English Version
This Site Is Available In English

باید شاگردی و فرمانبرداری یاد بگیریم

باید شاگردی و فرمانبرداری یاد بگیریم

افرادی که وارد کنگره ۶۰ می‌شوند، آموزش‌های زیادی دریافت می‌کنند. اگر به گذشته نگاه کنیم، می‌بینیم که در زمان‌های قدیم بسیاری از مردم از نعمت سواد محروم بودند؛ زیرا امکانات و شرایط تحصیل مانند امروز فراهم نبود. اما امروزه با پیشرفت جامعه، امکانات آموزشی بسیار بیشتر شده و در بسیاری از جوامع، بی‌سوادی تا حد زیادی کاهش پیدا کرده است.

اما باید بدانیم که سواد با دانایی تفاوت دارد. سواد به این معناست که انسان در یک موضوع خاص، اطلاعات و آگاهی‌هایی داشته باشد؛ اما ممکن است با وجود داشتن اطلاعات زیاد، هنوز ماهیت بسیاری از مسائل را به‌درستی نشناسد.

در آموزش‌های کنگره، به موضوعات بسیار مهمی پرداخته می‌شود؛ از جمله ساختار عقل، نیروهایی که انسان با آن‌ها درگیر است و خواسته‌هایی که گاهی می‌خواهند خودشان را به انسان تحمیل کنند. در اینجا تعریف بسیار زیبایی از دانایی شکل می‌گیرد و آن، تشخیص ماهیت خواسته‌ها است.

یکی از مشکلات اساسی انسان، نداشتن تشخیص درست است. بسیاری از گره‌ها و مشکلات زندگی به این دلیل به وجود می‌آیند که انسان نمی‌داند با چه موضوعی روبه‌روست و ماهیت آن را به‌درستی تشخیص نمی‌دهد. وقتی انسان موضوعی یک مسئله را بشناسد و بتواند درست یا غلط بودن آن را تشخیص دهد، بخش بزرگی از مشکل حل می‌شود. حتی اگر نتواند مسئله را کاملاً حل کند، حداقل می‌تواند از آن دوری کند یا آسیب کمتری ببیند.

بنابراین باید تلاش کنیم به دانایی برسیم؛ زیرا دانایی به ما کمک می‌کند تا به تعادل بیشتری در زندگی برسیم. دانایی فقط داشتن اطلاعات و محفوظات نیست. ممکن است فردی تحصیلات زیادی داشته باشد و مدارک علمی مختلفی کسب کرده باشد، اما نتواند دانسته‌های خود را در زندگی به کار بگیرد. در مقابل، ممکن است فردی سواد کمتری داشته باشد، اما دانایی بیشتری داشته باشد و بتواند از تجربیات و آموخته‌های خود به شکل صحیح استفاده کند.

برای کسب دانایی، باید شاگردی و فرمانبرداری را یاد بگیریم و تواضع داشته باشیم. اگر می‌خواهیم تجربه کسب کنیم، باید بتوانیم با انسان‌ها ارتباط برقرار کنیم. غرور، حسادت و کینه می‌تواند مانع ارتباط صحیح ما با دیگران شود. اگر افتادگی و تواضع نداشته باشیم، نمی‌توانیم به‌درستی آموزش بگیریم.

انسان باید کاوشگر و جوینده باشد و درباره مسائل تفکر کند؛ زیرا بدون تفکر و جست‌وجو، دانایی در انسان شکل نمی‌گیرد. دانایی و توانستن، خود نوعی قدرت است. زمانی که بتوانیم یک مسئله را به‌درستی تشخیص دهیم و برای آن راه‌حل پیدا کنیم، در واقع به قدرت بیشتری دست پیدا کرده‌ایم.

مثلث دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده است.

تفکر، یعنی،درباره مسائل درست فکر کنیم و قبل از انجام هر کاری، جوانب آن را بررسی کنیم.

تجربه، یعنی، از اتفاقاتی که در زندگی برایمان رخ می‌دهد درس بگیریم و اشتباهات گذشته را دوباره تکرار نکنیم.

آموزش، یعنی، از منابع صحیح و انسان‌های آگاه، مطالب درست و کاربردی را یاد بگیریم.

اما زمانی که دانایی ما باعث شود گفتار، رفتار و عملکرد ما تغییر کند، به دانایی مؤثر نزدیک شده‌ایم. دانایی مؤثر نیز از همان سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده است و این سه ضلع باید در کنار یکدیگر و به‌صورت متعادل رشد کنند.

اگر فقط آموزش ببینیم، اما تفکر و تجربه نداشته باشیم، دانایی ما ناقص خواهد بود. بنابراین باید تلاش کنیم هر سه ضلع مثلث دانایی را با هم رشد دهیم.

دانایی به ما کمک می‌کند راه درست و غلط را تشخیص دهیم و دانایی مؤثر کمک می‌کند انتخاب درست را در عمل انجام دهیم.

در نهایت، هدف ما این است که آموزش‌هایی که دریافت می‌کنیم، فقط در حد اطلاعات و محفوظات باقی نماند، بلکه در زندگی ما نمود پیدا کند و باعث تغییر در تفکر، گفتار و رفتارمان شود. به‌نظر من، زمانی که دانایی ما به عمل تبدیل شود، می‌توانیم به تعادل بیشتری در زندگی دست پیدا کنیم.

نویسنده:همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون سوم)
رابط خبری: راهنما همسفر سمیرا(لژیون سوم)
ارسال:همسفر زهرا(خ)رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران زاهدان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .