English Version
This Site Is Available In English

اخبار لژیون سردار_ نمایندگی ارکیده کرمان

اخبار لژیون سردار_ نمایندگی ارکیده کرمان

سیزدهمین جلسه از دوره سوم لژیون سردار خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی ارکیده کرمان، با استادی مسافر فرزانه، نگهبانی مسافر فاطمه و دبیری ایجنت محترم مسافر رمله، با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من»، روز چهارشنبه ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۰:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، فرزانه هستم، یک مسافر.

تشکر می‌کنم از نگهبان لژیون سردار و ایجنت محترم شعبه که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. ماه قبل که لژیون سردار برگزار شد، با خود فکر کردم در لژیون سردار امسال توفیق نداشتم در جایگاه استاد جلسه خدمت کنم. دیروز نگهبان لژیون سردار تماس گرفتند و برای انتخاب استاد جلسه، اسامی کسانی را که دنور شده بودند خواستند. در نهایت قرعه به اسم خود من افتاد. امیدوارم بتوانم حق مطلب را به جای آورم.

اگر بخواهم حق دستور جلسه هفتگی را ادا کنم، راجع به وادی ششم است که در مورد عقل صحبت می‌کند. نکته مهمی که در این وادی بیان می‌کند این است که عقل یکی از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین مسائلی است که انسان باید در مسیر تکاملی خود به فرمان عقل برسد. لزومی ندارد معجزه کند یا از همان اول بخواهد کارهای شگفت‌انگیزی انجام دهد، بلکه از همین کارهای روزمره زندگی‌مان می‌توانیم شروع کنیم.

در مورد لژیون سردار، اگر بخواهیم از دید بزرگان زندگی را نگاه کنیم، انسان‌های بزرگ یک‌سری آزمایش‌ها و مسائلی که در زندگی برایشان اتفاق افتاده، سر این بوده که از یک‌سری از خواسته‌هایشان چشم‌پوشی کردند و وقتی از آن خواسته گذشتند، جهش برایشان اتفاق افتاده است.

یک فایل صوتی از جناب دکتر امین گوش دادم. ایشان فرمودند یک نفر نزد آقای مهندس آمد و به ایشان گفت: چرا خواب من درست نمی‌شود؟ ۷ تا ۸ میلیارد پولم از دستم رفته، ولی خواب من درست نشده است. آقای مهندس از آن فرد پرسیدند:  «چقدر به کنگره کمک کرده‌ای؟ آن فرد گفت که مبلغ ناچیزی، و آقای مهندس در ادامه گفتند باید هم پولت از دستت برود.» آن شخص ۷ تا ۸ میلیارد پولش از دستش رفته، خوابش هم درست نشده است. حال این شخص چقدر به کنگره کمک کرده؟ شاید اندازه یک گونی سیب‌زمینی یا در حد نان خریدن. به جایی که درمان شده چقدر کمک کرده؟ چرا نمی‌تواند کمک کند؟ زیرا نتوانسته بود از خواسته‌اش بگذرد. قدرت این را ندارد از ۱۰ میلیون تومان از آن ۷ تا ۸ میلیارد پولش بگذرد. چون نتوانسته بگذرد، پس تغییر هم در آن فرد ایجاد نمی‌شود. حتی اگر این فرد ده سال هم سفر کند، خواب او درست نمی‌شود.

حال ما در جایی که درمان شدیم، چقدر کمک کردیم؟ مگر در کنگره ما یاد نگرفته‌ایم کمک کردن خوب است؟ چرا بخشش را یاد نگرفته‌ایم؟ چرا یاد نگرفته‌ایم از یک‌سری از خواسته‌های خود بگذریم؟ و بدانیم تا زمانی که از خواسته‌هایمان نگذریم، تغییر در ما اتفاق نمی‌افتد. هرکس در کنگره در حد توان خود می‌تواند کمک کند. هیچ‌کس هم مجبور نیست وارد لژیون سردار شود، اما یک سؤال پیش می‌آید: چرا باید لژیون سردار برقرار شود؟ پاسخ این سؤال همان پیام سردار است که نگهبان اول جلسه می‌خواند: «اگر بنایی آباد باشد اما ساکنین آن خراب باشند، آن بنا هم کم‌کم رو به ویرانی و خرابی می‌رود، اما ساکنین آباد، بناهای خراب و ویران را آباد می‌کنند.»

اینگونه بوده که کنگره ۶۰ تا امروز موفق بوده است. کنگره به کمک ما هیچ نیازی ندارد، بلکه این من هستم که به کنگره نیاز دارم. این من هستم که با خدمت کردن، روزبه‌روز آرامش و حال خوب بیشتری به دست می‌آورم و برکات خدمت در زندگی من جاری خواهد بود.
برکت فقط مالی نیست که من مثلاً ۶ میلیون تومان بدهم و چند برابر آن را دریافت کنم. برکت می‌تواند معنوی باشد. همین که من می‌روم بیرون، در حال رانندگی تصادف نمی‌کنم، یعنی برکت. همین که مشکلات و گره‌های زندگی‌ام کمتر شده و توانستم تا حدی زندگی‌ام را سامان دهم، یعنی برکت. همین که هم خودم و هم خانواده‌ام در سلامت کامل هستیم، یعنی برکت.
اگر بخواهم مشکلاتی که قبل از ورود به کنگره برای خودم به وجود آورده بودم را بیان کنم، شاید یک کتاب بشود از آن چاپ کرد. اصلاً فرزندانم در کنارم نبودند؛ یکی پیش مادرم و دیگری در کوچه‌ها سرگردان. همین که توانستم فرزندانم را جمع کنم و سامان دهم، این یعنی برکت.

چند روز پیش اسیستانت محترم سردار با من تماس داشتند و از من آمار خواستند. وقتی داشتم شمارش می‌کردم، ۲۲ نفر بودند که هنوز کاندید سردار هستند و فقط مبالغی زیر سه میلیون پرداخت کرده بودند و دیگر هیچ پرداختی نداشتند. واقعاً ناراحت شدم.
فراموشکار نباشیم؛ باید از یک‌سری خواسته‌هایمان بگذریم. عضو شدن در لژیون سردار یعنی عبور از ترس، یعنی عبور از منیت، یعنی توانستم از مالم بگذرم. بعد که بگذرم، به چه می‌رسم؟ به بخشش، به عشق و محبت، به چیزهایی که تا به حال فقط جای خالی آن‌ها در زندگی‌ام بوده؛ آرامش، آسایش، عشق و محبت. چیزهای کمی نیستند. وقتی از یک‌سری چیزهای کوچک، بی‌چشم‌داشت بگذریم، چیزهای بزرگ‌تر و ارزشمندتری نصیبمان می‌شود.

امیدوارم همه ما به خاطر بیاوریم که یک روزی چه کسی بودیم؟ کجا بودیم؟ چه ارزشی نزد دیگران داشتیم و امروز با کمک کنگره و خدمتگزاران کنگره شخصیت دیگری پیدا کرده‌ایم، آرامش داریم، عزت نفس داریم، از آن همه ترس و وحشت خبری نیست. پس فراموشکار نباشیم و حق و دین خود را به مکانی که بی‌منت از ما دستگیری کرده است، ادا کنیم.

تایپ: مسافر رمله، دبیر لژیون سردار
ویرایش: مسافر فرزانه، لژیون تازه‌واردین، نمایندگی ارکیده کرمان
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .