گاهی انسان سالهای زیادی درس میخواندکتابهای زیادی مطالعه میکند و اطلاعات فراوانی در ذهن خود جمع میکند اما وقتی وارد زندگی واقعی میشود،در سادهترین مسائل نمیتواند تصمیم درستی بگیرداینجا برای من تفاوت میان سواد و دانایی آشکار میشود.
سواد میتواند به انسان اطلاعات بدهد اما دانایی به او کمک میکند که از اطلاعات خود چگونه استفاده کندممکن است،فردی تحصیلات بالایی داشته باشد اما نتواند خشم خود را کنترل کند نتواند مسئولیت اشتباهاتش را بپذیرد یا نتواند با اطرافیانش ارتباط سالمی برقرار کندپس داشتن مدرک و اطلاعات همیشه به معنای داشتن دانایی نیست.
دانایی برای من یعنی انسان بتواند، خودش را بهتر بشناسدبداند در چه شرایطی تصمیمهای اشتباه میگیردچه چیزی او را عصبانی میکند کجا دچار ترس یا منیت میشود و چگونه میتواند مسیر خود را اصلاح کندبه نظر من کسی که خودش را نمیشناسد؛حتی اگر اطلاعات زیادی داشته باشد در بسیاری از انتخابهای زندگی ممکن است دچار اشتباه شود.
اما دانایی مؤثر مرحلهای است ،که آموزش از ذهن وارد زندگی انسان میشود
ممکن است من بارها درباره صبر شنیده باشم اما زمانی که در یک شرایط سخت بتوانم عجله نکنم و آرامش خود را حفظ کنم آن آموزش در من اثر کرده است ممکن است درباره محبت مطالب زیادی بدانم اما وقتی بتوانم در زمانی که از کسی دلخور هستم باز هم حرمت او را نگه دارم آنجاست که محبت برای من فقط یک کلمه نیست،
برای من دانایی مؤثر یعنی فاصله میان حرف و عمل کمتر شود.
گاهی آسان است که درباره خوبیها صحبت کنیم؛ اما زندگی از ما عمل میخواهد در لحظهای که کسی حرفی میزند که دوست نداریم در زمانی که شرایط مطابق خواسته ما نیست، یا وقتی با یک انتخاب سخت روبهرو میشویم آنجاست که مشخص میشود چه مقدار از آموزشها در وجود ما ریشه گرفته است.
کنگره به من یاد داد که آموزش واقعی آموزشی است که بتواند انسان را تغییر دهد اگر سالها آموزش ببینم،اما همچنان همان نگاه گذشته همان توقعها و همان رفتارهای تخریبکننده را داشته باشم باید بدانم که هنوز آموزش را فقط شنیدهام و به مرحله کاربرد نرساندهام.
یکی از تأثیرات این آموزش بر من این بوده که بیشتر از گذشته به خودم نگاه کنم قبلاً شاید بیشتر به این فکر میکردم که دیگران چه چیزی را نمیدانند و کجا اشتباه میکنند اما امروز تلاش میکنم از خودم بپرسم من از آموزشهایی که دریافت کردهام، چه استفادهای کردهام.
این سؤال برای من بسیار مهم است چون پاسخ آن را نمیتوان فقط با حرف دادن پیدا کرد پاسخ آن در رفتار من با خانواده در برخورد با مشکلات در نوع تصمیمها و حتی در زمانی که هیچکس مرا نمیبیند، مشخص میشود
به نظر من دانایی مؤثر آرامآرام انسان را فروتن میکندچون هرچه بیشتر آموزش میبینم،بیشتر متوجه میشوم که هنوز چیزهای زیادی برای آموختن دارم انسان نادان ممکن است تصور کند همه چیز را میداند اما انسان دانا همیشه جایی برای یاد گرفتن باقی میگذارد.
امروز سعی میکنم سواد و اطلاعات را وسیلهای برای رشد بدانم نه وسیلهای برای برتری نسبت به دیگران مهم نیست چقدر میدانم مهمتر این است که آنچه میدانم چه تغییری در من ایجاد کرده است.
اگر آموزش باعث شود کمی آرامتر شوم کمتر قضاوت کنم، مسئولیت بیشتری بپذیرم و در برابر مشکلات عاقلانهتر رفتار کنم آنوقت میتوانم،امیدوار باشم که بخشی از دانایی در حال تبدیل شدن به دانایی مؤثر است
برداشت من این است که سواد مانند داشتن چراغ است دانایی شناختن مسیر است و دانایی مؤثر حرکت کردن در مسیر درست با استفاده از آن چراغ است.
ممکن است چراغ در دست انسان باشداما اگر نداند به کدام سمت حرکت کندباز هم ممکن است راه را گم کند و حتی اگر مسیر را هم بشناسدتا زمانی که حرکت نکند به مقصد نخواهد رسید
من امیدوارم بتوانم از آموزشها فقط برای زیباتر صحبت کردن استفاده نکنم بلکه بتوانم با آنها زیباتر زندگی کنم چون به نظر من ارزش واقعی دانایی زمانی مشخص میشود که انسان در رفتار خود آرامش خود و انتخابهای خود تغییر را احساس کند.
نویسنده:همسفر سیما رهجوی راهنما همسفرام البنین(لژیون تغذیه)
رابط خبری:راهنما همسفر ام البنین(لژیون تغذیه)
ارسال:همسفر زهرا(خ)رهجوی راهنما همسفر ام البنین (لژیون تغذیه)
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
28