دانایی ما در زندگی بر اساس تفکر، تجربه و دیدگاه ما پایهریزی میشود؛ یعنی وقتی در زندگی به مشکلات و چند راهیها بر میخوریم بتوانیم درستترین را انتخاب کنیم. دانایی ربطی به میزان سواد و تحصیلات عالیه ندارد. انسان بیسواد، انسان نادانی نیست. همه چیز بستگی به تفکر و دیدگاه ما دارد که چگونه بتوانیم در مشکلات از این تفکر و دیدگاه به درستی استفاده کنیم. در کنگره ما با آموزشها مسیری که به ما داده میشود و اینکه عمل سالم انجام میدهیم میتوانیم به تعادل و دانایی برسیم.
ما در زندگی خیلی چیزها را میبینیم و میدانیم؛ ولی وقتی به مرحله عمل میرسیم آیا میتوانیم با تعادل و آرامش با مسائل برخورد کنیم؟ این زمان، موقع پس دادن امتحان است اگر در هر مقولهای به دانایی برسیم درست و معقول برخورد خواهیم کرد. ما در کنگره آموزش میگیریم آموزشهای جهانبینی را در تمام سطوح زندگی کاربردی کنیم؛ همین امر باعث شده تا سال بتوانیم با وجود تمام مسائل روزمره زندگی در کنار هم آرامش داشته باشیم.
در کنگره یاد میگیریم با تفکر از یکسری مجهولات به معلومات برسیم، سواد هم زمانی به درد میخورد که با آموزش نقاط ضعف و قوت خود را اصلاح کنیم. زمانی که درون و بیرون ما یا همان صور آشکار و پنهان ما یکی باشد آن موقع به دانایی مؤثر رسیدهایم. ممکن است ما در موضوع خاص به دانایی رسیده باشیم؛ اما قدرت و توان عمل یا به اجرا در آوردنش را نداشته باشیم، مثلاً میدانیم پرخوری چیز بدی است در این مقوله به دانایی رسیدهایم؛ اما زمانی که توان عملکردن به دانایی خود را نداریم به این معناست که دانایی ما به دانایی مؤثر تبدیل نشده است.
کسب سواد پیشنیاز دانایی است؛ اما کافی نیست، دانایی عبور از مرحله جاهلیت است. در کنگره منابع درست و بسیار فوقالعادهای در جهت کسب دانش در اختیار ما قرار داده شده حالا کسب دانایی و بالا بردن از آن بستگی به خواست و تلاش ما دارد. امروزه با امکاناتی که در اختیار افراد قرار گرفته است تقریباً بیسوادی در برخی جوامع ریشهکن شده؛ اما مسألهای که حائز اهمیت است این است که از سواد و اصولاً تحصیلات در چه مسیری استفاده میشود؟!
آیا انرژی که صرف آموختن دانش میشود در راه مثبت هزینه میشود؟ آیا در جهت مقام انسانیت صرف میگردد؟ یا وسیلهای صرفاً برای کسب معاش، فخرفروشی، همچشمی و برتری طلبی است. چرا که سواد، مهارت خواندن و نوشتن و کسب مدرک نیست. کسی باسواد اطلاق میگردد که بتواند در تمامی ابعاد علمی، عقلی، اجتماعی، عاطفی و ... سازنده باشد و آنها را به مرحله انجام و عمل برساند. ما انسانها دارای خواستههایی هستیم این دانایی است که تشخیص میدهد؛ کدام خواسته، درست است یا به عبارتی معقول است و کدام خواسته، نادرست و نامعقول است.
انسان دانا همیشه قبل از انجام هر کاری اقدام به تحلیل و بررسی میکند و زمانی که اطمینان پیدا کرد اقدام به انجام کار میکند. ما باید سعی کنیم با آموزشهایی که میگیریم و با دانایی که کسب میکنیم، بتوانیم همه انسانها را دوست داشته باشیم؛ حتی اگر نسبت به کسی حس بدی داریم، سعی کنیم نسبت به او بیتفاوت باشیم و فاصله خودمان را با او زیاد کنیم، نه اینکه کینه و نفرت به وی پیدا کنیم. کسی که دانا باشد دشمنانش را به دوست تبدیل میکند و فرد نادان، دوستانش را به دشمن تبدیل میکند.
منبع: دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر، سواد»
نویسنده: همسفر شهین رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر رخساره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تختجمشید شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
189