English Version
This Site Is Available In English

یک فرمانده خوب، ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشد

یک فرمانده خوب، ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشد

سلام دوستان، الهه هستم، همسفر


ما در کنگره ۶۰ یاد گرفتیم که اگر بخواهیم به فرمان عقل برسیم، باید از کارهای کوچک شروع کنیم. برای مثال، اگر زمان مسواک زدن، مطالعه کردن، نوشتن سی‌دی یا انجام هر کار دیگری باشد، درونمان می‌گوید اکنون وقت انجام این کار است. اما نفس اماره اجازه نمی‌دهد و می‌گوید هنوز وقت داری؛ می‌توانی بخوابی یا در فضای مجازی وقتت را بگذرانی. اگر همان لحظه به صدای عقل گوش کنیم و کارهایمان را به‌موقع انجام دهیم، در واقع سربازان عقل خود را قدرتمندتر می‌کنیم و قدمی به فرمانده شدن عقل نزدیک‌تر می‌شویم. هر بار که به فرمان عقل عمل می‌کنم، نیروهای مثبت درونم قدرت بیشتری پیدا می‌کنند و اگر برخلاف آن عمل کنم، نیروهای منفی قوی‌تر می‌شوند و من را به سمت ضدارزش‌ها می‌برند.

یک فرمانده خوب، ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشد، آموزش ببیند و تجربه کسب کند تا بتواند در آینده فرمانده‌ای توانمند شود. استاد امین فرمودند فرماندهی یک هدف است و برای رسیدن به این هدف، نیاز به دانایی مؤثر داریم. دانایی مؤثر یعنی بتوانیم آموزش‌ها و فرمان‌هایی را که یاد گرفته‌ایم، در زندگی خود کاربردی کنیم. در کنگره، یکی از مصادیق آن، گوش به فرمان راهنما بودن و عمل کردن به آموزش‌هاست. اضلاع مثلث دانایی مؤثر، یعنی تفکر، تجربه و آموزش، باید در کنار یکدیگر رشد کنند. بنابراین می‌توان گفت الفبای فرماندهی، فرمانبرداری است و تا فرمانبردار خوبی نباشیم، نمی‌توانیم فرمانده خوبی باشیم.

قبل از اینکه وارد این مسیر شوم، خیلی چیزها را می‌دانستم و حتی درباره مسائل مختلف برای دیگران صحبت می‌کردم؛ اما در عمل نمی‌توانستم همان چیزهایی را که می‌دانستم، اجرا کنم. می‌دانستم خشم چه عواقبی دارد، می‌دانستم ترس و ناامیدی باعث می‌شوند تصمیم‌های درستی نگیرم، اما دانستن به‌تنهایی کمکی به من نمی‌کرد. در مسیر درمان مسافرم، کم‌کم فهمیدم که آموزش بدون تفکر و تجربه، فقط مجموعه‌ای از اطلاعات در ذهن من است. وقتی چیزی را یاد می‌گیرم، درباره آن تفکر می‌کنم و بعد در زندگی خودم به آن عمل می‌کنم و تجربه به دست می‌آورم، تازه متوجه می‌شوم که چه مقدار از آن آموزش را واقعاً آموخته‌ام.

مثلاً امروز اگر عصبانی شوم، فقط نمی‌دانم که خشم چیز خوبی نیست؛ بلکه سعی می‌کنم قبل از واکنش، کمی مکث کنم و ببینم چه اتفاقی درون من افتاده است. شاید همیشه موفق نباشم، اما همین که بتوانم بین احساس و عملم فاصله ایجاد کنم، برای من یک قدم در جهت دانایی مؤثر است. به نظر من زندگی روزمره پر از همین امتحان‌هاست. ممکن است بدانیم ورزش برایمان مفید است، اما دانایی مؤثر زمانی خودش را نشان می‌دهد که کفش‌هایمان را بپوشیم و برای ورزش کردن اقدام کنیم. ممکن است بدانیم باید با دیگران با احترام رفتار کنیم، اما دانایی مؤثر زمانی خودش را نشان می‌دهد که حتی در شرایط سخت بتوانیم احترام خود را حفظ کنیم.

من در این مسیر فهمیدم که دانایی واقعی نیازی به فریاد زدن ندارد. هرچه بیشتر یاد می‌گیرم، بیشتر متوجه می‌شوم که هنوز چیزهای زیادی برای یاد گرفتن وجود دارد. در کنگره آموخته‌ام که دانسته‌ها و باورهای ما زمانی ارزش پیدا می‌کنند که در عمل و رفتارمان دیده شوند. در نهایت، شاید یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای این سفر برای من این باشد که سلاح من در برابر مشکلات زندگی، فقط اطلاعات و دانسته‌ها نیست؛ بلکه دانایی مؤثری است که بتوانم آن را به عمل تبدیل کنم. فرمانبرداری به من یاد می‌دهد که از کارهای کوچک شروع کنم، آموزش ببینم، تفکر کنم، تجربه به دست بیاورم و قدم‌به‌قدم به جایی برسم که بتوانم فرمانده خوبی برای زندگی خودم باشم.

نویسنده: همسفر الهه مرزبان 
ویرایش و ارسال: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شهباز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .