سلام دوستان سینا هستم یک مسافر؛
نکات و صحبتهای مهندس دژاکام در سیدی "خوشبختی"
بسماللهالرحمنالرحیم. ما برای تفهیم به آنانی که نمیخواهند بفهمند و بدانند هیچ کاری نداریم. ما همه سعی مینماییم که کلام حق را به سادهترین صورتی که بیان شده و مکتوب گردیده به انسانها انتقال دهیم. پس بحث ما «فهم در کلام» است که آیا ما فهم در کلام هم داریم؟ بله، بله، بله. ما باید کلام رو بفهمیم. به خاطر اینه که همهچی اول به صورت تصویر در ذهن ما به وجود میاد. اگر بخوایم یه ساندویچ بخوریم، اول به صورت تصویر در ذهن ما میاد، مجسم میکنیم ساندویچ رو، بعد میریم برای خوردنِ ساندویچ. اگر بخوایم بریم به اداره، اول تصویر اداره در ذهن ما میاد و بعد حرکت میکنیم میریم به اداره. هر کاری که بخوایم انجام بدیم اول تصویرش میاد در ذهن ما، بعد ما اون تصویر رو به انجام میرسانیم.
یه موقعی هست میخوایم یه تصویری رو به فرد دیگهای انتقال بدیم؛ میخوایم بگیم که «تو هم ساندویچ میخوری؟» اول این ساندویچ در ذهن ما به صورت تصویره، بعد تبدیل به کلامش میکنیم و در هوا رها میکنیم. بعد طرف توسط گوشش کلام رو میشنوه، در ذهنش تبدیلش میکنه به تصویرِ همون ساندویچ با نوشابه، و بعد میگه آره یا میگه نه. پس اینجا یک اتفاق سلسلهمراتبی میافته؛ یعنی اول افکار ماست، بعد افکار تبدیل به کلام میشه، به امواج تبدیل میشه و به گوش طرف میرسه. از گوش وارد ذهنش میشه، تبدیل به تصویر میشه و بعد تصویرها رو با تعقل و تفکر بررسی میکنه و نتیجه میگیره. این فرآیند همیشه اتفاق میافته.
اینجایی که افکار میخواد تبدیل به کلام بشه، ممکنه اشتباه رخ بده یا فرد خوب نتونه اونو به کلام تبدیل کنه؛ اینجایی است که میگیم سوءتفاهم پیش میاد. حالا کلام رو میخوای تبدیل به امواج کنی، بازم ممکنه اشکالی رخ بده. اون طرف هم که حرف شما رو میشنوه، ممکنه در گوش دادن یا تبدیل کردنش به تصویر دچار اشتباه بشه و اون چیزی رو که شما میگید بهدرستی متوجه نشه. بعد هم که تصویر شکل گرفت، باید توسط تعقل و تفکر آنالیزش کنه تا ببیند منظور چی بوده. پس یک کلام که رد و بدل میشه، ممکنه در فهمِ اون اتفاقات متعددی رخ بده و همیشه همینه؛ به همین دلیل بین افراد سوءتفاهم پیش میاد که ما یه چیز دیگهای میگفتیم و اون برداشت دیگهای داشته. بنابراین باید با دقت و حوصله صحبت کنیم تا سوءتفاهمی به وجود نیاد.
وقتی میخوایم افکارمون رو تبدیل به کلام کنیم، ممکنه افکار ما منفی باشه، منفیگرا باشیم، بترسیم، اضطراب داشته باشیم یا بیخیال باشیم. اینها همه در کار ما نقش دارند. سیستم انسان خیلی سیستم پیچیدهایه؛ همینجوری به سادگی حرف میزنیم، ولی وقتی نگاه میکنیم میبینیم چقدر حسابشده است. مثلاً وقتی میگید «غذا خوردی؟»، این چندین مرحله را طی میکند تا تصویر به کلام تبدیل شود. گاهی اوقات این کلام یک تعارف است؛ مثل تعارفات شاهعبدالعظیمی! قدیم ماشین دودی با زغالسنگ کار میکرد و دود میکرد. هرکی میرفت شاهعبدالعظیم باید بلیت دوطرفه (رفت و برگشت) میخرفت و زیارت میکرد و برمیگشت. حالا اگر کسی میرفت خونهی یک نفر مهمانی در شاهعبدالعظیم، اصرار میکرد که شب بمون! چون میدونست بلیت داره و چارهای جز برگشتن نداره، به این میگن تعارف شاهعبدالعظیمی.
گاهی اوقات حرفت رو مستقیماً میزنی (مثل اینکه بگی از تو خوشم میاد یا خوشم نمیاد). یه موقع در لفافه حرف میزنی («به در میگم دیوار تو بشنو»). یه موقع هم اصلاً کلامت دروغه؛ داری حیله به کار میبری و چیزی میگی که از بیخ و بن غلط است (مثل اینکه میگی دوستت دارم اما دوستش نداری؛ چشمت به اونه و دلت جای دیگه). اینجا زبان بدن هم نقش بسیار مهمی داره. وقتی رو در رو صحبت میکنید، صورت، چشمها و حالت شما نشان میدهد که راست میگویید یا دروغ. انسان وقتی دروغ میگوید اتوماتیکوار چشمها را نگاه نمیکند و سرش را میاندازد پایین.
گاهی اوقات هم افکار شما اصلاً به کلام تبدیل نمیشود؛ شخص نمیفهمد چون با کلام نمیتوان آن را بیان کرد. مثلاً تریاک چه بویی دارد؟ حشیش چه بویی دارد؟ ادکلن اپیوم چه بویی دارد؟ چطور میتوانی اینها را به کلام تبدیل کنی؟ یا اصلاً «خوشبختی یعنی چه؟» وقتی میگویید خوشبختی، معنیاش چیست؟ خوشبختی و بدبختی واقعاً وجود دارند. بهشت هم تمثیل خوشبختی است و واقعاً هم در دنیا و هم در آخرت وجود دارد. ما با زبان مادی از تمثیل استفاده میکنیم؛ همانطور که مسیح گفت «عیسی پسر خداست» که از این تمثیل استفاده کرده است. اندِ خوشبختی این است که انسان در شرایطی قرار بگیرد که در آسایش و آرامش باشد؛ حالا یکی با خداشناسی به آرامش میرسد و یکی با چیز دیگر، فرقی نمیکند اگر بتواند خودش را به آنجا برساند.
در انتقال کلام گاهی اوقات کلمات «تقطیع» (قطع و بریده) میشوند؛ این اتفاق خیلی میافتد.
مثلاً فرض کنید جملهای داریم: «مردان ایکس اگر به شما حمله کردند و قصد کشتن شما را داشتند، شما هم مردان ایکس را بکشید.» حالا کسی قسمت اول جمله را حذف میکند و فقط میگوید: «مردان ایکس را بکشید!» قسمت اول از بین رفت و مفهوم کاملاً عوض شد. یا در قرآن میگویند: «لا اله» (هیچ خدایی نیست)، و «الا الله» (مگر الله) را نمیگویند؛ این یعنی تقطیع کلام. خبرگزاریها گاهی همین کار را میکنند؛ حرف یک نفر را برمیدارند، تقطیع میکنند و مفهوم را وارونه نشان میدهند (مثل شکایتی که ترامپ از بیبیسی کرد). یا وقتی میگویند فلان کس پشت سر شما این حرف را زد، نصف جمله را میگویند و نیمهی دیگر را حذف میکنند. پس باید مراقب تقطیع کلمات باشیم.
موضوع دیگر این است که کلام راستین و کلام دروغین داریم. چطور کلام راستین را از دروغین تشخیص دهیم؟ با دانایی و تفکر کردن. خیلی کار سختی نیست؛ کسی که میآید پیش شما و از دیگری غیبت میکند، مطمئن باشید حرف شما را هم جای دیگری میبرد. مهمترین عکسالعمل منطقی این است که بگویید: «چون خودش اینجا نیست، خواهش میکنم راجع بهش صحبت نکن.» هدف از این تجسسها و غیبتها مشخص است. حکایت آن فضولی است که او را به جهنم بردند و گفتند هیزمش تر است؛ گفتند بکنیدش توی جوال (گونی بزرگ با موی بز)، گفت لنگهام بهدره (پاهام بیرونه)! بعضیها اینطورند و در همهچیز دخالت و فضولی میکنند. آدم باانسان و باشخصیت تا از او سؤال نکردهاند جواب نمیدهد و بیش از اندازه هم توضیح نمیدهد. کار بازجوها و کارآگاهها این است که مرتب سؤال میکنند تا صحت و سقم موضوع را درآورند. پس برای تشخیص کلام راست از دروغ باید تمرکز و تفکر کنیم و هر مطلبی را در فضای مجازی فوری فوروارد نکنیم، چون شاید رقیب یا دشمنی خواسته کسی را خراب کند.
«اگر کسی یا کسانی پیدا بشوند و بگویند، و یا بخواهند مطلب الهی را به دیگر گونه بنمایانند، این از ما نیست، بر ما را گناهی نیست.» کلام حق اگر تغییر داده شود، تقصیر کلام نیست. هیچ قانونی در جهان مادی پابرجا نمیماند اگر از عقل و فکر ناسالمی بیرون آمده باشد. اگر قانونی غیرمنطقی و غیرعقایی باشد، دیربازی از بین خواهد رفت. کلام حق و فرامین الهی پابرجا میماند؛ مثل «ویل للمطففین» (وای بر کمفروشان) یا «ویل للمکذبین» (وای بر دروغگویان). اینها قوانینی هستند که بر مبنای تعقل بنا شدهاند و تا ابد پابرجا میمانند.
آنچه گفتیم را تکرار مینماییم: صراط مستقیم ما را به جایگاه اصلیمان هدایت مینماید. صراط مستقیم یعنی کوتاهترین راه برای رسیدن به مقصد (مثل اتوبان تهران-قزوین). صراط غیرمستقیم یعنی دور قمری زدن و مسیر طولانی را طی کردن. جهان بر مبنای یک نظام خاص برپاست؛ هر عملی انجام دهی، عکسالعمل آن به خودت برمیگردد. گندم بکاری گندم درو میکنی، حنظل بکاری حنظل برداشت میکنی. صراط مستقیم راه راستی، پاکی و درستی است. کارگر تا عصر آجر و سیمان میبرد و یک میلیون تومان میگیرد؛ یکی هم میرود سر چهارراه پنج دقیقه هروئین میفروشد و پنج میلیون تومان گیرش میآید. اونی که ۸۰۰ هزار تومان میگیرد در صراط مستقیم است و به آسایش و آرامش میرسد، اما اونی که پنج میلیون میگیرد در صراط غیرمستقیم است؛ فردا میگیرندش، میبرند آگاهی، اموالش را میگیرند، زندانیاش میکنند و کتکش میزنند. وسوسههای شیطانی همهجا هست؛ ممکن است در مغازهداری از دخل دزدی کنی یا خیانت کنی، اما اینها عاقبتی جز نیستی و نابودی ندارد و این همان امتحانی است که در آن قرار گرفتهایم. وقتی وسوسه شیطانی میآید، عقل دیگر حق را از باطل تشخیص نمیدهد و همهچیز قاطیپاتی میشود که این از ناقص بودن قوه تعقل و تفکر خود ماست.
به همین جهت است که میگوییم کلام خداوند در تمام کتب الهی اینقدر ساده، روان و قابل فهم بیان شده است تا کسی بینصیب نماند؛ نه اینکه فقط قابل قرائت با صوت باشد. صوت خوب است، درجه یک است و مقدمه محسوب میشود، اما مرحلهی اصلی سه بخش دارد: اول صوت، دوم فهمیدنِ معنی کلام، و سوم عمل کردن به آن. مثالی بزنیم: دکتر به شما نسخه میدهد که شربت اکسپکتورانت و آنتیبیوتیک را چطور مصرف کنید. اگر شما بیایید این نسخه را با خط طلایی بنویسید و با صوت بسیار رسا و عالی بخوانید، این فقط صوت است! مرحله بعد این است که بفهمید دارو چیست، و مرحله سوم و حیاتی این است که داروها را بخورید تا بیماریتان خوب شود. اگر فقط روی صوت بمانید، خودش یک دام است. باید کلام خدا را بفهمیم و به آن عمل کنیم تا کلید دربهای متعدد به سوی روشنایی و آرامش برایمان باز شود.
این فهم در کلام، در تمام سطوح زندگی ما نقش دارد؛ در روابط با اعضای خانواده، دوستان، شاگردان، راهنما، مربی و همهی انسانها. گاهی ذهنها آلوده است؛ یکی میگوید «در را ببند» و دیگری داد میزند «خودت ببند!» چون ذهنها آلوده است، سر کوچکترین حرف همدیگر را کلهپا میکنند. فهم در کلام بهصورت تخصصی در پزشکی، ریاضیات، فیزیک، ادبیات و کتب آسمانی هم وجود دارد، اما ما همهچیز را با هم قاطی کردهایم چون از آن سوی دیوار مطلع نیستیم و فقط با چشممان فکر میکنیم. امیدوارم این موضوع را در زندگی روزمره و روابط بینفردی به کار ببریم و وقتی میخواهیم حرفی بزنیم، با تعقل و تفکر بهترین کلمات را انتخاب کنیم تا جایی برای سوءتفاهم و سوءاستفاده باقی نماند.
منبع: سی دی خوشبختی( مهندس حسین دژاکام)
تهیه، تنظیم و نگارش: مسافر سینا لژیون یکم
مسافران نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
140