آقای دکتر امین میفرمایند: دانایی به سواد نیست چون بچههایی هستند که واقعاً بااستعداد هستند و در مقطع دکترا در رشتههای سخت درس میخوانند ولی کارهای غیر معقولی انجام میدهند سختترین مسائل را ممکن است حل کنند و خیلی باهوش هستند ولی غذا خوردن را بلد نیستند و حال جویدن غذای خودشان را ندارند.
علم زندگی کردن را بلد نیستند بنابراین همیشه دچار بیماری، مشکلات و مسائلی هستند که با چند چیز ساده میتواند برطرف شود. بالاترین درجه و سواد را دارند ولی مسائل پیش پا افتاده و ابتدایی را یاد نگرفتهاند؛ چون همیشه به آن ضلعی که قویتر است توجه کردهاند. هیچوقت آن ضلعی که ضعیفتر است را در نظر نگرفتهاند. ضلعی که ضعیفتر است را به حساب مشکلات و مسائلی که در جامعه وجود دارد نسبت میدهند و به نتیجه لازم نمیرسند.
اضلاع مثلث دانایی؛ تجربه، تفکر و آموزش است و موقعی دانایی ما به دانایی موثر تبدیل میشود که همه اضلاع آن برابر باشند و به یک اندازه رشد کرده باشند. در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت است که اضلاع آن ترس، ناامیدی و منیت است. ترس تفکر را میخورد و منیت جلوی آموزش را میگیرد. ناامیدی، اعتماد به نفس شخص را میگیرد. میزان دانایی به سواد نیست. بسیاری از افراد سواد بالایی دارند اما آرامش و تعادل لازم را ندارند. بنابراین رشد دانایی در هر انسانی یعنی رسیدن به تعادل، یعنی رسیدن به قدرت تشخیص.
تکامل عقل یعنی قدرت حل مسئله. انسانی از نظر عقلانی رشد بالاتری دارد که بتواند مسائل پیچیدهتر را حل کند و این با دانایی اتفاق میافتد. برای اینکه دانایی کسب کنیم باید خیلی کارها را انجام دهیم باید شاگردی کنیم، باید فرمانبرداری کنیم، باید تواضع داشته باشیم، باید منیت را کنار بگذاریم چون منیت مقابل آموزش است. برای اینکه تجربه کسب کنیم باید بتوانیم با انسانها رابطه برقرار کنیم و برای اینکه با انسانها رابطه برقرار کنیم، اگر غرور، حسادت و کینه داشته باشیم نمیتوانیم با انسانها ارتباط برقرار کنیم. دائما با آنها درگیر میشویم اگر این خصوصیت را داشته باشیم نمیتوانیم تجربه کنیم؛ یعنی سیستم به ما اجازه تجربه کردن را نمیدهد.
اگر افتادگی نداشته باشیم نمیگذارد آموزش ببینیم. اگر من منیت داشته باشم و به آن چیزهایی که بلدهستم تاکید کنم میشود همان توجه به نقاط قوت و نمیتوانم از استاد برخوردار شوم و آموزش ببینم. اگر کسی هم اهل تفکر نباشد، صبر نداشته باشد و مسائل را بررسی نکند نمیتواند دانایی موثر را کسب کند.
ما برای حل مسائل خودمان باید به دانایی توجه کنیم و دانایی با سواد فرق میکند، سواد یعنی در یک موضوع خاصی به یکسری اطلاعات و آگاهیهایی دست پیدا کنید و علم نسبت به آنها را دارا باشید ولی ماهیت خیلی از مسائل را نمیدانی. ممکن است بدانی چطور یک بمب بسازی دانشش را داری ولی نمیدانی آیا باید از این بمب استفاده بکنی یا نکنی؟ کجا باید بسازی؟ کجا نباید بسازی؟ دانایی یعنی از این چشمپوشی کنی.
علم یعنی کلید. تو کلید داری و دانا هستی میدانی که از این کلید خیلی جاها نباید استفاده کرد اگر دانا باشید میتوانید این را تشخیص دهید؛ بنابراین از آن تواناییها که دارید به اندازه و در جای مناسب خودش استفاده میکنید. اینها با همدیگر فرق میکند و ما باید سعی کنیم به دانایی برسیم چون آن موقع میتوانیم به تعادل لازم دست پیدا کنیم.
نویسنده: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون اول)
رابط خبری: راهنما همسفر سمیرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی باباطاهر همدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
176