سلام دوستان صفر هستم یک همسفر. بنده روز اول که به اصرار همسرم برای درمان پسرم وارد کنگره۶۰ شدم با موج جمعیتی روبهرو بودم که از نظر فکر بیمار من دارای مشکلاتی بودند و با خود میگفتم: اینها در کار خودشان ماندهاند، چگونه میتوانند پسر من را درمان کنند؟ به مرور زمان افرادی را در کنگره دیدم که چندین سال از درمانشان میگذرد، ولی از زمان، کار، زندگی و خانواده خود گذشتهاند و با جدیت، تمام توان خود را به گونهای صرف درمان و رهایی افراد از بند اعتیاد میکنند که گویی آن افراد فرزند خودشان هستند.
انسانهایی که منِ کوته فکر، تصور میکردم خودِ مشکل هستند، اکنون من بعد از درمان میبینم که چه انسانهای مهربان، پرتلاش، زحمتکش، هدفمند و با انگیزهای هستند که به علت بیماری اعتیاد از چشمها افتاده بودند، ولی در واقعیت خودشان را از چشمها مخفی کرده بودند. در دنیایی که بسیاری از اشخاص به دنبال سوءاستفاده از یکدیگر هستند و کاری را بدون چشمداشت انجام نمیدهند، شخصی بهمانند آقای مهندس دژاکام و خانواده مهربان ایشان و عزیزانی مثل دیدهبانان عزیز کل زمان، زندگی و سرمایه خود را در طول سالیان گذاشتهاند و برای درمان بیماری اعتیاد در کل کشور حتی در جهان تلاش میکنند، چنین پرشور و پرانرژی زحمت میکشند.
بدون هیچ چشمداشتی که هیچ، خودشان هم سهمی در مخارج و هزینهها و اجرائیات اینکار سخت و نفسگیر دارند. دیدهبانان عزیزی که یکروز در شمال کشور حضور پیدا میکنند و روز دیگر در جنوب کشور، صبح در یک مکان و بعدازظهر برای بازدید به مکانی دیگر میروند، نمیدانم در این دنیای بیرحم در وصف انسانهایی به مانند شما چه میشود گفت ...؟ فرشتههای مهربان، امیدوارم با این قلب بزرگ و مهربان خود همیشه در کنار خانواده صبور و مهربان خود همیشه تندرست و سالم باشید. تنها خداوند میتواند جواب و پاداش کارهای شما را بدهد.
تو نیکی میکن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
تایپ: مسافر حسین لژیون سوم
ویرایش: مسافر مهدی (ر) لژیون پنجم
ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر مهدی لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
121