English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بان؛ حافظ مسیر کنگره

دیده‌بان؛ حافظ مسیر کنگره

جشن دیده‌بان نمایندگی شادآباد در تارخ 14 شهریور ماه 1405 با استادی دیده‌بان محترم مسافر علی، نگهبانی ایجنت محترم مسافر محمود و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خاصه سخنان استاد


به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان، علی هستم، یک مسافر.
خدا را شکر می‌کنم که امروز این فرصت نصیب من شد تا در خدمت شما عزیزان باشم. بسیار خوشحالم که برای نخستین بار، به مناسبت جشن هفته دیده‌بان، در جمع شما حضور پیدا کرده‌ام.
در سال‌های گذشته، دستور جلسات هفتگی ما بیشتر با عنوان «جشن‌های کنگره» شناخته می‌شد؛ جشن دیده‌بان، جشن راهنما، جشن مرزبان و سایر جشن‌ها.
امسال قرار بود جشن دیده‌بان در اردیبهشت‌ماه برگزار شود، اما با توجه به شرایطی که در کشور وجود داشت و مسئله امنیت، این برنامه برگزار نشد. خرداد گذشت، تیرماه آمد و گذشت، مرداد هم سپری شد و من تقریباً مطمئن شده بودم که جشن امسال دیگر برگزار نخواهد شد.
تا اینکه شنیدم آقای مهندس تصمیم گرفته‌اند بعد از تعطیلات و در اولین فرصت، این جشن برگزار شود.
این موضوع برای من سؤال ایجاد کرد. با خودم فکر کردم که ما سال گذشته هم برای جشن همسفر با شرایط مشابهی مواجه شدیم و به دلیل اتفاقات و شرایط ملتهب آن زمان، در بعضی از شعب جشن برگزار نشد و عملاً امکان برگزاری آن از بین رفت.
بنابراین برای من این سؤال مطرح بود که چرا این‌قدر تأکید وجود دارد که حتماً جشن دیده‌بان برگزار شود؟ اگر امسال برگزار نشود، چه اتفاقی می‌افتد؟ سال آینده می‌توان آن را برگزار کرد.
اما بعدها در جلسه شورای دیده‌بان‌ها، آقای مهندس درباره این موضوع صحبت کردند و برای من روشن شد که برگزاری این جشن فقط به خود جشن محدود نمی‌شود.
یکی از دلایل برگزاری جشن این است که اعضای کنگره دیده‌بان‌ها را بشناسند؛ بدانند دیده‌بان چه کسی است، چه جایگاهی دارد و افرادی که در این جایگاه قرار گرفته‌اند، چه مسئولیتی بر عهده دارند.
اما موضوع مهم‌تر، سرکشی دیده‌بان‌ها به نمایندگی‌های مختلف کنگره است.
در این هفته و البته ممکن است در یک بازه دو، سه یا حتی چهار هفته‌ای، دیده‌بان‌ها موظف هستند به نمایندگی‌های مختلف سرکشی کنند. این انتخاب به صورت شخصی نیست. لیستی از نمایندگی‌ها تنظیم می‌شود و به هر دیده‌بان تعدادی نمایندگی اختصاص داده می‌شود.
برای مثال ممکن است به من گفته شود که باید به هفت، هشت یا ده نمایندگی سرکشی کنم. انتخاب روز و تاریخ این سرکشی تا حدودی در اختیار خود فرد است، اما اصل سرکشی یک وظیفه است و باید انجام شود.
حتی آقای مهندس تأکید کرده‌اند که اگر این کار در یک هفته امکان‌پذیر نبود، باید در دو هفته، سه هفته یا چهار هفته انجام شود؛ اما در نهایت این وظیفه باید انجام گیرد.
امسال برای نخستین بار، این موضوع به صورت مدون‌تر انجام شد و یک چک‌لیست در اختیار دیده‌بان‌ها قرار گرفت که حدود بیست تا سی مورد را شامل می‌شود.
دیده‌بان هنگام حضور در هر نمایندگی باید این موارد را بررسی کند؛ از جزئی‌ترین مسائل تا مسائل کلی‌تر.
مواردی مانند دفاتر دبیری، دفتر مرزبانی، نشریات، وضعیت OT، نورپردازی سالن، ایمنی سالن، پوشش اعضا، نحوه برگزاری جشن و موارد مختلف دیگر.
سپس در اولین جلسه شورای دیده‌بان‌ها، هر فرد موظف است گزارش نمایندگی‌هایی را که از آن‌ها بازدید کرده است، با ذکر نام نمایندگی ارائه کند.
اما سؤال اینجاست که چرا چنین کاری انجام می‌شود؟
به این دلیل که اگر مشکلی وجود داشته باشد، بتوانیم آن را در همان مراحل ابتدایی شناسایی و اصلاح کنیم.
یکی از مهم‌ترین وظایف دیده‌بان همین است؛ یعنی دیدن، بررسی کردن و پیشگیری از آسیب‌هایی که شاید امروز کوچک باشند، اما اگر ادامه پیدا کنند، در آینده می‌توانند مشکلات بزرگی ایجاد کنند.
شاید سؤال این باشد که دیدن یک دیده‌بان چه تفاوتی با دیدن یک مسافر عادی دارد؟
شما اعضای این نمایندگی را در طول سال بارها می‌بینید. ممکن است هر روز، یک روز در میان یا چند بار در هفته در اینجا حضور داشته باشید. اما یک دیده‌بان ممکن است در طول سال فقط دو یا سه بار از یک نمایندگی بازدید کند.
با این حال، نگاه دیده‌بان با نگاه یک فرد عادی متفاوت است.
چرا؟
چون دیده‌بان، همان‌طور که در شرح وظایف کنگره تعریف شده، عضو «شورای قانون‌گذاران» است.
اگر به جوامع مختلف و ساختارهای قانونی کشورهای گوناگون نگاه کنیم، می‌بینیم که شوراها و مجالس قانون‌گذاری معمولاً از نمایندگانی تشکیل می‌شوند که نماینده بخش‌های مختلف جامعه هستند.
این نمایندگان باید بتوانند منافع گروه‌های مختلف را در نظر بگیرند تا حقی از بخشی از جامعه ضایع نشود.
اما سؤال مهم این است که چنین افرادی چگونه انتخاب می‌شوند؟
فرض کنیم در یک محله قرار است فردی انتخاب شود که از طرف مردم در تصمیم‌گیری‌ها نمایندگی کند. اگر بخواهیم بر مبنای «عمل سالم» انتخاب کنیم، چه کسی را انتخاب خواهیم کرد؟
قطعاً فردی که بر مبنای عدالت تصمیم بگیرد، تجربه داشته باشد، مدت قابل توجهی در آن محیط زندگی کرده باشد، نقاط قوت و ضعف آن منطقه را بشناسد و از همه مهم‌تر، از تصمیمی که می‌گیرد منفعت شخصی نبرد.
آقای مهندس روی این مسئله بسیار تأکید دارند.
مثالی که مطرح می‌کنند این است که فرض کنیم قرار است جاده‌ای از یک منطقه عبور کند و شما قرار است درباره آن تصمیم بگیرید. اگر خودتان در آن منطقه زمین داشته باشید، آیا می‌توانید بدون در نظر گرفتن منفعت شخصی رأی بدهید؟
طبیعی است که ممکن است ارزش زمین شما با احداث جاده افزایش پیدا کند. بنابراین تصمیم شما دیگر کاملاً از روی عدالت و عمل سالم نخواهد بود.
این مسئله درباره یک دیده‌بان نیز اهمیت بسیار زیادی دارد.
به همین دلیل افرادی برای این جایگاه انتخاب می‌شوند که اولاً تجربه و سابقه بیشتری در کنگره داشته باشند و ثانیاً عملکرد آن‌ها در طول حضورشان در کنگره مورد بررسی قرار گرفته باشد.
اگر فردی مرزبان بوده، عملکردش چگونه بوده است؟
اگر راهنما بوده، چه عملکردی داشته است؟
آیا در مسیر اهداف کنگره فعالیت مؤثری داشته است؟
آیا در راه‌اندازی شعبه‌ای نقش داشته است؟
آیا برای گسترش اهداف کنگره تلاش کرده است؟
در واقع برای فردی که قرار است در این جایگاه قرار بگیرد، یک سابقه و بیوگرافی عملکردی وجود دارد.
ممکن است یک نفر در مسیر اهداف کنگره صدها یا هزاران کیلومتر سفر کرده باشد، به شهرستان‌های مختلف رفته باشد، برای راه‌اندازی یک شعبه تلاش کرده باشد یا کاری را به سرانجام رسانده باشد.
در مقابل، ممکن است فرد دیگری چنین سابقه‌ای نداشته باشد.
طبیعی است فردی که در طول سال‌ها حضور خود، نقش مؤثرتر و مثمرثمرتری داشته است، برای چنین جایگاهی مناسب‌تر باشد.
به همین دلیل است که نگاه یک دیده‌بان با نگاه یک مسافر عادی تفاوت دارد.
ممکن است یک دیده‌بان وارد نمایندگی شود و نقطه ضعفی را ببیند که در نگاه چندصد نفر دیگر اصلاً دیده نشود.
شاید آن نقطه ضعف امروز هیچ آسیبی به کنگره وارد نکند، اما اگر همان روند ادامه پیدا کند، ممکن است پنج یا ده سال بعد، نمایندگی را از مسیر اصلی کنگره خارج کند.
اینجاست که اهمیت قوانین و اصول کنگره مشخص می‌شود.
به همین دلیل است که آقای مهندس از خودشان گرفته تا دیده‌بان‌ها، مرزبان‌ها و راهنماها، همواره بر رعایت اصول و قوانین تأکید دارند.
حتی در موضوعی به ظاهر ساده مانند سلام کردن.
زمانی بود که وقتی یک تازه‌وارد وارد جلسه می‌شد، ممکن بود به او بگوییم: «سلام حسین، خوش آمدی.»
نفر بعدی می‌گفت: «سلام عباس، خوش آمدی.»
اما آقای مهندس تأکید کردند که نیازی به گفتن «خوش آمدی» برای هر فرد نیست. سلام می‌کنیم و در انتها به مجموعه‌ای از افراد خوش‌آمد می‌گوییم.
شاید در نگاه اول سؤال کنیم که گفتن «خوش آمدی» چه اشکالی دارد؟
اما مسئله خودِ این کلمه نیست.
مسئله این است که اگر امروز یک تغییر کوچک و به ظاهر بی‌اهمیت ایجاد کنیم، فردا تغییر دیگری اضافه می‌شود و چند سال بعد ممکن است آن‌قدر تغییر ایجاد شده باشد که دیگر چیزی از ساختار اولیه باقی نمانده باشد.
مثلاً اگر یک خودروی تویوتا را در نظر بگیریم و چراغ آن را با چراغ یک بنز عوض کنیم، گلگیرش را با گلگیر یک پیکان جایگزین کنیم و به مرور قطعات مختلف آن را تغییر دهیم، بعد از مدتی دیگر نمی‌توانیم بگوییم این همان خودروی تویوتاست.
کنگره هم به همین شکل است.
اگر امروز یک تغییر کوچک در مسیر آن ایجاد شود، شاید هیچ اتفاق خاصی نیفتد؛ اما اگر این تغییرات ادامه پیدا کنند، ممکن است ده سال، بیست سال یا حتی پنجاه سال بعد، زمانی که هیچ‌کدام از ما در این سالن حضور نداریم، ساختار و اهداف کنگره به نقطه‌ای برسد که با چیزی که امروز می‌شناسیم، تفاوت زیادی داشته باشد.
بنابراین اگر قرار است کنگره و اهداف آن حفظ شود، باید از همین تغییرات کوچک جلوگیری کنیم.
آقای مهندس همیشه تأکید دارند که قوانین باید به گونه‌ای نوشته و اجرا شوند که «مو لای درزش نرود».
این قوانین فقط برای امروز نیستند.
امروز شاید هرکدام از ما بتوانیم به تنهایی مسئولیت بزرگی را بر عهده بگیریم و از عهده کارهای زیادی بربیاییم، اما مسئله اصلی این است که این ساختار باید برای روزی هم کار کند که هیچ‌کدام از ما حضور نداریم.
این موضوع بسیار مهم است.
امسال نیز آقای مهندس تأکید کردند که درباره گذشته کنگره صحبت شود. خودشان بخش‌هایی از گذشته را مطرح کردند و ما نیز تا جایی که حافظه و ذهنمان یاری می‌کرد، از تصاویر و خاطرات سال‌های گذشته گفتیم.
هدف این بود که اعضا بتوانند گذشته و امروز کنگره را با یکدیگر مقایسه کنند. وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، می‌بینیم کنگره امروز با آن چیزی که سال‌های دور وجود داشت، از نظر امکانات، ساختار و گستردگی، تفاوت بسیار زیادی پیدا کرده است.
اگر آن چیزی که در گذشته وجود داشت «کنگره ۶۰» بود، چیزی که امروز می‌بینیم از نظر وسعت و ساختار، بسیار متفاوت و گسترده‌تر شده است؛ اما نکته مهم این است که در عین این تغییرات، باید اصول و اهداف اصلی حفظ شوند.
فکر می‌کنم زمان من هم به پایان رسیده است.
در پایان از اینکه با حوصله به صحبت‌های من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.
امیدوارم بتوانیم در حفظ اصول، قوانین و اهداف کنگره، هرکدام به اندازه توان خودمان نقش مؤثری داشته باشیم.

سپاسگزارم.

تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .