سیزدهمین جلسه، از دوره شصتم، از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی اراک، با استادی راهنمای محترم مسافر پوریا، نگهبانی راهنمای محترم، مسافر رضا و دبیری مسافر مجتبی، با دستور جلسه: «دانایی، دانایی موثر و سواد» روز پنج شنبه ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان، پوریا هستم، یک مسافر.
خدای خودم را شکرگزارم که بار دیگر این اجازه را به من داد که روی این صندلی بنشینم و آموزش بگیرم. از راهنماهای خوبم تشکر میکنم؛ آقا حمید، راهنمای "DST و آقا رضا، راهنمای سیگار، که به من کمک کردند در این راه به درمان خودم بپردازم. از جناب مهندس تشکر میکنم که با به وجود آوردن این محیط به من کمک کردند تا یک زندگی جدید را تجربه کنم؛ زندگیای که هیچگونه بویی از مواد مخدر در آن راهی ندارد.
در رابطه با دستور جلسه که به نظر من خیلی مهم است، میتوانم بگویم که جو جامعه بر این منوال بنا شده که فکر میکنند افرادی که در رشته تخصصی و دانشگاهی مدرکی گرفتهاند و به مدارج بالای تحصیلی رسیدهاند، احتمالاً دارای دانایی بیشتری هستند. این میتواند در حالت کلی درست باشد؛ ولی به این معنا نیست که کسی که در یک رشته دانشگاهی دکترا گرفته، بتواند علم زندگی بسیار بالایی هم داشته باشد.
خوشبختانه من به کنگره آمدم و دیدم جایی را پیدا کردهام که به من علم زندگی را یاد میدهد. در دانشگاه، آدم یک رشته تخصصی را یاد میگیرد که بعدها بتواند وارد محیط کار شود؛ اما این مسئله به این معنا نیست که در دانشگاه، اساتید میتوانند علم زندگی را به من یاد بدهند.
خدا را شکر، به واسطه مصرف مواد مخدر، جایی را پیدا کردم که توانستم از علم کنگره استفاده کنم و علم زندگی را یاد بگیرم. این علم زندگی فقط بحث درمان مواد مخدر و سیگار نیست. خیلی مسائل را جناب مهندس در سیدیهای مختلف به من یاد میدهند؛ مانند آداب معاشرت، آداب غذا خوردن و چگونگی صحبت کردن.
همین تریبونی که الان در آن قرار گرفتهام، نمونهای از همین آموزش است. آیا من قبلاً میتوانستم بدون استرس در جمع صحبت کنم؟ الان اینجا نشستهام و در چشمهای تکتک افراد نگاه میکنم و صحبت میکنم و استرس ندارم، خدا را شکر. این یعنی کنگره به من یاد داده است که بتوانم پشت تریبون سخنرانی کنم.
این مسئله از این جهت خیلی مهم است که اعتمادبهنفس افراد زمانی که در مصرف مواد مخدر و بیماری اعتیاد قرار دارند، بهشدت پایین میآید. کنگره این اعتمادبهنفس را به من یاد داده است و فرصتی را در اختیار من قرار داده که بتوانم صحبت کنم.
یک مسئله دیگر، بحث دانایی و دانایی مؤثر است. دانایی اگر تبدیل به دانایی مؤثر نشود، صرفاً اطلاعات عمومی است. آن اطلاعاتی که بتواند به عمل تبدیل شود، دانایی مؤثر نام دارد. دانایی مؤثر میتواند فردی را که دچار بیماری اعتیاد شده است، به درمان برساند؛ دانایی مؤثری که توسط مثلث دانایی، یعنی تفکر، آموزش و تجربه، شکل میگیرد.
در دانشگاه، آموزش و تفکر وجود دارد، اما تجربه اهمیت زیادی دارد. من برای گرفتن مدرک در رشتهای که در دانشگاه میخوانم، فکر میکنم ۱۴۷ واحد گذراندهام؛ ولی در دانشگاه این فرصت به من داده نشد که علومی را که یاد گرفتهام، به منصه ظهور برسانم و مثلاً یک دستگاه بسازم.
در محیط کار این فرصت به من داده شد. یعنی دانایی در دانشگاه داده میشود، ولی در محیط کار با تجربه، آن علم حالت کاربردی پیدا میکند و به دانایی مؤثر تبدیل میشود.

در کنگره این اتفاق میافتد. بیماری که به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرده، به کنگره میآید و واقعاً و عملاً درمان میشود. من خودم بعد از اینکه دچار اعتیاد شده بودم، برای درمان اقدام کردم، اما سیستم پزشکی نتوانست من را درمان کند. حتی میتوانم بگویم به قرص هم وابستگی پیدا کردم؛ یعنی قرصی که پزشک تجویز میکرد، باعث درمان بیماری من نمیشد.
در کنگره به من گفته میشود که میتوانم به درمان قطعی برسم و دیگر نیاز ندارم تا آخر عمر قرص مصرف کنم. این مسئله بسیار مهمی است. حالا چرا این مطالب را میگویم؟ چون دانایی مؤثر است که باعث میشود انسان در بحث اعتیاد به درمان قطعی برسد.
من با یک دکتر، به نام دکتر نظری که روانشناس هستند، صحبت میکردم. از ایشان پرسیدم چند نفر سیگاری برای درمان مراجعه کردهاند و چند نفر را توانستهاند درمان کنند که دیگر سیگار نکشند. ایشان گفتند افراد زیادی مراجعه کردهاند و حدود ۱۰ درصد موفق به درمان شدهاند؛ اما بعد از مدتی همان ۱۰ درصد نیز دوباره سیگار کشیدهاند.
کنگره، درمان قطعی را به این معنا میداند که فرد بتواند از بیماری اعتیاد رهایی پیدا کند. در اصطلاح پزشکی به این روش harm reduction، یعنی کاهش آسیب، گفته میشود؛ اما کنگره به سمت cure، یعنی درمان قطعی، حرکت میکند.
این خیلی مهم است که من بتوانم علمی را که یاد میگیرم، واقعاً کاربردی کنم و بتوانم به انسانها کمک کنم؛ نه اینکه فقط مطالبی را بهصورت تئوری یاد بگیرم، در امتحان قبول شوم و بعد آن مطالب در زندگی من کاربردی نداشته باشد.
خیلی ممنونم که به من فرصت دادید صحبت کنم. متشکرم.
عکس، ظبط و تایپ: مسافر مجتبی (لژیون پنجم)
تنظیم و ارسال: مسافر معین
مسافران و همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی، اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
139