ششمین جلسه از شصت و ششمین دوره کارگاههای عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی پرستار مورخ شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ با استادی دیده بان محترم همسفر آنی کماندار و نگهبانی راهنمای محترم همسفران خانم فرزانه و با دبیری مسافر سعید با دستور جلسه «هفته دیده بان» راس ساعت ۱۶ شروع بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان من آنی هستم راهنمای یک همسفر

هفته دیدبان است و میخواهم مقداری در باره نحوه شکل گیری دیدبان برایتان صحبت کنم.
پس از رهایی آقای مهندس (سال۷۶) در خیابان کارگر جنوبی، ساختمانی بود که در آنجا ساعاتی جلسات کنگره برگزار میشد،
در همان ساختمان هم تشکیلات NA جلساتی را برگزار میکردند، حدودا ۱۰ - ۱۲ نفر بودند و همه آنها قطع سقوط آزاد داشتند و سپس در خیابان سهروردی جنوبی (محل آکادمی) جلسات برگزار میشد و در آنجا زیرزمینی بود که توسط آقای مهندس صحبت شده بود و جلسات در آنجا برگذار میگردید.
آهسته آهسته تعداد شعب بیشتر گردید و مقدار کارها زیادتر شده بود و باید تقسیم کار صورت میگرفت، چیزی با عنوان بخش همسفران نبود.
آقایان مسافر میآمدند و همسفران آنها که نگران بودند در حیاط و خیابان تجمع میکردند تا زمانی که مسافران کارشان تمام شده و با هم به منزل باز گردند و این تجمعات ایجاد مشکل مینمود،
با برنامهریزی آقای مهندس بخش همسفران نیز شکل گرفت و همسفران وارد کنگره شدند، البته چیزی بنام لژیون وجود نداشت و آموزشی هم نبود در نتیجه مشکلاتی نیز بوجود میآمد.
مثلاً افراد قدیمی میگفتند که روش ترک تدریجی مفهومی ندارد، بیایید خودم دو روزه شما را ترک میدهم!!!!!!! و اصلا حساب و کتاب درستی وجود نداشت.
سپس با تدابیر آقای مهندس، آهسته آهسته لژیون ها شکل گرفتند، نوشتارها و متون کنگره ۶۰ امتحان گرفته شد و اولین راهنمایان و لژیونها شکل گرفتند و هر راهنما مسئول بخشی از کارهای رهجویان شد.
دیده بانان مسئولان اجرایی و قانون گذاران کنگره هستند و سعی در آن دارند که قوانین درستی بنا شود تا ساختارهای آن شکل بگیرد.
سپس اولین دیدهبان توسط آقای مهندس انتخاب شد و آهسته آهسته تعداد دیدبانان اضافه گردید، تا جاییکه به تعداد کنونی رسید.
در آن زمان من یک نوجوان ۱۶ - ۱۷ ساله بودم، در کنگره بودم ولی مسئولیتی نداشتم، خانم آنی (همسر آقای مهندس) مسئول بخشیچ همسفران بودند و بعد از سالها که دچار کسالت شدند، من مسئولیت بخش همسفران را برعهده گرفتم.
ابتدا مسئول بخش ورزش همسفران شدم و در ادامه مسئول بخش همسفران شدم.
با بیشتر شدن شعب کنگره (۱۸۰ شعبه) در سطح ایران لزوم ایجاد بخش دیده بانی بخوبی حس شد.
و کم کم دیدبانی شکل گرفت و هر دیدبان مسئول انجام کاری شد مثلاً دیده بانی انظباطی، ورزشی، سایت، تازه واردین و ...........
من به تنهایی نمیتوانستم تمام کارهای همسفران را انجام دهم بخاطر همین با برنامه ریزی آقای مهندس ساختار اسیستانت ها بوجود آمد که مشابه کار دیده بان بود ولی در جایگاه پائین تر،
اسیستانت ها نیز انتخابات مرزبانی، سایت، آموزش، سردار، صوتی و،،،،،،،دارند که حدوداً ۲۸ اسیستانت هستند که بعضی از این عزیزان رابط هستند در جنوب کشور حدود ۱۰ شهر و غرب نیز فعالند و سرکشی میکنند که بصورت تیمی با هم کار میکنیم،
همسفران قبلاً هیچ ساختمانی نداشتند تا اینکه آقای مهندس ساختمانی چهار طبقه بنام ققنوس را خریداری نمودند، که با اسیستانت های عزیز مشغول هستیم و بنا بر کاری که انجام می دهند، تعداد ۸ -۸ نفر دستیار دارند. مشابه این سیستم هم برای مسافران خانم برقرار گردید.
زمانی که وارد کنگره شدم تحصیلاتم در حد لیسانس بود و علاقه ای هم به ادامه تحصیل نداشتم ولی آقای مهندس تشویق کردند و فرمودند که اگر میخواهید صحبت کنید و نظر بدهید باید تحصیلات آکادمیک داشته باشید تا صحبت های شما مورد توجه قرار گیرد.
خیلی از عزیزان در حال تحصیل در رشته های روانشناسی و علوم انسانی هستند تا بتوانند دانش کنگره را در سطح کشور افرایش دهند.
با گذشت بیش از ۹ سال دوری از تحصیل، مقطع فوق لیسانس را پشت سر گذاشته و هماکنون دانشجوی دکترا هستم.
من شاهد این امر هستم که خیلی از خانم های همسفر تحصیلات عالیه دارند و پست های بالای کشوری مشغول به کار هستند که باعث خوشحالی است و امیدوارم در کارشان موفق باشند.
حالا یک مقدار در باره انسان و جهانبینی صحبت کنیم،
زمانی که انسان در حرکت خود به مشکلات و مسائلی برخورد میکند، نوع نگاه به مسئله باعث سرعت در حرکت میشود، یکی این است که زمانی که وارد کنگره میشود از کسی انتظاری نداشته باشد زیرا که بطور کلی انسان متوقع است،
مخصوصا از عزیزان نزدیک خود (پدر، مادر، برادر و ،،،،،،،،،) و یا خویشاوندان درجه ۲ یا ۳ ،
و انتظار دارد که در سختی ها چه از نظر عاطفی و یا روحی مورد درک، کمک و توجه اینان قرار گیرد و این موضوع برای همسفران که مسافران دربند دارند پررنگتر است.
در اینجا است که مسئله توقع در ذهنشان دچار مشکل میکند و مدام پیش خود میگوید که اگر از همسر، پدر، برادر،،،،،،،،،،،انتظار و توقع نداشته باشم پس از چه کسی توقع داشته باشم؟!؟!؟
در نظر داشته باشید که یک بردار
با مرکز صفر داریم، زمانیکه شخصی توقع داشته باشد و نزدیکان او کمک کنند، شخص میگوید وظیفه شان بوده و باید کمک میکردند و احساسی را که تجربه میکند احساس خنثی است و نقطه صفر بردار است و اگر محبت نکنند، بسرعت ناراحت شده و احساس منفی را تجربه میکند (نقطه منفی بردار)
حال اگر توقع نداشته باشد (حتی از نزدیک ترین عزیزان) اگر توجه نکنند احساس تجربه شده صفر است ولی اگر توجه و کمک کنند (حتی به مقدار ناچیزی) شخص خوشحال شده و برآیند احساسی او مثبت میشود.
و چقدر مهم است که یک نوع نگاه میتواند انسان را تغییر دهد تا بتواند احساسات منفی و مثبت را تجربه نماید،
مثلاً زمانی که آقای مهندس اعتیاد داشتند و وضع مالی خوبی داشتند، خانواده و دوستان کمک میکردند ولی زمانیکه در تنگنا گرفتار شدند اگر میخواستند توقع داشته باشند، همواره احساسات منفی را تجربه کرده و هیچ وقت برای درمان خود نمیتوانستند روی پای خود بایستند زیرا احساسات منفی تولید خشم و نفرت و بیزاری کرده و توان حرکت را میگیرد.
در واقع نوع نگاه انسان، در حرکت او بسیار موثر است.
مسئله بعدی مقایسه کردن است، انسانها دوست دارند که جایگاه، امکانات مالی، تحصیلات عالیه و،،،،،،، داشته باشند،
انسانها و حتی افراد داخل لژیون دائم خود را با دیگران مقایسه میکنند و این یک بیماریی است که ایجاد مشکل میکند.
وقتی کسی مدام خود را با دیگری مقایسه کند داری حس های آلوده و منفی میشود،
مثلاً فردی ۵ گرم تریاک مصرف میکرده و الان سه گرم مصرف دارد و هم لژیونی وی یک گرم مصرف دارد اگر میخواهد خودش را با او مقایسه کند قطعاً حالش بد میشود.
یا اینکه همسفری میگوید که فلانی، مسافرش سه ماه است که به کنگره آماده ولی مسافر من سه سال است که هنوز نیامده و حالش خراب میشود.
ولی اگر خودش را با گذشته خودش مقایسه کند این نگرش خیلی کمکش میکند، مثلاً من روزی ۵ گرم مصرف داشتم و الان سه گرم، با دو گرم کمتر مصرف کردن، حرکت رو به جلویی دارم.
و رعایت این امر (مقایسه خود با گذشته خود) توان حرکتی انسان را مضاعف میکند.
انسان با هر حرکت حتی اگر کوچک و جزئی باشد و اگر اجازه دهد که از آن حرکت انرژی دریافت کند، توان آنرا پیدا میکند تا بتواند قدمهای بهتری در زندگی بردارد.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید سپاسگزارم.
عکس، تایپ و ویرایش: مسافر علی لژیون ششم
بارگزاری: مسافر کوشیار لژیون نهم
وبلاگ نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
92