شاید با شنیدن واژه «فرماندهی و فرمانبرداری» ناخودآگاه به یاد پادگان یا سلسلهمراتب نظامی بیفتیم و از خود سؤال کنیم که آیا فرمانبرداری یعنی زیر دست بودن؟ آیا فرماندهی صرفاً به معنای امر و نهی کردن است؟ چرا باید فرمانبردار باشم؟ مگر قرار است، فرماندهی چه چیزی یا کجا را بر عهده بگیرم؟ با یک مثال میتوان مسئله را باز کرد. فردی که در یک رشته ورزشی قهرمان میشود، در واقع فرماندهی بخشهای مختلف جسمش را در اختیار دارد، این فرماندهی در یک انسان سالم با فرد بیمار بسیار متفاوت است.
فردی که مصرف کننده مواد مخدر است خواسته یا ناخواسته این بیماری را در خود به وجود آورده است؛ اما تفاوت این نوع بیماری با سایر بیماریها در این است که سایر بیماریها فقط یک قسمت از بدن را درگیر میکند؛ اما بیماری اعتیاد جسم، روان و جهانبینی فرد را درگیر کرده و به طور کل فرماندهی جسم و اختیارات فرد را از دست او خارج میکند. فرد مصرفکننده به دلیل مصرف مواد و همسفر با افکار مخرب و منفی میتوانند، فرماندهی شهر وجودی خودشان را از دست بدهند که این امر منجر به اختلال در اجرای فرامین جسم آنها میگردد؛ زیرا فرد برای هر کاری که بخواهد انجام دهد؛ باید حکم مواد و یا افکار منفی خود را در تصمیم گرفتن سهیم کند.
از آنجا که فرد مصرفکننده به مرور زمان این اختیار را از دست رفته میبیند به گمان اینکه با مصرف بیشتر مواد میتواند بر جسم خود مسلط شود، مسیر را به خطا میرود؛ در صورتیکه باعث قدرتمندتر شدن ساختار اعتیاد در جسم خود گردیده است و ذرهذره تحت تأثیر نیروهای منفی و مخرب قرار میگیرد تا در اعماق تاریکیها فرو میرود. در این مسیر احساس ناتوانی، ضعف، بدبختی و درماندگی در او بیشتر ظاهر میگردد. یکی از دلایل مهم این اتفاق این است که مواد برای فرد تعیین تکلیف میکند؛ لذا فرد مصرف کننده فرمانبردار بسیار خوبی برای نیروهای تاریکی است تا زمانیکه فرد تصمیم بگیرد جایگاه خود را از مصرفکننده به فرد خواستار رهایی تغییر دهد.
درمان اصولی اعتیاد و به تعادل رسیدن جسم، روان و جهانبینی (یعنی فرماندهی شهر وجودی) زمانی رخ میدهد که فرد تصمیم میگیرد وارد کنگره۶۰ شود. به مدت ده ماه تحت درمان و آموزش راهنما قرار میگیرد و با فرمانبرداری از راهنما و اجرای فرامین، قوانین، رعایت حرمتها، تزکیه و دوری از ضدارزشها میتواند، ذرهذره به فرماندهی جسم و روان خود دست پیدا کند و از دام اعتیاد رها شود و به سمت سلامتی و حال خوش حرکت کند.
بنده به عنوان همسفر که در کنار یک مصرفکننده حال خراب شاید روزهای نخست پذیرای این نبودم که من نیز به دلیل افکار منفی و پریشان و حسهای آلوده نیز فرماندهی جسم خود را از دست دادهام و خود را صاحب اختیار و فرمانده کل جسم خود و افکارم میدانستم تا اینکه وارد کنگره۶۰ شدم. سعی کردم مطیع و فرمانبردار فرامین راهنمای خود، قوانین، حرمتهای کنگره۶۰ باشم تا بتوانم ذرهذره این فرماندهی از دست رفته را دوباره به دست بگیرم و با حال خوش بتوانم، تصمیمات درستی برای زندگی خود بگیرم.
منابع: سایت کنگره۶۰، آموزشهای آقای مهندس
نویسنده: همسفر ابتهال رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
ویرایش: همسفر بهاره نگهبان سایت
ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
103