نهمین جلسه از دوره هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی رازی، با استادی مسافر مجتبی، نگهبانی موقت مسافر فاضل و دبیری موقت مسافر اکبر، با دستور جلسه " دانایی، دانایی موثر و سواد " در روز چهارشنبه مورخ 1405/06/11 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر، خدا را شکر میکنم که در خدمت شما هستم و در این جایگاه قرار گرفتهام تا آموزش بگیرم، دستور جلسه این هفته، موضوع «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است، خیلی از ما رفتیم و سیدیها را گوش کردیم یا مطالب مرتبط را دنبال کردیم تا ببینیم اصلاً این دستور جلسه چیست و قرار است چه چیزی از آن برداشت کنیم،برای خود من دستور جلسات یک ویژگی خاص دارند، همیشه دوست دارم آنها را به شکلی دنبال کنم که بتوانم چیزی از آن یاد بگیرم، حتی اگر این یادگیری به اندازه نوک سوزن باشد، من امروز کنگره ۶۰ را به شکل دیگری میبینم، شاید روز اولی که وارد کنگره شدم، چنین دیدگاهی نداشتم و نمیتوانستم مسیرم را اینگونه پیش ببرم، قبلاً سعی میکردم از مشارکتهایم، از نوع سفرم، از چیزهایی که میشنوم، از متنهایی که میخوانم و از سیدیهایی که گوش میدهم، یک مفهوم ماورایی بسازم، اما به نظرم اولین قدم برای تغییر، کنار گذاشتن حاشیههاست، چون وقتی وارد حاشیه میشوم، از خیلی از مسائلی که میتوانم بهسادگی از آنها برداشت کنم، دور میشوم،مثلاً اولین چیزی که در کنگره به ما یاد میدهند، «نظم» است، همه ما میدانیم نظم چیست اما آیا همه ما میتوانیم آن را اجرا کنیم؟من خودم هنوز در کوچکترین مسائل با خودم کشمکش دارم، حتی در موضوعی ساده مثل مسواک زدن با خودم کلنجار میروم، همین ماه حتی نتوانستم سیدی بنویسم، البته اگر بخواهم صادق باشم، بهتر است بگویم نخواستم بنویسم، نه اینکه نتوانستم، همین مسائل کوچک، نشاندهنده میزان قدرت درونی انسان هستند،

یکی از چیزهایی که در کنگره ۶۰ برای من بسیار لذتبخش و انرژیبخش بوده، این است که مسائل را به شکلی مطرح میکنند که قابل فهم و دستیافتنی باشند، یکی از دیدهبانها جمله بسیار زیبایی داشت و میگفت، «کار یک استاد این است که مسائل را ساده کند،استاد واقعی کسی است که آنقدر به موضوع مسلط شده باشد که بتواند آن را ساده کند و به کسی که آن را نمیداند منتقل نماید، وقتی پیچیدگی ایجاد میکنیم، انسان از یادگیری فراری میشود، مثل پسر خودم که از فیزیک و ریاضی زده شده است، چون نمیتواند آنها را یاد بگیرد و از کلنجار رفتن با آنها میترسد،من خودم زمانی این مرحله را پشت سر گذاشتهام، زمانی که تلاش میکردم سوادم را بالا ببرم، نتیجهای که میگرفتم گاهی کاملاً معکوس بود و حالم بدتر میشد، در گذشته، تصور من از «دانایی» این بود که دانایی در حد همان سواد است، یعنی هر کسی که باسوادتر یا خوشصحبتتر باشد، پس دانایی بیشتری دارد، اما در کنگره تعریف بسیار زیبایی از دانایی شنیدم که وقتی آن را به زبان میآورم، واقعاً موهای تنم سیخ میشود، میگویند، «دانایی یعنی تشخیص ماهیت خواستهها»،به نظر من قشنگتر و در عین حال سادهتر از این تعریف نمیتوان چیزی برای دانایی پیدا کرد،پس دانایی یعنی همین، ممکن است من وارد کنگره شوم و هنوز درگیر سفر اول، مواد، و مسائل مختلف باشم، اما اگر در مسیر درمان حرکت کرده باشم، کمسوادیام در مسیر درمان برطرف شده باشد، وزنم متعادل شده باشد و وارد سفر دوم شده باشم، اینها نشان میدهند که میزان دانایی من صرفاً با مدرک، سواد یا جایگاه اجتماعی سنجیده نمیشود، دانایی این نیست که هر کس مدرک بیشتری داشته باشد یا در جایگاه بالاتری قرار گرفته باشد، حتماً درک بیشتری دارد، بهخصوص در کنگره، من افراد زیادی را دیدهام که شاید در ظاهر با مسائلی روبهرو نبودهاند که من امروز با آنها کلنجار میروم، اما آنها از این مراحل عبور کردهاند و پشت سر گذاشتهاند، اگر بخواهم به زبان خودم بگویم، «دانایی مؤثر» یعنی بتوانم آنچه را که میدانم، در زندگی اجرا کنم، از این که به صحبتهای من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.


عکس،تایپ و بارگزاری: مسافر مسلم
مرزبان کشیک : مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
62