سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر
وقتی عبارت از فرمانبرداری تا فرماندهی را میشنویم شاید در نگاه اول فکر کنیم فرمانبرداری یعنی فقط گوشدادن به حرف دیگران و فرماندهی یعنی دستوردادن؛ اما با کمی دقت میفهمیم که موضوع خیلی عمیقتر از این حرفها هست .ما همه در یک مقطعی از زندگی خود فرمانبردار هستیم. یک کودک از پدر و مادرش یاد میگیرد یک دانشآموز از معلمش میآموزد و کسی که وارد مسیر تازهای از آموزش شده باید از تجربه کسانی که قبلاً این راه را رفتهاند استفاده کند؛ پس فرمانبرداری درست، نقطه ضعف نیست اتفاقاً میتواند شروع رشد و یادگیری باشد .
فرمانبرداری اطاعت کورکورانه نیست؛ بلکه فرایند یادگیری و شکلگیری شخصیت است مسیر رشدِ هر فرد از یادگیری و اطاعت آغاز میشود و این نتیجه مثلث دانایی یعنی آموزش تجربه و تفکر است فرمانبرداری به معنای انجام درست دستورات و پیروی از قوانین است؛ و این مسیری است برای رشد فردی و اجتماعی کسی که فرمانبرداری را میآموزد در غیر این صورت هرگز نمیتواند فرماندهی را تجربه کند.من در کنگره ۶۰ یاد گرفتم که نمیتوانم یک شبِ فرمانده خوبی باشم؛ باید اول یاد بگیرم درست گوش کنم آموزش بگیرم و به آنچه آموختم عمل کنم اگر آموزشها را عملی نکنم تغییری در زندگی من ایجاد نمیشود. فرمانبرداری زمانی ارزش پیدا میکند که همراه با عمل باشد.
گاهی اوقات انساندوست دارد خودش همه چیز را بهتر بداند و تصور کند اگر نظر خودش را اجرا کند نتیجه بهتری میگیرد. من هم ممکن است در چنین شرایطی قرار بگیرم؛ اما زمانی که از روی عجله و احساس تصمیم میگیرم احتمال اشتباه بیشتر است وقتی صبر میکنم آموزش میگیرم و بعد حرکت میکنم آرامآرام نتیجه متفاوتی میبینم.برای من فرماندهی یعنی بتوانم مسئولیت زندگی خودم را قبول کنم بهجای اینکه همیشه دنبال مقصر بگردم ببینم خودم چهکار میتوانم انجام بدهم؛ یعنی وقتی مشکلی پیش میآید بهجای فرارکردن با آرامش آن را ببینم و برای حلش قدم بردارم.
در کنگره ۶۰ جایگاهها به من یاد میدهند که فرماندهی بدون خدمت و مسئولیت معنا ندارد هرچه جایگاه بالا میرود مسئولیت هم بیشتر میشود کسی که میخواهد فرمانده باشد باید قبل از هر چیز ظرفیت نظم صبر و دانایی خودش را بالا ببرد.فرمانبرداری درست پلی است که ما را از ناآگاهی به درک و تجربه میرساند شاید بعضی فرمانبرداری را نشانه ضعف بدانند؛ اما حقیقت این است که فرمانبرداری یعنی پیروی آگاهانه یعنی درک یک هدف و شناخت مسیر و احترام به کسی که تجربه بیشتری دارد ،من امروز در مسیر یادگیری قرار گرفتم شاید مهمترین فرماندهی برای من این باشد که اول خودم را اداره کنم، افکار، رفتار و کردارم، تصمیمهایم؛ حتی واکنشهایم را.
یاد گرفتم که فرماندهی واقعی با دستوردادن به دست نمیآید؛ کسی که بتواند خودش را درست هدایت کند در زمان مناسب میتواند راهنمای خوبی برای دیگران هم باشدیک سرباز خوب میداند که اجرای دقیق فرمان نهتنها برای موقعیت گروه ضروری است؛ بلکه فرصتی است تا زیر سایه تجربه دیگران خود را برای آینده آماده کند؛پس از فرمانبرداری تا فرماندهی برای من فقط یک دستور جلسه نیست یک مسیر است. مسیری که از گوشدادن و آموزش گرفتن شروع میشود با عملکردن ادامه پیدا میکند در نهایت به مسئولیتپذیری و فرماندهی میرسد شاید پایان این مسیر فرماندهی دیگران نباشد؛ بلکه رسیدن به جایی باشد که انسان فرمانده زندگی خودش میشود.
رابط خبری: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون چهارم)
ارسال:همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
84