؛ پس هر رهجوی اگر میخواهد روزی راهنمای خوبی باشد؛ باید از فرمانبُرداری شروع کند تا در آینده فرمانده و راهنمای خوبی بشود.
ویرایش: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر ایران(لژیون اول )
ارسال: راهنمایتازهواردین همسفر سمیرا نگهبان سایت
همسفران نمايندگی دورود
- تعداد بازدید از این مطلب :
76