جلسه دوازدهم از دوره اول کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ستارخان به استادی دیدهبان محترم همسفران، همسفر آنی کماندار، نگهبانی ایجنت محترم گروه خانواده، همسفر اعظم و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه "هفته دیدهبان" روز شنبه 9 شهریور 1405 رأس ساعت 16:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان آنی هستم راهنمای همسفر. هفته، هفتهی دیدهبان میباشد. هدف از هفتهی دیدهبان، چگونگی روند پیشرفت و تکامل کنگره60 است که پایهگذاری شد تا وظایف دیدهبانان، مطرح کردن مسئولیت دیدهبانان و اینکه سیستم به چه صورت پیشرفت کرد را بیان کند. در ابتدا که جناب آقای مهندس درمان شدند دو مکان برای جلسات بود اولی واقع در خیابان کارگر جنوبی بوده است که آقای مهندس برای اشخاص صحبت میکردند و دومین ساختمان آکادمی بوده است که بهصورت زیرزمین بود و آقای مهندس سخنرانی میکردند، آن زیرزمین را در اختیار اعضا کنگره60 قراردادند تا جلسات برگزار شود. اوایل بخشی به نام همسفران وجود نداشت و فقط مسافران بودند که قطع مصرف ناگهانی داشتند و هیچ اعتقادی به درمان و روش تدریجی در درمان نداشتند. ساختار لژیونها و راهنمایان به تدریج شکل گرفت که بهمرور زمان برای انتخاب راهنما، امتحانات برگزار شد سپس لژیونها شکل گرفت؛ همسفران هم میآمدند در حیات مینشستند که این تجمعات مشکل ساز بود. بنده و استاد امین جز همسفران بودیم، بهمرور نمایندگیها شکل گرفت به شکلی بود که اشخاص حتی هزینه ده عدد آش را هم نداشتند یا پنیر را نصف میکردند خورد میشد مجبور بودند این کار را با نخ انجام دهند، شرایط سختی بود ساختمانی وجود نداشت امکانات نبود. آرام آرام، جایگاه دیدهبانان شکل گرفت، آقای مهندس فرمودند که پایههای مالی باید قوی بشود. در حال حاضر بیش از 180 نمایندگی در کشور وجود دارد که در شهرهای مختلف در حال خدمترسانی به اعضا هستند؛ از هزینههایی که افراد پرداخت کردند، بنایی برای خودشان ساخته شد که امروزه تعداد افراد در حال درمان بیشمار هستند. آقای مهندس اولین دیده بان را که انتخاب کردند بهمرور زمان دیدهبانهایی را برای قسمتهای مختلف انتخاب کردند که خانم آنی بزرگ مسئول همسفران بودند که سالها خدمت کردند خانم آنی بزرگ به دلیل کسالتی که داشتند، جناب آقای مهندس این مسئولیت را به من سپردند، ولی من بهتنهایی نمیتوانم تمام کارها را انجام بدهم. اسیستانتهای همسفران هستند که جایگاهشان از دیدهبانان پایینتر است و تعدادشان حدود بیست نفر میباشد که در ساختمان ققنوس در خیابان بهار در حال فعالیت هستند و خداروشکر جناب آقای مهندس برای همسفران ساختمانی چهار طبقه خریداری کردند که هرکدام از اسیستانت ها بر اساس خدمت تازه واردین، مالی، سردار و قسمتهای مختلف خدمتگزار هستند و بنا به نیاز سایت و شرایط هرکدام حدود هشت دستیار دارند که در روزهای زوج در حال خدمت هستند. درست است که هفته دیدهبان میباشد ولی از تکتک عزیزان تشکر میکنم از عزیزان خدمتگزاری که شال دارند، خدمتگذارانی که شال ندارند و در حال خدمت هستند که این ساختار در کنگره60 را شکل دادهاند و به همه عزیزانی که خدمت میکنند تبریک میگویم و اگر بخواهم درباره این موضوعات صحبت کنم بیشمار است؛
.jpg)
اکنون میخواهم مقداری در مورد جهانبینی صحبت کنم: وقتی کوچکتر بودم اشخاصی را میدیدم که مشکلاتی داشتند و در ذهنم میگفتم این چه عدالتی است، مثلاً کودکی در چهارراه که اسفند دود میکند چه عدالتی است که خردسال است و بهجای آموزش گرفتن یا اینکه در محیط خانواده باشد و بازی کند چرا دارد اسفند میفروشد؟ یا چرا برخی از افراد ثروتمند هستند، در رفاه هستند؟ باعقل کوچک خودم به تضاد برخوردم که پس عدالت خداوند چه میشود که برخی ثروتمند و برخی بامحدویتهای مادی و عاطفی در زندگی به دنیا میآیند. اوایل برایم سخت بود ولی بعدها متوجه شدم که هر شخصی در هر جایگاهی که قرار دارد عین عدالت میباشد و این موضوع را جناب آقای مهندس به من گفتند که اوایل درک این موضوع برایم سخت بود. بهقول شاعر: یکی را میدهی صد نعمت، یکی را میدهی نان جو؛ چرا بایستی اینگونه باشد؟ هر انسانی در هر جایگاهی قرار دارد عین عدالت است و بایستی در این جایگاه باشد چون آن جایگاه بهترین جایگاهی برای افراد است تا جهش کنند تا آموزش بگیرند، رشد کنند و بزرگ شوند که آن شرایط بهترین جایگاه برایشان است که نقطه تفکری برایشان به وجود بیاید. شاید فکر کنند اگر در آمریکا به دنیا میآمدیم این مشکلات را نداشتیم یا در فلان خانواده بودیم زندگی خوبی داشتیم ولی واقعیت قضیه این است که ما در هر جایگاهی که هستیم برایمان بهترین جایگاه است تا بتوانیم رشد و پیشرفت کنیم. شاید اگر در جهانی پیشرفته به دنیا میآمدیم، دیگر به دنبال علم و دانش نبودیم و یا اگر دچار بیماری اعتیاد نمیشدیم، انسانهایی که احیا شدند و مشکلات دیگران را میدیدند، نهایت میگفتند میخواست معتاد نشود و به ما ربطی ندارد و هیچ احساس و ادراکی از درد و مشکلات مردم نداشتیم. ولی به واسطه اعتیاد پدرم که درمان شدند، باعث شد دنیای جدیدی برایم باز شود. وقتی انسانی مسئله را درک کند که این جایگاه، برای هرشخص بهترین جایگاه برای رشد و پیشرفت است به ندای درون خود میرسد که کارهای ارزشمندی است؛
(1).jpg)
کوتاه در مورد خواست، تقدیر و فرمان الهی مشارکت میکنم: اشخاصی میگویند زندگی جبر یا اختیار است. بعضیها معتقدند که جبر است، جناب آقای مهندس در چند سیدی به زیبایی و واضح توضیح دادند که هم جبر است و هم اختیار است، اینکه جبر، تقدیر ما است، اختیار، خواست ما است و اینکه این به چه صورت است. معنی اینکه جبر، تقدیر است یعنی چه؟ یا اختیار، خواست است یعنی چه؟ برای مثال شخصی درگیر بیماری اعتیاد میشود، این شخص اختیار داشته است که مصرفکننده بشود یا نشود، این درست است؟ حالا با توجه به اختیاری که داشته است اکثراً با سختی مواجه میشوند و شخصی را ندیدم که بگوید تمایل دارم شخصی مصرفکننده بشوم که سهواً باشد؛ شخصی که وارد مواد مخدر میشود حالا جبرش میشود، زمانی که مصرفکننده مواد مخدر شد، در هر جمعی نمیتواند وارد شود و اگر مسافرت بخواهد برود باید به این موضوع فکر کند که آیا میتواند با خودش مواد ببرد یا نه؟ اگر بهترین مناطق دنیا هم بخواهند او را ببرند اگر او نتواند موادش را با خودش ببرد، به آن مسافرت نخواهد رفت که به این موضوع جبر میگویند. ولی همان شخص در ابتدا امر تصمیماتی را بهاشتباه گرفته که دامنهی اختیار او را کوچک کرده است، انسان با توجه به انتخابهایی که داشته است اختیار خود را محدود کرده است و به آن جبرِ رسیده است پس وقتی میگویند جبر تحمیل است یعنی اعمال و انتخاب خودش باعث به وجود آمدن این جبر شده است. یک مثال دیگر در رابطه با همین موضوع که جناب مهندس در سیدی میگویند: مثلا شخصی قتلی انجام داده است، یا مرتکب جرمی شده است که مراجع قانونی به آن فرد حبس میدهند و محکوم به هفده سال زندان میشود، در این موضوع جبر همان مدت محکومیت است که فرد باید به زندان برود و مدت محکومیت را بگذراند. قسمت اختیار این موضوع این میباشد که فردی میتواند در دوران محکومیت ورزش بکند، کتاب بخواند و کارهای مثبت انجام بدهد؛ همین امور باعث کم شدن و تخفیف در دوران زندانی و محکومیت فرد خواهد شد، اما فرد دیگری میتواند در طی آن دوران مدام مشغول فروش و جابجایی مواد مخدر باشد، در طول شبانه روز با دیگر افراد درگیر شود، به چاقوکشی بپردازد، حکمش به حبس ابد یا اعدام تبدیل شود یا در همان زندان توسط افراد دیگر به قتل برسد. تصمیمها و انتخاب ما با توجه به این موضوع که در چه شرایطی قرار گرفتیم تعیین میکند که در آینده چه اتفاقی بیافتد، پس این موضوع هم در مورد این بود که زندگی انسان یکی بر اساس خواست، تقدیر و فرمان الهی اتفاق خواهد افتاد. هر اتفاقی هم که بخواهد رخ بدهد انسان اول باید در درونش باشد و فرمان الهی هم باشد تا آن اتفاق رخ بدهد، مثلاً فردی میخواهد با فرد دیگری ازدواج کند و خیلی خواست قوی دارد تا به آن شخص برسد ولی تقدیر او به شکل دیگری رقم خواهد خورد، خیلی هم ناراحت میشود ولی آن زمان تصورش این خواهد بود که حتماً باید با این شخص ازدواج کند و خواست او همین موضوع میباشد، تقدیر و فرمان الهی هم به همین شکل رقم میخورد. بعضیاوقات هم شخصی خواسته این را دارد که حتماً با فرد خاصی ازدواج کند ولی تقدیر و فرمان الهی این است که با شخص دیگری ازدواج کند و بعد از رقم خوردن تقدیر، او خواهد فهمید که برایش بهتر شده است. بنده سعی کردم به موضوعاتی اشارهکنم که درکش برای همه راحت باشد و میدانم بسیاری از اعضا به این موضوعات آگاهی دارند. از اینکه به صحبت های بنده توجه کردید، متشکرم.

در ادامه مراسم جشن هفته دیدهبان در نمایندگی ستارخان برگزار گردید، با افتخار تقدیم نگاه زیبای شما میگردد:



.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)

عکاس: مسافر میلاد
تایپ: مسافر عرفان
مسئول سایت: مسافر حامد
مرزبان کشیک: مسافر محسن
مرزبان خبری: مسافر ماهان
با عرض شادباش، خدمتگزاران سایت مسافران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
2695