English Version
This Site Is Available In English

قدر داشته‌هایتان را بدانید

قدر داشته‌هایتان را بدانید

مسافر احمد با آنتی‌ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره۶۰ شدند. به مدت ۱۰ ماه به روش DST و داروی اپیوم با راهنمایی آقای مهندس حسین دژاکام سفر کردند. هم اکنون به لطف خداوند و دستان پر مهر آقای مهندس ۲۵ سال هست که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی ایشان تیراندازی با کمان است.

هرچه یک مجموعه بزرگ‌تر می‌شود، حفظ هماهنگی بین بخش‌های مختلف آن دشوارتر می‌شود؛ به‌نظر شما چه‌ چیزی باعث می‌شود شعب مختلف کنگره با وجود تفاوت‌هایشان، همچنان یک‌ تفکر مشترک را دنبال کنند؟

این از آموزش‌های مشترکی است که پایه‌اش را آقای‌ مهندس ایجاد کرده‌اند که دستور‌ جلسات هستند و در کل کشور یکی هستند و تمام جلسات به یک فرم و در رأس یک ساعت مشخص تشکیل می‌شوند؛ چون همه از یک قانون و یک روش پیروی می‌کنند قاعدتاً همه هماهنگ می‌شوند و ما حالا حدود به ۲۰۰ نمایندگی داریم که همه به‌خوبی کارشان را انجام می‌دهند؛ حتی اگر ۲۰۰۰ نمایندگی نیز باشد با همین روش و متد کار به‌راحتی انجام می‌شود.

اگر «دیده‌بان» را چشم مجموعه بدانیم به‌نظر شما آیا فقط خوب دیدن کافی است یا مهم‌تر از آن توانایی درست تعبیر کردن چیزی است که دیده می‌شود؟

هم دیدن و هم درست تعبیرکردن و از همه مهم‌تر راهکار دادن برای اصلاح است، فقط دیدن مشکلات و مسائل کفایت نمی‌کند و باید راهکار برای درست‌شدن نیز ارائه شود اگر هم دیده‌بان شک داشته باشد یا فکر کند راه‌های بهتری وجود دارد با بقیه همکارها یا قطعاً خود آقای‌ مهندس صحبت می‌کنند و از ایشان راهنمایی می‌گیرند.

اگر قرار نبود دیده‌بان باشید، فکر می‌کنید امروز کجای کنگره و مشغول چه خدمتی بودید؟

برای من مهم این است که در کنگره حضور داشته باشم، حتی حالا هم که اینجا حضور دارم به‌دلیل مسئولیتم نیست، منظورم خدمت در کنگره است؛ ولی چیزی که برای همه ما مهم می‌باشد رهایی است که انسان به آن می‌رسد. کیفیت رهایی، متد، روش و زحمتی که دیگران برایش کشیدند. عظمت این رهایی آن‌قدر زیاد است که انسان حاضر می‌شود از جانش نیز مایه بگذارد.

اگر همسفری بگوید: «مسافرم به کنگره نمی‌آید و من هرکاری می‌کنم نمی‌توانم او را راضی‌ کنم.» شما به‌عنوان دیده‌بان چه جوابی به او می‌دهید؟

من می‌توانم به او بگویم به‌هیچ‌ عنوان به او نگوید که به کنگره بیاید؛ حتی از کنگره حرف نزند. شما بپذیرید که یک شوهر، پدر یا فرزند مصرف‌کننده دارید و در کنار او باید زندگی کنید و در کنار آن نیز احترام بگذارید؛ چون جایگاه همسر بودن یا فرزند بودن را دارد و نباید جایگاه او در خانواده کوچک شود؛ بلکه بالاترین احترام باید به او گذاشته شود؛ چون انسان اختیار دارد؛ پس به اختیارش احترام بگذار حتی اگر بالاترین تخریب را به‌وجود آورده است.

اگر بخواهید یک یا چند ویژگی را نام ببرید که هر دیده‌بان باید بیش‌تر از هر چیز دیگری در خودش پرورش دهد، آن ویژگی چیست؟

ما در کنگره۶۰ خدمت‌هایی داریم برای فخر فروختن نیست فکر نکنیم اگر خدمتگزاریم پس جایگاه بالایی داریم. هرکسی جایگاه خدمتی بالاتری دارد خدمت بیشتری باید انجام دهد و کم‌تر توقع داشته باشد؛ بنابراین خدمت وظیفه همه ما است و باید به همه اعضاء احترام بگذاریم.

همان‌طور که می‌دانیم ورزش در کنگره۶۰ فقط به مسافرها محدود نمی‌شود و به‌نظرشما حضور خانواده‌ها و همسفران در فضای ورزش چه تأثیری روی حال و هوای شعب دارد؟

بسیار ارزشمند است. در کشور ما خانم‌ها چند سالی است که ورزش را در محیط باز آغاز کرده‌اند و این تابو را دارند می‌شکنند و یک‌سری تفکرات درحال شکسته‌شدن است که باید شکسته شوند. انسان مانند آب، غذا و اکسیژن به ورزش نیاز دارد تا فیزیولوژی او قوی و سالم باشد تا بتواند یک مادر خوب، یک همسر خوب، یک خواهر خوب و یک انسان سالم و موثر در جامعه باشد وقتی یک خانم با حجاب در حال ورزش است؛ پس او یک الگو می‌باشد؛ بنابراین حضور همسفران بسیار تا بسیار مهم و ارزشمند است.

به‌نظرشما چه‌ چیزی باعث می‌شود یک نمایندگی از نظر ساختاری رشد کند و علاوه بر رشد، روح و حال خوب خودش را نیز حفظ کند و نمایندگی ملایر در این مسیر کجاست؟

هم‌دلی و قبول‌داشتن یکدیگر؛ یعنی قضاوت نکنیم که آیا کسی شایسته جایگاهی است یا خیر؟ وقتی مرکز فردی را برای جایگاهی تایید می‌کند؛ پس نباید به خودم اجازه دهم که نظر دهم و فقط باید هم‌دلی و اطاعت کنم اگر شعبه‌ای به این نقطه برسد آن نمایندگی محکوم به رشد و توسعه است و قطعاً آسایش، آرامش و حال خوب شعاع اضافه می‌کنند و افراد بسیار زیادی به‌عنوان تازه‌وارد به نمایندگی می‌آیند. نمایندگی ملایر نیز بسیار خوب شده است فقط تعدادی نقص ساختاری هنوز دارد که ان‌شاءالله آن‌ها هم برطرف می‌شوند.

در مسیر دیده‌بانی، کدام تجربه برای شما سخت بود و بعدها فهمیدید همان سختی یکی از مهم‌ترین درس‌های شما بوده است؟

تجربه‌ای که سخت بود این بود که آقای‌ مهندس لطف داشتند هر شعبه‌ای که خیلی قانون‌مند نبودند بنده را می‌فرستادند و دستور می‌دادند تا در آنجا اصلاحاتی به‌وجود بیاورم و این کار بسیار سخت و زمان‌بر بود؛ یعنی اگر شما ۱۰ تا نمایندگی راه بیندازید خیلی‌ راحت‌تر می‌شود کار کرد تا شعبه‌ای که روی قانون و حرمت کم‌تر است را بخواهی تغییر دهی؛ بنابراین این کار تحمل بالایی احتیاج داشت و فشارهای خودش را داشت؛ اما به فرموده آقای‌مهندس کارهای سخت در نهایت سهل و آسان می‌شوند.

اگر تمام تجربه‌ای که از کنگره گرفته‌اید فقط در یک جمله خلاصه می‌شد آن جمله چه بود؟

این‌که من به یک انسان قدردان و سپاسگزار تبدیل شده‌ام. آقای‌ مهندس همیشه می‌فرمایند: «قدر داشته‌هایتان را بدانید» همیشه این سخن را به من می‌گویند من هم به دیگران می‌گویم که قدر داشته‌هایمان را بدانیم.

طراح سوال و مصاحبه‌کننده: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .