جلسه ششم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابنسینا با استادی همسفر لیلا، نگهبانی راهنما همسفر هاجر و دبیری همسفر طاهره با دستور جلسه « دانایی، دانایی مؤثر و سواد » روز سهشنبه ۱۰ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
دانایی یعنی تشخیص ماهیت خواستهها در هر رنگ و لباسی. من اگر ماهیت یک ساختاری را بشناسم، راحتتر میتوانم آن را قبول کنم؛ یعنی ما اگر ماهیت چیزی یا ساختاری را متوجه شویم که درست یا غلط است، بنابراین راحتتر میتوانیم با آن کنار بیاییم. بایستی یاد بگیریم وقتی کسی از اطرافیانمان دچار بیماری اعتیاد است، او را به چشم یک فرد معتاد نبینیم. قبلاً نگرش و عقیده من این بود که او را به چشم یک فرد بیاراده و بیغیرت نگاه میکردم؛ اما الان دانایی من رشد کرده و دیگر او را به چشم یک فرد بیاراده نمیبینم، بلکه فهمیدهام او واقعاً یک بیمار است و به آن موادی که مصرف میکند، نیاز دارد. رسیدن به این باور باعث شد که نگاه من به مصرفکنندگان تغییر کند.
مثلث دانایی از سه ضلع تجربه، تفکر و آموزش تشکیل شده است که استاد امین در جزوه جهانبینی کامل توضیح دادهاند. اضلاع این مثلث باید به یک اندازه رشد کنند. در مورد تجربه بخواهم بگویم، همه ما انسانها با وجود خویشتن خویش میتوانیم کارهای مختلف را به انجام برسانیم و تجربه کسب کنیم. آموزش چیزی است که یک فرد در یک رشته مشخص، مسیری را طی کرده و آموزش لازم را کسب کرده، او با دانش خویش من را راهنمایی و یاری میکند، مانند راهنمایان که در کنگره۶۰ فعالیت میکنند. تفکر به تنهایی کاربردی ندارد. تفکر من باید همراه با حرکت باشد؛ زیرا تفکر تنها قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید. من باید فکرم را از قوه به فعل در بیاورم. اگر دانایی من رشد کرده باشد میتوانم همه چیز را به موقع تشخیص بدهم و اگر دانایی من تبدیل به دانایی مؤثر شده باشد، پس میدانم چه کاری اولویت دارد، کجا بروم و چه کاری انجام دهم.
سواد به تنهایی مانند یک کتابخانهای است که کتابهای آن فقط خاک میخورند. همیشه دانا بودن به معنای با سوادی نیست. دانستن تنها بدون دانایی مؤثر مانند یک چراغی میماند که فقط یک اتاق را روشن میکند؛ ولی دانایی مؤثر وقتی نوری در وجود من روشن میکند، باعث میشود اطراف خود را نیز نورانی کنم. من وقتی به کنگره میآیم و از انرژیهای اینجا استفاده میکنم، وقتی به خانه میروم با بچهها و مسافرم درست رفتار میکنم، با مادرشوهرم که با ما زندگی میکند، خوب رفتار میکنم. انرژی اینجا باعث میشود بهتر آموزش بگیرم.
من اگر بخواهم این دستور جلسه را به لژیون سردار ربط دهم، بایستی بگویم که من سه سال بعد از ورود مسافرم وارد کنگره شدم و مسافرم عضو لژیون سردار بود. او به من گفت عضو لژیون سردار شدم و یک مبلغی کارت کشیدم. من چون کنگره نمیآمدم از روی ناآگاهی به او گفتم چرا کارت کشیدی، میتوانستیم با آن پول کارهای واجبترمان را انجام دهیم. تو دیگر رها شدی و حالت خوب شده است. هفتهای سه روز میروی آنجا و از کار و خانواده خود میگذری، حالا یک مبلغی هم پرداخت کردی؟ واقعاً وقتی به آنموقع و به آن برخوردی که با مسافرم داشتم فکر میکنم، از خودم خجالت میکشم؛ چون رفتارم از روی جهالت و نادانی من بود. اکنون با آموزشهایی که از راهنمایم گرفتهام، متوجه شدم اگر دانایی من تبدیل به دانایی مؤثری شده باشد، پس باید بدانم که برای حال خوب خودم، خدمت و کمک مالی را از خودم دریغ نکنم.
من قبل از ورود به کنگره خیلی انسان ناشکری بودم و از زمین و زمان شکایت میکردم. در لژیون به من میگفتند شما که مسافرت راهنما شده، چرا حال خودت خوب نیست؟ چون من با تخریب زیادی وارد کنگره۶۰ شدم؛ اما خدا را شکر الان به حال خیلی خوبی رسیدهام. از راهنما همسفر هاجر خیلی تشکر میکنم که با صبوریهایشان من را راهنمایی کردند و در انتها از مسافرم خیلی تشکر میکنم، چون واقعاً یک جاهایی او همسفر من بود؛ شاید اگر در زمان سفرش من هم با او به کنگره میآمدم خیلی بهتر میتوانستم با او رفتار کنم؛ البته با وجود اینکه من کنگره نمیآمدم و همسفر او نبودم، ولی او هفته همسفر در خانه به من و فرزندانمان پاکت میداد.
.jpg)
تایپیست: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
237