English Version
This Site Is Available In English

دانایی؛ از دانستن تا توانستن.

دانایی؛ از دانستن تا توانستن.

راهنما همسفر راحله:

دانایی مؤثر یعنی مثلثی که همه اضلاع آن با یکدیگر و به‌صورت هماهنگ پیشرفت کرده باشند. زمانی که سخن از ادب و احترام به میان می‌آید، ذهن ما ناخودآگاه به سمت انسان‌های باسواد سوق پیدا می‌کند و این همان جایی است که گاهی ما را به فکر وامی‌دارد. به این معنا که می‌بینیم شخصی در بالاترین جایگاه استادی در دانشگاه یا مجموعه‌ای حضور دارد و سواد تخصصی بالایی را از بهترین دانشگاه‌های روز دنیا کسب کرده است، اما ادب و احترام نه در کلامش دیده می‌شود و نه در رفتارش. این دوگانگی چرا به وجود می‌آید؟ اینجا است که علم و آموزش‌های کنگره به کمک ما می‌آید و به‌سادگی به این پرسش پاسخ می‌دهد. داشتن دانایی خاص در یک رشته تخصصی و کسب سواد بالا در آن رشته، لزوماً ادب و داناییِ چگونه زیستن را به همراه نمی‌آورد؛ بلکه چیزی که ما را در مسیر زندگی هدایت می‌کند و به سمت هدف آفرینشمان بر روی زمین سوق می‌دهد، کسب دانایی عام است؛ یعنی آموختن چگونگی برخورد و رفتار با هر فرد و انسان و همچنین با طبیعت، گیاهان، جانوران و تمامی موجودات. اما در کنگره، مفهوم دانایی عام گسترده‌تر شده و مفهومی عظیم‌تر به خود می‌گیرد و آن، مفهوم «دانایی مؤثر» است. باید گفت طبق آموزه‌های دکتر امین، دانایی یعنی قدرت تشخیص ماهیت خواسته‌ها در هر شکل و لباسی. این قدرت تشخیص، در قالب مثلثی شکل می‌گیرد که چیزی نیست جز: تجربه، تفکر و آموزش. زمانی که فرد تمامی اضلاع این مثلث را داشته باشد و بتواند با تشخیص درست، خواسته‌های معقول و نامعقول را از یکدیگر جدا کند، دانایی در او شروع به کار می‌کند. اما اگر هرکدام از اضلاع این مثلث ناقص باشد، دانایی نیز کامل نخواهد بود. اما چه زمانی دانایی، به دانایی مؤثر تبدیل می‌شود؟ زمانی دانایی مؤثر است که هر سه ضلع مثلث در تعادل باشند؛ یعنی به هر اندازه که آموزش می‌گیریم، تجربه کسب کنیم و درباره آن تفکر داشته باشیم. در این صورت، می‌توانیم به دانایی مؤثر درباره آن مسئله خاص برسیم؛ پس دانایی تنها به دانستن محدود نمی‌شود؛ بلکه زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که بتوانیم آموخته‌ها، تجربه‌ها و تفکرات خود را در زندگی به کار بگیریم و از آن‌ها در جهت درست استفاده کنیم.

همسفر کوثر:

اولین درسی که کنگره به من آموخت، این بود که میزان سواد هیچ ارتباطی با حال خوب و دانایی یک فرد ندارد. همان‌طور که در جزوه جهان‌بینی و وادی‌ها آموخته‌ایم: «میزان دانایی به سواد نیست، به تمدن نیست؛ بلکه به تفکر، آموزش، تجربه و انسانی اندیشیدن است.» سال‌ها فکر می‌کردم اگر مدرک تحصیلی یا معلومات عمومی‌ام بالا باشد، یعنی انسان دانایی هستم؛ اما کنگره به زیبایی به من نشان داد که دانایی یعنی تشخیص ماهیت خواسته‌ها در هر لباس و شکلی؛ یعنی بدانم چه کاری درست است و چه کاری اشتباه. اما سخت‌ترین بخش این قضیه، تبدیل «دانایی» به «دانایی مؤثر» است. دانایی مؤثر یعنی مثلثی که هر سه ضلع آن، یعنی تفکر، تجربه و آموزش، با یکدیگر رشد کرده باشند. خیلی وقت‌ها منِ همسفر می‌دانستم که نباید قضاوت کنم، نباید ناامید شوم و نباید تجسس کنم؛ این‌ها فقط در حد دانایی بود، اما چون نمی‌توانستم آن‌ها را در عمل پیاده کنم، اضلاع مثلث دانایی من نامتقارن بود. زمانی آموزش‌های کنگره به داد من رسید که توانستم این دانسته‌ها را کاربردی کنم و از دانایی به دانایی مؤثر برسم. در واقع، سواد مانند داشتن یک جعبه‌ابزار است؛ اما دانایی مؤثر یعنی بدانیم چه زمانی، کجا و چگونه از این ابزار برای حل مشکلات و داشتن یک زندگی همراه با آرامش استفاده کنیم. استاد امین در جزوه جهان‌بینی می‌فرمایند که نیروهای بازدارنده برای اینکه نگذارند انسان دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کند، روی هر سه ضلع مثلث کار می‌کنند؛ اما اگر موفق نشوند، حتی روی یک ضلع نیز تمرکز می‌کنند و با اختلال در عملکرد آن، مانع کارکرد درست انسان می‌شوند. بنابراین، ما باید با تلاش، پشتکار و کسب تجربه و با عبور از ترس، منیت و جهالت، دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم؛ وقتی مسئله یا مشکلی را به پایان می‌رسانم، یک درس و تجربه به دست می‌آورم. این تجربه برای منِ کوثر، پلی می‌شود برای شناخت و پیدا کردن راه‌حل مشکلات بعدی؛ تا با توکل به خداوند و با قدرت و توانایی بیشتر، بتوانم از مسائل و مشکلات پیش رو عبور کنم و سطح آگاهی و دانایی خود را روزبه‌روز بالاتر ببرم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان بی‌نهایت سپاسگزارم که راه درست زیستن را به ما آموختند.

همسفر لیلا:

در جزوه جهان‌بینی، استاد امین «تشخیص ماهیت خواسته‌ها در هر شکل، رنگ و لباسی» را دانایی تعریف کرده‌اند. دانایی به ما قدرت تشخیص می‌دهد و تنها با دانایی است که می‌توانیم تشخیص دهیم چه چیزی خوب و چه چیزی بد است، چه چیزی ارزش و چه چیزی ضدارزش است و چه چیزی معقول و چه چیزی نامعقول است. در واقع، کسی که دانایی نداشته باشد، در جهل و ناآگاهی به سر می‌برد و باید از منیت، ترس و ناامیدی عبور کند تا به دانایی برسد. اما آیا فقط تشخیص کافی است؟ تشخیص خوب است، ولی زمانی که چیزی را به‌درستی تشخیص بدهیم و به آن عمل نکنیم، یعنی هنوز به دانایی مؤثر نرسیده‌ایم. زمانی که بتوانیم به تشخیص درست خود عمل کنیم، دانایی ما به دانایی مؤثر تبدیل می‌شود. دانایی یک مثلث است که یک ضلع آن تجربه، یک ضلع تفکر و ضلع دیگر آن آموزش است. این مثلث می‌تواند مختلف‌الاضلاع باشد؛ اما مثلث دانایی مؤثر، متساوی‌الاضلاع است، یعنی هر سه ضلع آن به یک اندازه رشد کرده‌اند. به عبارت دیگر، تجربه، تفکر و آموزش باید در کنار یکدیگر و به اندازه کافی رشد کنند. فردی که به دانایی مؤثر رسیده باشد، قدرت عمل کردن به خواسته‌های خود را نیز به دست آورده است. در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» نوشته شده است: «دانایی به سواد نیست، به تمدن نیست، به پوشش و لباس و دارایی نیست، بلکه دانایی به انسانی اندیشیدن است و باید انسانی اندیشید.» کسی که سواد دانشگاهی دارد، ممکن است در یک شاخه تخصص داشته باشد؛ اما کسی که به دانایی و دانایی مؤثر رسیده است، گویی علم زندگی و هنر زیستن را آموخته است. بنابراین، میان سواد دانشگاهی و دانایی تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. دانایی سه مرتبه دارد: علم‌الیقین، عین‌الیقین و حق‌الیقین. حق‌الیقین برابر با دانایی مؤثر است؛ یعنی دانستن در مقام حقیقت. کسی که به حق‌الیقین یا دانایی مؤثر رسیده باشد، هم می‌داند و هم توانایی عمل کردن دارد. در پایان، از جناب آقای مهندس، دکتر امین و دیده‌بانان محترم که این بستر مناسب و سرشار از عشق را برای ما فراهم کرده‌اند، از صمیم قلب تشکر می‌کنم. همچنین از راهنمای عزیزم که چراغ راه زندگی‌ام شده‌اند و با مهر و محبت به من آموزش می‌دهند، بی‌نهایت سپاسگزارم و تا ابد مدیون محبت‌هایشان هستم.

همسفر معصومه:

دانایی چیست؟ دانایی یعنی اینکه بتوانیم خواسته‌های معقول و نامعقول را به‌درستی از یکدیگر تشخیص بدهیم. برای رسیدن به دانایی، از مثلث دانایی استفاده می‌کنیم که از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده است. اگر این سه فاکتور را در کنار یکدیگر داشته باشیم، می‌توانیم به دانایی برسیم. اما این دانایی چه زمانی می‌تواند مؤثر باشد؟ زمانی که سه ضلع آموزش، تفکر و تجربه به‌طور مساوی رشد کرده باشند و بتوانیم آموزش‌هایی را که در طول زندگی کسب کرده‌ایم، در جهت درست به کار بگیریم و عملی کنیم. به این مرحله، دانایی مؤثر گفته می‌شود. مسیر رسیدن به دانایی مؤثر، از دانایی غیرمؤثر می‌گذرد؛ یعنی ابتدا به دانایی می‌رسیم و سپس، آرام‌آرام دانایی‌های ما به دانایی مؤثر تبدیل می‌شوند. درمورد سواد نیز نمی‌توان گفت هرکس سواد دارد، پس انسان دانایی است. چه‌بسا انسان‌هایی با سواد و تحصیلات عالی وجود داشته باشند، اما در زندگی خود با مشکلات زیادی مواجه باشند و به تعادل نرسیده باشند؛ زیرا علم و دانشی را که کسب کرده‌اند، در زندگی به کار نگرفته‌اند و دانسته‌هایشان تنها در حد دانستن باقی مانده و به مرحله عمل و دانایی مؤثر نرسیده است و از طرفی، ممکن است افرادی باشند که حتی سواد خواندن و نوشتن نداشته باشند، اما رفتار و تفکرشان بر پایه تعادل و دانایی باشد. زمانی می‌توانیم بگوییم به دانایی مؤثر رسیده‌ایم که وقتی در دوراهی قرار می‌گیریم، بتوانیم با اندیشه و تفکر، بهترین راه را انتخاب کنیم و قدرت انجام دادن آن را نیز داشته باشیم. بنابراین، انتخاب درست می‌تواند نشانه‌ای از دانایی مؤثر باشد. نکته دیگر اینکه وضعیت ظاهری و نوع پوشش ما می‌تواند مهم باشد، اما نشانه دانایی نیست. دانایی را باید در نوع افکار، اندیشه‌ها و اعمال انسان جست‌وجو کرد. ما باید انسانی فکر کنیم و انسانی بیندیشیم. انسان دانا هیچ‌گاه ادعا نمی‌کند که داناست؛ زیرا دانایی افراد از افکار، اندیشه و اعمال آن‌ها مشخص می‌شود و تظاهر به دانایی، خود می‌تواند نشانه‌ای از نادانی باشد. درمورد اعتیاد نیز برای رسیدن به درمان، انسان باید به دانایی و سپس دانایی مؤثر برسد؛ زیرا زمانی تغییر واقعی اتفاق می‌افتد که آموزش‌ها از مرحله دانستن عبور کرده و در زندگی به مرحله عمل برسند. به امید اینکه همه ما در مسیر دانایی مؤثر قرار بگیریم و بتوانیم آموخته‌های خود را در زندگی به بهترین شکل به کار بگیریم.

رابط خبری: راهنما همسفر راحله(لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر نرگس راهنمای تازه‌واردین نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر مسعود

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .