جلسه دوازدهم از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی راهنمای محترم مسافر سعید، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر قدرت با دستور جلسه « دانایی ، دانایی موثر ، سواد» سه شنبه 10 شهریور ۱۴۰۵ ساعت 17 آغاز به کارکرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان سعید هستم یک مسافر؛ خوشحالم که در جمع شما عزیزان حضور دارم. خداوند را سپاسگزارم که بار دیگر توفیق نصیبم شد تا در این جایگاه بهعنوان استاد جلسه در خدمت شما باشم. کنگره ۶۰ در هر شرایطی جذابیت و قدرت خود را دارد؛ چه در زمان برقرفتن باشد، چه در بحبوحه جنگ، یا در شلوغی و خلوتی. این تداوم و جذابیت، نشاندهنده قدرت درونی موجود در کنگره ۶۰ است.
دستور جلسه امروز «دانایی، دانایی موثر و سواد» است که یکی از شیرینترین و کاربردیترین مطالب آموزشی کنگره به شمار میرود. به نظر من، تعریف جامعتر و کاملتری از واژه «دانایی» و میزان تاثیر آن بر زندگی انسانها بهویژه افرادی که وارد تاریکی شدهاند یا در بند نادانی قرار دارند خارج از کنگره یافت نمیشود. دانایی میتواند همان ریسمان محکمی باشد که انسان با چنگ زدن به آن، از شرایط بحرانی خود خارج میشود.
همانطور که در جزوه جهانبینی ۱ آمده است، دانایی یعنی: «تشخیص ماهیت خواستهها در هر لباس و هر شکلی». این تعریف بسیار بااهمیت است؛ چراکه انسان باید بتواند ماهیت خواستههای درونی خود را تشخیص دهد تا بداند چه زمانی باید به آنها «بله» و چه زمانی «نه» بگوید.
یک راهکار ساده برای تشخیص خواسته درست از نادرست این است که به «میوه و نتیجه» آن نگاه کنیم. اگر خواستهای میوهای شیرین داشته باشد و رضایت خداوند در آن باشد، میتوان آن را پذیرفت؛ اما اگر میوه آن تلخ باشد، باید در برابر آن مقاومت کرد، حتی اگر با ظاهری بسیار آراسته و زیبا به سراغ ما بیاید. نیروهای بازدارنده هرگز با چهرهای زشت یا افکار پلید آشکار نمیشوند، بلکه از حقهها و نقاط ضعف هر فرد مانند مهربانی یا دلسوزی بیش از حد استفاده میکنند.
استاد امین در این باره میفرمایند: «گرچه خیلی از انسانها خود را دانا میدانند، اما وقتی بیان مینمایند که ما میدانیم، در واقع دلیلی بر نادانی خود میآورند.»
همچنین در آموزههای کنگره مطرح میشود افرادی که با تحصیلات و سواد بالا وارد کنگره میشوند، گاهی درصد درمانشدنشان پایینتر است؛ زیرا تصور میکنند سواد یا مهارتشان در یک رشته خاص، در مسیر درمان نیز به کار میآید. در حالی که مسیر درمان، یک راه کوهستانی مجزاست و هیچکس جز فردی که خود این مسیر را پیموده باشد (راهنما)، نمیتواند دیگری را هدایت کند. کلیه کتابها، دانشگاهها و همایشهای علمی دنیا بهتنهایی نمیتوانند فرد درگیر اعتیاد را راهنمایی کنند، زیرا آن را تجربه نکردهاند.
در قانون کنگره ۶۰ آمده است که اگر یکپنجم به دانایی شما اضافه نشود، یکپنجم از داروی شما کم میشود، اما حالتان خوب نخواهد شد. دانایی زمانی کاربردی است که به «دانایی موثر» تبدیل شود؛ یعنی همان مثلث کوچک درون مستطیل بزرگ مسائل زندگی، که حاصل تعادل سه ضلع «تفکر، تجربه و آموزش» است.
عبور از منیت، آموزشپذیری و رسیدن به دانایی نسـبی، نیازمند شهامت و ازخودگذشتگی است. نمیتوان کارگاهها و لژیونها را سرسری گرفت و انتظار درمان داشت. راهنما به ما یاد میدهد که چگونه با خانواده و اطرافیان خود رفتار کنیم و روابط آسیبدیده را بازسازی نماییم.
در نهایت، تسلیم بودن، سر به زیر داشتن و چشم گفتن در برابر آموزشهای راهنما، نیازی از سوی راهنما نیست؛ بلکه نیازی حیاتی برای خود ماست تا بتوانیم با بهرهگیری از دانایی موثر، قدرت تصمیمگیری درست را در زندگی به دست آوریم و از مسیرهای سخت به سلامت عبور کنیم. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، متشکرم. لطفاً خودتان را تشویق کنید.
.jpg)
عکس: مسافر فرهاد
تایپ و تنظیم: مسافر امید
- تعداد بازدید از این مطلب :
129