English Version
This Site Is Available In English

همیشه سعی کنیم به دانایی‌های درستی دست پیدا کنیم

همیشه سعی کنیم به دانایی‌های درستی دست پیدا کنیم

در دنیای امروز، ما با کوهی از اطلاعات روبرو هستیم؛ اما آیا داشتن اطلاعات، ما را به انسان‌های بهتری تبدیل می‌کند؟ تفاوت میان کسی که «می‌داند» و کسی که «به دانستگی عمل می‌کند»، در همین نقطه است: «دانایی مؤثر».

در این مصاحبه‌ خاص، شاهد پیوندی زیبا میان یک مادر و پسر هستیم که هر دو در مسیر رهایی و تعالی در کنگره ۶۰ قدم برداشته‌اند. آن‌ها به ما می‌آموزند که سواد، تنها گام اول است و حقیقت رهایی، در جایی است که آموزش، با تفکر و تجربه گره بخورد و به «عمل» تبدیل شود. این گفتگو، سفری است از تاریکی دانستنی‌های بی‌اثر به سوی روشنایی دانایی مؤثر؛ جایی که عشق مادری و اراده‌ پسری، در کنار هم، زنجیرهای عادت‌های گذشته را می‌شکنند.

همسفر صدیقه:

سلام دوستان، صدیقه هستم، همسفر جلال. آخرین آنتی ایکس مسافرم: شیشه. روش درمان: دی اس تی (DST).داروی درمان: شربت اوتی. مدت سفر: یازده ماه و سه روز. ورزش مسافرم: والیبال و شنا. راهنمای مسافرم: آقای خسروی‌بیگی. راهنمای خودم: خانم سمیه عزیز. ورزش خودم: دارت و شطرنج. مدت رهایی: چهار سال و سه ماه.

مسافر جلال:

سلام دوستان، جلال هستم، یک مسافر. آخرین آنتی ایکس: شیشه. روش درمان: DST ۱۱ ماه و ۱۳ روز سفر اول داشتم؛ به راهنمایی مسافر آقای محمد خسروبیگی. ورزش در کنگره: شنا، والیبال. رهایی: ۴ سال و ۵ ماه. در ادامه، سفر سیگار داشتم؛ مدت سفر اول ۱۱ ماه و ۳ روز. راهنما: مسافر اسماعیل یوسفی. رهایی: ۴ سال و ۳ ماه.

تفاوت اصلی بین «دانایی» و «دانایی مؤثر» در چیست؟ به گونه‌ای توضیح دهید که مشخص شود چرا داشتن اطلاعات زیاد لزوماً به معنای دانایی مؤثر بودن نیست.

همسفر صدیقه:

دانایی یعنی انسان اطلاعات و آگاهی داشته باشد، اما دانایی مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که بتواند این آگاهی را در زندگی و رفتار خود به کار بگیرد. ما در کنگره یاد می‌گیریم که دانستن به‌تنهایی کافی نیست و انسان باید به آموخته‌هایش عمل کند. ممکن است کسی اطلاعات زیادی داشته باشد، اما اگر این اطلاعات باعث تغییر رفتار و عملکرد او نشود، هنوز به دانایی مؤثر نرسیده است. دانایی یعنی دانستن و دانایی مؤثر یعنی دانستن و عمل کردن.

مسافر جلال:

تفاوت دانایی و دانایی مؤثر در قدرت به اجرا درآوردن آن‌هاست. اگر من این آموزش‌ها را دریافت کنم و در به اجرا درآوردن آن‌ها هیچ اقدامی نکنم، هیچ تفاوتی با همان شخصیت گذشته خود ندارم. تنها تفاوتی که وجود دارد این است که در گذشته، از روی ناآگاهی در مسیر غلط حرکت می‌کردم، اما حالا آموزش گرفته‌ام، ولی باز هم در همان مسیرهای غلط حرکت می‌کنم؛ پس این دانایی به چه درد می‌خورد؟ من از آموزش‌های کنگره این مسئله را یاد گرفتم که برای رهایی از بند اعتیاد و همچنین رهایی از مشکلات مختلف، تنها یک راه وجود دارد و آن هم تزکیه و پالایش است. برای اینکه بتوانم به خواسته‌هایی که در زندگی دارم برسم، باید بتوانم دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کنم تا تغییرات لازم در من شکل بگیرند و اتفاقات جدید و خوشایند به وجود آیند. اگر غیر از این باشد، هیچ اتفاق و تغییری در سکون ایجاد نمی‌شود.

آیا داشتن «سواد» به معنای رسیدن به «دانایی» است؟ اگر کسی بتواند بخواند و بنویسد اما نتواند از آموخته‌هایش در زندگی روزمره استفاده کند، در کدام یک از این سه مورد (سواد، دانایی، دانایی مؤثر) دچار مشکل است؟

همسفر صدیقه:

خیر، سواد و دانایی یکسان نیستند. سواد یعنی توانایی خواندن و نوشتن، در حالی که دانایی یعنی فهم و درک درست آنچه می‌خوانیم، می‌نویسیم و دریافت می‌کنیم. بنابراین، اگر کسی بتواند بخواند و بنویسد اما نتواند آموخته‌هایش را در زندگی به کار بگیرد، سواد دارد اما به دانایی مؤثر نرسیده است.

در مسیر تبدیل «سواد» به «دانایی مؤثر»، چه نقشی برای «تجربه» و «عمل» وجود دارد؟ توضیح دهید که چگونه یک فرد می‌تواند از مرحله دانستن به مرحله عمل کردن برسد.

همسفر صدیقه:

انسان ابتدا با مطالعه و آموزش، اطلاعات به دست می‌آورد؛ سپس با عمل کردن، تجربه به دست می‌آورد. مثلث دانایی که همان آموزش، تجربه و تفکر است، باعث رشد انسان می‌شود؛ یعنی فقط دانستن یک موضوع کافی نیست، بلکه باید در مورد آن تفکر کرد و آن را در زندگی تجربه و تمرین کرد. با تکرار عمل درست، آموخته‌ها کم‌کم به مهارت و دانایی مؤثر تبدیل می‌شوند.

مسافر جلال:

سواد: میزان تحصیلات است که سطح سواد هر فرد را مشخص می‌کند و با موضوع دانایی کاملاً تفاوت دارد. برای مثال شخصی که دارای مدرک مهندسی است، به مصرف مواد مخدر روی می‌آورد و بعد از گذشت مدتی به کنگره وارد می‌شود و برای درمان خود اقدام می‌کند. این مثال به‌خوبی به ما نشان می‌دهد یک انسان باسواد، لزوماً انسان دانایی نیست؛ همچنین موضوع دانایی و دانایی مؤثر نیز با هم تفاوت دارند. برای اینکه بتوانم به مرحله دانایی مؤثر برسم، باید هر سه ضلع مثلث دانایی که شامل تفکر، آموزش و تجربه است را با هم و به صورت هم‌زمان رشد بدهم. من زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم و در مسیر درمان قرار گرفتم، فقط روی یکی از اضلاع مثلث دانایی خود کار می‌کردم و آن هم ضلع آموزش بود.

بعد از گذشت مدتی متوجه شدم که هیچ تغییری در من ایجاد نشده است و این آموزش‌ها هیچ تأثیری در زندگی‌ام به وجود نیاورده است؛ این موضوع باعث گردید به دنبال جواب و حل مشکل خود باشم؛ سپس فهمیدم که به دو ضلع دیگر مثلث دانایی که «تفکر و تجربه» می‌باشند، هیچ توجهی ندارم. در مورد ضلع تفکر با خود می‌گفتم که نیازی نیست تفکر خاصی انجام دهم، تفکر خودبه‌خود به وجود می‌آید و انجام می‌گیرد. این برداشت من کاملاً اشتباه بود، زیرا زمانی که شروع به مطالعه در مورد تفکر کردم، متوجه شدم ضلع تفکر من در مثلث دانایی کاملاً ضعیف است. برای اینکه بتوانم تفکرات غلط خود را به یک تفکر سالم تبدیل کنم، نیازمند این بود تلاش خود را به کار بگیرم و در راستای آموزش‌هایی که دریافت نموده بودم، شروع به حرکت نمایم. اگر تفکر اشتباه باشد، انسان را به سمت غلطی هدایت می‌کند. بنابراین متوجه می‌شویم که ضلع تفکر در مثلث دانایی از اهمیت خیلی زیادی برخوردار است. ضلع سوم، تجربه است که از اهمیت خاص خود برخوردار است و در واقع همان مسئله‌ای است که باعث می‌شود آموزش و تفکر خود را به مرحله اجرا دربیاورم.

اگر کسی در مورد «بهداشت و سلامت» سواد کامل داشته باشد و بداند چه غذاهایی مضر هستند، اما خودش غذاهای ناسالم بخورد؛ او در کدام سطح قرار دارد؟ (سواد، دانایی یا دانایی مؤثر) و چرا؟

همسفر صدیقه:

این فرد اطلاعات و حتی دانایی لازم درباره موضوع را دارد، اما هنوز دانایی او به مرحله مؤثر نرسیده است؛ چون بین دانسته و رفتار او فاصله وجود دارد. تغییر واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که شناخت و آگاهی در رفتار انسان خودش را نشان دهد. بنابراین، این فرد می‌داند چه چیزی درست است، اما هنوز نتوانسته دانسته خود را به عمل تبدیل کند و در یک مرحله از دانایی متوقف شده است.

مسافر جلال:

فرد مورد نظر شاید دانش‌های کسب شده خود را به دانایی رسانده باشد، اما بقول معروف «چو صد گفته اما نیم کردار نیست»؛ شاید خیلی چیزها را بداند اما در عمل تفاوت‌های زیادی وجود دارد و دانایی او در همان مرحله دانستن متوقف شده است.

به نظر شما آیا ممکن است کسی «سواد» نداشته باشد اما «دانایی مؤثر» داشته باشد؟ (مثلاً فردی که هرگز مدرسه نرفته اما با تجربه زندگی، کارهای سخت را به بهترین شکل انجام می‌دهد). استدلال کنید.

همسفر صدیقه:

بله، چون دانایی فقط از راه مدرسه و کتاب به دست نمی‌آید. ما در کنگره آموزش می‌گیریم، از تجربه افرادی که به رهایی و حال خوش رسیده‌اند بهرمند می‌شویم و به شناخت و مهارت می‌رسیم. آموزش و تجربه هر دو در رشد انسان نقش دارند؛ بنابراین ممکن است فردی تحصیلات رسمی نداشته باشد، اما در اثر سال‌ها آموزش و تجربه، کاری را به‌درستی انجام دهد و در زندگی تصمیم‌های مناسبی بگیرد. در چنین شرایطی، نداشتن سواد به معنی نداشتن دانایی مؤثر نیست.

مسافر جلال:

می‌توان به سؤال به این شکل پاسخ داد که در چند قرن گذشته، شاید مردمان به نسبت الان سواد خواندن و نوشتن و تحصیلات عالی نداشتند، ولی از لحاظ دانایی، افراد دانا و دارای آگاهی بودند؛ یا مثالی از بچه‌های کنگره که سواد ابتدایی داشتند، ولی با گذراندن سفر در کنگره و خواندن جزوات و نوشتن سی‌دی‌ها، دارای دانایی‌هایی بی‌نظیر شدند که در تمام سطوح زندگی به آن‌ها کمک می‌کند.

در دنیای امروز که اطلاعات (دانایی) به دلیل اینترنت در دسترس همه است، چرا هنوز بسیاری از مردم دچار مشکل «ناپایداری در عمل» هستند؟ آیا مشکل از کمبود «سواد» است یا نبود «دانایی مؤثر»؟

همسفر صدیقه:

مشکل بیشتر مردم کمبود اطلاعات نیست، بلکه تبدیل نکردن اطلاعات به عمل است. در جهان‌بینی کنگره ۶۰، تغییر واقعی نیازمند تغییر دیدگاه و حرکت تدریجی در رفتار است؛ به همین دلیل ممکن است فرد بداند چه کاری درست است، اما به دلیل عادت‌های گذشته، بی‌نظمی یا نداشتن تمرین نتواند آن را ادامه دهد. بنابراین، مشکل در بسیاری از موارد نبود دانایی مؤثر است، نه کمبود سواد؛ یعنی فاصله‌ای که بین دانستن و انجام دادن وجود دارد.

مسافر جلال:

به عمل کار برآید... به سخن گفتن نیست.

در قرن‌های گذشته، افراد و سخنان بزرگان کمی وجود داشتند ولی افراد آموزگار بیشتر وجود داشتند؛ اما الآن مطالب و استادان بزرگ زیادی وجود دارند اما آموزگاران بسیار کم هستند. پس ما باید در بهبوهه کنونی به فکر دریافت دانش و اطلاعات ناب کنگره ۶۰ باشیم و سعی کنیم آن‌ها را در زندگی خود کاربردی کنیم تا هم خودمان و هم اطرافیانمان به راحتی زندگی کنیم.

کلام آخر...

همسفر صدیقه:

به نظر من، ارزش واقعی دانایی زمانی مشخص می‌شود که در زندگی ما اثر بگذارد و دانایی مؤثر یعنی دانشی که بتواند زندگی انسان را بهتر و رفتار او را درست‌تر کند.

مسافر جلال:

ان‌شاءالله همیشه سعی کنیم به دانایی‌های درستی دست پیدا کنیم و آن‌ها را در زندگی خودمان اجرا کنیم تا زندگی زیبایی داشته باشیم.

 

عکاس: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر بهار (لژیون اول)
مصاحبه‌کننده و ارسال: همسفر مرضیه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .