English Version
This Site Is Available In English

دانایی باید با همراه جهان بینی همراه باشد تا تاثیر داشته باشد

دانایی باید با همراه جهان بینی همراه باشد تا تاثیر داشته باشد

جلسه دهم از دور دهم سری کارگاه های آموزشی کنگره ۶۰ ویژه مسافرین شعبه پرند با دستور جلسه؛ دانایی، دانایی موثر و سواد با ٱستادی راهنمای محترم مسافر موسی و نگهبانی مسافر میلاد و دبیری مسافر محسن در روز چهارشنبه مورخه ۱۱ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان ٱستاد:

 

سلام دوستان، موسی هستم، یک مسافر.

خدا را شکر می‌کنم که بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم تا در این شعبه، در کنار شما بنشینم، رو‌به‌روی یکدیگر صحبت کنیم، مشارکت کنیم و از یکدیگر آموزش بگیریم. از آقا میلاد، راهنمای عزیزم، و همچنین گروه محترم مرزبانی تشکر می‌کنم که به من اعتماد کردند تا امروز در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم.

در طول هفته، صحبت‌های زیادی در مورد دانایی، دانایی مؤثر و سواد انجام شد و دوستان عزیز مشارکت‌های بسیار خوبی داشتند که من نیز از آن‌ها استفاده کردم.

چیزی که به نظر من می‌رسد این است که یکی از دلایلی که باعث شده علم کنگره ۶۰ ارزشمند باشد و بتواند در زندگی کاربرد داشته باشد، این است که علم در کنگره بسیار ساده و قابل فهم شده است. تعاریفی که آقای مهندس از علم و پدیده‌های موجود در جهان و هستی ارائه کرده‌اند، بسیاری از مسائل پیچیده را برای ما ساده و قابل درک کرده است.

اگر یک مسئله ریاضی را در نظر بگیریم، معمولاً از یک فرمول شروع می‌شود و در نهایت به یک عدد و پاسخ مشخص می‌رسد؛ همان پاسخی که قابل استفاده است و همه به دنبال آن هستند.

آقای مهندس نیز در کنگره، به واسطه علم والایی که دارند و عنایتی که خداوند به ایشان داشته است، بسیاری از مسائل را شکافته و به زبان ساده بیان کرده‌اند. اگر به تعاریفی که در جهان‌بینی، چه توسط استاد امین و چه توسط جناب مهندس ارائه شده است، نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که بسیاری از مفاهیم بسیار عمیق، به شکلی ساده و قابل فهم بیان شده‌اند.

برای مثال، تعریفی که در کنگره از عشق ارائه می‌شود، واقعاً شگفت‌انگیز است. در طول تاریخ، مفاهیم و عناوین علمی بسیاری وجود داشته‌اند که بسیار سنگین و پیچیده بوده و شاید کمتر کسی توانسته باشد آن‌ها را به‌صورت کامل بشکافد. اما در کنگره، این مفاهیم به شکل دیگری مطرح شده‌اند.

یکی از مهم‌ترین موارد، صورت مسئله اعتیاد بود. اعتیاد شکافته شد و زمانی که صورت مسئله آن مشخص شد، دلیل بسیاری از مشکلات نیز آشکار گردید و در ادامه، زمینه شکل‌گیری این جمعیت فراهم شد.

به نظر من، یکی از نقاط قوت کنگره ۶۰ همین است که علم را ساده کرده و آن را به شکلی ارائه داده است که برای هر شخصی قابل فهم باشد.

منِ مصرف‌کننده وقتی از این در وارد کنگره می‌شوم، شاید در هفته اول یا ماه اول چیز زیادی ندانم، اما به‌تدریج که حرکت می‌کنم، بر دانایی من افزوده می‌شود و متوجه می‌شوم که اصلاً مسئله چه بوده است؛ چرا دچار اعتیاد شده‌ام و چرا این‌همه رنج و سختی را تحمل کرده‌ام. به‌تدریج متوجه می‌شوم که علت اعتیاد من چه بوده است؛ چه از نظر فیزیولوژی و چه از نظر روان‌شناختی.

وقتی این مسائل برای انسان باز می‌شود، شخص به کنگره جذب می‌شود. در کنار این علم، محبت اعضای کنگره نیز وجود دارد؛ از مرزبانان گرفته تا راهنماهایی که با آغوش باز پذیرای تازه‌واردان هستند. این محبت، در کنار علمی که در کنگره ارائه می‌شود، باعث می‌شود افراد در کنگره ماندگار شوند.

به نظر من، این علم بسیار باارزش است؛ زیرا علمی است که کاربردی شده و فقط در حد شعار باقی نمانده است. افراد با شخصیت‌ها و پیشینه‌های مختلف وارد کنگره می‌شوند و در مسیر حرکت خود تغییر می‌کنند. ممکن است شخصی تحصیلات و سواد دانشگاهی بالایی داشته باشد و شخص دیگری تحصیلات چندانی نداشته باشد، اما هر دو می‌توانند با آموزش‌های کنگره تغییر کنند.

در مورد سواد نیز روز دوشنبه آقا میلاد صحبت خوبی داشتند. ایشان اشاره کردند که نمی‌توانیم علم و سواد را مورد مذمت قرار دهیم و بگوییم شخصی که فقط علم دارد، الزاماً حال خوبی ندارد. نمی‌توان این موضوع را به‌صورت مطلق بیان کرد.

ما افراد زیادی داریم که تحصیلات دانشگاهی دارند، انسان‌های با شخصیت، منظم و مسئولیت‌پذیری هستند و زندگی خود را نیز به‌درستی اداره می‌کنند. مسئله این است که علم باید با جهان‌بینی همراه شود؛ جهان‌بینی‌ای که در کنگره آموزش داده می‌شود و واقعاً کمیاب است.

در همه‌جا چنین آموزش‌هایی وجود ندارد که بتواند به انسان کمک کند تا زندگی بهتری داشته باشد. همان‌طور که آقای مهندس می‌فرمایند، بالاترین هنر، هنر درست زندگی کردن است.

اگر انسان بتواند درست زندگی کند، به بسیاری از خواسته‌های خود رسیده است؛ زیرا مشکلات زمانی به وجود می‌آیند که زندگی از چرخه طبیعی خود خارج شود و این خروج از مسیر، اغلب در اثر ناآگاهی و نداشتن علم و دانایی اتفاق می‌افتد.

می‌خواهم در اینجا مثالی بزنم.

من تقریباً یک سال است که در لژیون موسیقی در ساختمان سیمرغ شرکت می‌کنم. این لژیون تقریباً هفته‌ای یک جلسه تشکیل می‌شود. من در گذشته نیز به‌صورت پراکنده موسیقی کار کرده بودم و تا حدودی با این علم آشنایی داشتم، اما زمانی که وارد لژیون موسیقی شدم، متوجه شدم منظور از ساده شدن علم چیست.

افراد زیادی وارد این لژیون شدند که هیچ شناختی از موسیقی نداشتند. حتی نمیدانستند نت چیست، آوا چیست و بسیاری از مفاهیم اولیه موسیقی را نیز نمی‌شناختند. اما استاد امین به شکلی بسیار ساده، آموزش نت‌خوانی و وزن‌خوانی را ارائه کردند که شخصی با هیچ پیش‌زمینه‌ای از موسیقی می‌تواند وارد این لژیون شود، در آن قرار بگیرد و به‌آرامی حرکت کند.

بعد از گذشت حدود یک سال، بسیاری از افراد دانش خوبی در زمینه موسیقی پیدا کرده‌اند؛ چه در زمینه نت‌خوانی و چه در زمینه وزن‌خوانی.

همان‌طور که علی آقا در لژیون سردار به نکته بسیار خوبی اشاره کردند، زمانی که علم کاربردی می‌شود، انسان یک قدم فراتر می‌رود و آن علم را در زندگی و عمل خود به کار می‌گیرد.

در لژیون موسیقی نیز استاد امین می‌فرمایند که شما در هر سطحی که می‌توانید ساز بزنید، بیایید و مشارکت کنید. شاید بعضی از دوستان ندانند که در آنجا مشارکت‌ها به‌صورت موسیقی نیز انجام می‌شود. ممکن است شخصی ساز بزند، شخص دیگری آواز بخواند یا حتی با سوت زدن مشارکت کند. مهم این است که هر شخص در هر سطحی که توانایی دارد، در این مشارکت حضور پیدا کند.

در اینجا کسی به لهجه یا اشتباه دیگری خرده نمی‌گیرد و همین موضوع بسیار کمک‌کننده است.

برای مثال، خود استاد امین نیز حدود دو ماه است که ویولن را شروع کرده‌اند. ساز اصلی ایشان قره نی است و پیانو نیز می‌نوازند، اما ویولن را نیز آغاز کرده‌اند. در همان جلسه‌ای که جشن دیده‌بان در شعبه سیمرغ برگزار شد، ایشان با وجود اینکه تنها دو یا سه ماه بود ویولن را آغاز کرده بودند، آمدند و ویولن نواختند.

ممکن است در قسمتی از اجرا اشتباهی نیز وجود داشته باشد، اما ایشان مشارکت کردند و همه نیز ایشان را تشویق کردند. این موضوع نشان می‌دهد که در کنگره، هدف اصلی حرکت کردن و آموزش گرفتن است، نه اینکه انسان از ترس اشتباه کردن، اصلاً حرکت نکند.

اگر به بعضی از کلاس‌های موسیقی در بیرون از کنگره مراجعه کنیم، ممکن است به شخص بگویند تا زمانی که به سطح مشخصی نرسیده‌ای، در جمع ساز نزن یا وارد مرحله اجرا نشو. گاهی همین موضوع باعث می‌شود شخص در مسیر خود متوقف شود.

اما در کنگره چنین نیست. اینجا همه‌چیز به‌آرامی و مرحله‌به‌مرحله پیش می‌رود؛ درست مانند درمان اعتیاد که همه‌چیز به‌صورت تدریجی و آرام انجام می‌شود.

امروز نیز می‌بینیم که لژیون‌های موسیقی در حال جان گرفتن هستند و ارکستر کنگره ۶۰ نیز روزبه‌روز بزرگ‌تر و پربارتر می‌شود.

این مثال را بیان کردم تا نشان دهم علم کنگره تا چه اندازه با آنچه در بیرون از کنگره وجود دارد تفاوت دارد. علمی که در کنگره ارائه می‌شود، کاربردی است، ساده شده است و برای هر شخصی قابل درک و استفاده است.

بیش از این صحبت نمی‌کنم. بسیار خوشحالم که امروز در این جایگاه در کنار شما هستم و امیدوارم دوستان در ادامه مشارکت کنند تا بتوانیم از صحبت‌ها و تجربیات یکدیگر آموزش بگیریم.سپاسگزارم.

تایپ، تنظیم و بارگزاری: مسافر میلاد ( لژیون دوم )

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .