از این آموزش چیزی که بیشتر از همه برای خودم برداشت کردم این بود که برای تغییرکردن، فقط دانستن کافی نیست؛ باید نوع نگاه و تفکر ما هم تغییر کند. شاید خیلی وقتها در زندگی با یک اتفاق یا یک حرف، سریع ناراحت یا عصبانی میشویم و تصور میکنیم عامل ناراحتی ما همان اتفاق یا همان شخص بوده، اما اگر کمی بیشتر فکر کنیم میبینیم واکنشی که ما نشان میدهیم، به نوع نگاه و میزان دانایی خودمان برمیگردد.
برای من جالب بود که نیروهای بازدارنده همیشه هم قرار نیست فقط مانع باشند. ممکن است یک اتفاق سخت در ابتدا ما را اذیت کند، اما اگر درست با آن برخورد کنیم، همان اتفاق میتواند باعث رشد ما بشود. یعنی بهجای اینکه با هر مشکلی بجنگیم یا خودمان را قربانی شرایط بدانیم، میتوانیم از آن برای قویتر شدن و یادگرفتن استفاده کنیم.
نکته دیگری که برایم خیلی مهم بود، بحث ظرفیت و حس بود. فکر میکنم وقتی حس و درون انسان مرتب و پاکتر شود، چیزهایی را که قبلاً اصلاً متوجه آن نمیشد، کمکم میبیند و احساس میکند. به نظرم خیلی از مشکلات ما از جایی شروع میشود که حال درونمان خوب نیست و بعد تصمیمهایی میگیریم که شاید در حالت آرامش هیچوقت آنها را نمیگرفتیم.
در نهایت به این نتیجه رسیدم که اگر میخواهم تغییر واقعی اتفاق بیفتد، باید بیشتر روی خودم کار کنم؛ روی حسهایم، تفکرم و داناییام. قرار نیست یکشبه همه چیز درست شود. همانطور که مشکلات بهمرورزمان شکلگرفتهاند، برای اصلاحشان هم باید قدمبهقدم حرکت کنم. مهم این است که اجازه ندهم هر اتفاقی حس من را خراب کند، چون اگر حس خراب شود، تفکر و تصمیمهای بعدی من هم میتواند تحتتأثیر قرار بگیرد.
رابط خبری :همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون سوم)
ارسال :همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
25