اولین جلسه از دوره بیست و ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقا، نمایندگی پرستار، با استادی راهنمای تازه واردین همسفر چنگیز، نگهبانی همسفر حسین و دبیری هسمفر محمود، با دستور جلسه« سواد، دانایی و دانایی مؤثر»، پنجشنبه 12شهریور ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
بسیار خوشحالم که امروز در جمع شما حضور دارم و خداوند را برای این توفیق شاکر هستم.
از ایجنت محترم، مرزبانان گرامی و لژیون راهنمایان تازهوارد تشکر میکنم که بنده را انتخاب کردند تا به عنوان استاد جلسه خدمت کنم. دستور جلسهی امروز ما “دانایی، دانایی مؤثر و سواد” است. به عقیدهی من، این دستور جلسه یکی از مهمترین و بنیادیترین مباحثی است که از زمان تأسیس کنگره 60 تا به امروز، هیچگونه تغییر و تحولی در آن ایجاد نشده و به قوت خود باقی است؛ چرا که پیوند عمیقی با جهانبینی ما دارد.

همانطور که میدانیم، دانایی نوعی آگاهی و دانش است؛ اما هرکس به اندازهی ظرفیت خودش از آن بهره میبرد. ما برای اینکه ماهیت خواستههای خودمان را بشناسیم، باید سطح داناییمان را ارتقا دهیم. باید بدانیم این خواستهها در چه سطحی هستند و چه رنگ و لعابی دارند؛ در واقع باید ماهیت آنها را تشخیص دهیم.
در سورهای که اغلب جناب مهندس از آن یاد میکنند و در دستور کار ما قرار دارد، خداوند میفرماید: «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا»؛ خداوند هم فجور و هم تقوا را به ما الهام کرده و آدرسِ دقیقِ پایانِ کارِ هرکدام را نیز به ما نشان داده است. بنابراین، یک انسان دانا باید ماهیت خواستههایش را بشناسد و تشخیص دهد که آیا این مسیر، صراط مستقیم است، یا تاریکی، یا روشنایی؟

رسیدن به دانایی، کار بسیار سادهای نیست. بسیاری از موضوعات هستند که ما شناخت چندانی نسبت به آنها نداریم. ما باید بر آموزش، تفکر و تجربه در فضای جهانبینی کار کنیم تا بهتدریج به «دانایی مؤثر» برسیم.
میدانیم که اضلاع مثلث دانایی عبارتاند از: تفکر، تجربه و آموزش. اگر من بخواهم فقط روی یک ضلع، مثلاً تجربه، تمرکز کنم، مثلث نامتقارن میشود و اضلاع با هم برابر نخواهند بود؛ در نتیجه، داناییِ حاصلشده در آن مثلثِ ناقص، بسیار ناچیز و نادیدنی است. بر همین اساس، باید به هر سه ضلعِ آموزش، تفکر و تجربه به یک اندازه بپردازم تا مثلثی متساویالاضلاع شکل بگیرد.
در مباحث جهانبینی، استاد امین به موضوع بسیار زیبایی تحت عنوان «مثلث جهالت» اشاره کردهاند. هدفِ اضلاعِ مثلثِ جهالت (ترس، ناامیدی و منیت)، از بین بردن دانایی انسان است. چرا که دانایی، هوشیارترین و قویترین نگهبانِ قلعهی عقل است و تنها دانایی میتواند با این نیروهای بازدارنده مبارزه کند. برای مثال، «ترس» در مقابل «تفکر» قرار میگیرد و به قول جناب مهندس، تفکر را میخورد؛ «منیت» در مقابل «آموزش» و «ناامیدی» در مقابل «تجربه» قرار میگیرند. این اضلاع همواره سعی میکنند انسان به هدف و خواستهاش نرسد و پیوسته در نادانی و جهل باقی بماند.
فراموش کردم بگویم که دانایی به دو بخش تقسیم میشود: دانایی عام و دانایی خاص. دانایی خاص مربوط به افرادی است که فقط در یک رشتهی علمی یا شغلیِ خاص تخصص دارند؛ مانند پزشکان، مهندسان یا وکلا. این افراد ممکن است در رشتهی خود بسیار دانا باشند، اما طرز تفکر صحیح، نحوهی زندگی با خانواده یا روابط اجتماعی را ندانند. اما داناییِ مدنظر ما در کنگره، «دانایی عام» است.

نکتهی پایانی این است که در کتابهای آموزشیمان بارها یادآوری میشود که میزان دانایی به سواد نیست. دانایی به لباس پوشیدن، مدگرایی و ظاهر نیست، بلکه به اندیشیدن و انسانیت است. به این معنا که بهروز بودن، کراوات زدن یا سوار شدن بر ماشینهای شاسیبلند، به معنای انسانیت یا دانایی محسوب نمیشود.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، سپاسگزارم.»
در ادامه تقدیر نگهبان و دبیر دوره بیست و ششم از دبیر و نگهبان دوره قبل انجام گرفت

تایپ، ویراستاری و بارگذاری: خدمتگزاران سایت همسفران آقا، شعبه پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
71