English Version
This Site Is Available In English

آقای مهندس دو وظیفه را برای دیده‌بانان تعریف کرده‌اند: یکی قانون‌گذاری و دیگری مدیریت شعب. (نمایندگی میخک مشهد)

آقای مهندس دو وظیفه را برای دیده‌بانان تعریف کرده‌اند: یکی قانون‌گذاری و دیگری مدیریت شعب. (نمایندگی میخک مشهد)

هفتمین جلسه از دوره بیست‌ویکم کارگاه‌های آموزشی_ خصوصی خانم‌های «مسافر و همسفر» نمایندگی میخک مشهد، با استادی راهنما مسافر زری، نگهبانی مسافر زهرا و دبیری مسافر مهناز، با دستور جلسه «هفته دیده‌بان»، روز شنبه ۳۱ مردادماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان زری هستم یک مسافر

«هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد / در خرابات مپرسید که هوشیار کجاست.»
خیلی، خیلی ممنونم که به من اجازه خدمت دادید.
هفته دیده‌بان را تبریک می‌گویم. هفته‌ای بسیار، بسیار باشکوه است. دیده‌بان‌ها خدمت بسیار مهمی دارند، ولی خیلی دیده نمی‌شوند؛ آرام و بی‌سر و صدا، مثل تنه‌های استوار یک درخت.

یک هسته را در نظر بگیرید. وقتی آن را در زمین می‌کاریم، ما نمی‌دانیم چه اتفاقاتی برایش می‌افتد؛ چون دیده نمی‌شود. سینه‌اش شکافته می‌شود و این شکافته‌شدن با رنج همراه است. ریشه بیرون می‌آید و آرام‌آرام رشد می‌کند. بنیان کنگره ۶۰، آقای مهندس زمانی که کنگره ۶۰ را بنیان نهادند، سختی‌های زیادی کشیدند، مشقت‌های زیادی را تحمل کردند و رنج‌های بسیاری را پشت سر گذاشتند تا توانستند کنگره را با این عظمت برپا کنند.

کنگره ۶۰ از روز اول به این شکل نبوده است. اینکه ما امروز به‌راحتی و در آرامش وارد یک سالن می‌شویم، روی صندلی می‌نشینیم، آموزش می‌بینیم، حرکت می‌کنیم، بالنده می‌شویم و رو به آسمان قد می‌کشیم، حاصل همان ریشه‌ای است که سختی‌های زیادی کشیده، رنج‌های بسیاری را تحمل کرده و از گذرگاه‌های سختی عبور کرده تا به اینجا رسیده است.

وقتی آن دانه ریشه می‌کند، کم‌کم تنه درخت بالا می‌آید و یک نهال کوچک شکل می‌گیرد. زمانی که جوانه تازه است، هیچ خط و خشی روی آن نیست و صاف و بی‌آلایش است؛ اما همان ریشه از آن تنه مراقبت می‌کند و اجازه نمی‌دهد که در اثر باد و طوفان بشکند. هرچه ریشه عمیق‌تر می‌شود، تنه بزرگ‌تر می‌شود. هرچه تنه بزرگ‌تر می‌شود، گاهی شاخه‌ای از آن می‌شکند و گاهی زخمی روی آن ایجاد می‌شود. دیده‌اید که هرچه یک درخت بزرگ‌تر می‌شود، شیارها و زخم‌های بیشتری روی تنه‌اش دیده می‌شود؛ اما در عین حال، قوی‌تر و پخته‌تر می‌شود.

این می‌تواند نماد یک انسان باشد. هرچه انسان رنج می‌کشد و درد می‌کشد، می‌تواند قوی‌تر و عمیق‌تر شود. لزوماً انسانی که بدون رنج زندگی کرده و هیچ زخمی نداشته، انسان عمیقی نیست.

داستانی می‌خواندم که می‌گفت وقتی انسانی از این جهان رخت بربست و به جهان دیگری رفت، قلبش را نگاه کردند و دیدند که هیچ زخمی روی آن نیست. گفتند: قلب تو چقدر صاف و بدون زخم است؛ یعنی هیچ چیزی در این دنیا برای تو آن‌قدر ارزشمند نبوده که برایش بجنگی، رنج بکشی و درد تحمل کنی. این رنج‌ها و دردهایی که کشیده می‌شوند، بسیار باارزش‌اند. هر درد و رنجی که تحمل می‌کنیم و هر زخمی که روی قلبمان می‌افتد، می‌تواند نشانه‌ای از پختگی باشد. مولانا می‌گوید: «پس تکلیف زخم‌های ما چه می‌شود؟» شمس در جواب می‌گوید: «نور از همان زخم‌ها می‌تابد.»

دیده‌بان‌ها تنه درخت کنگره۶۰ هستند. گاهی مسیرهای بسیار طولانی، چند صد کیلومتر و حتی چند هزار کیلومتر را طی می‌کنند و در طول یک هفته به نمایندگی‌های مختلف سر می‌زنند. آقای مهندس دو وظیفه را برای دیده‌بانان تعریف کرده‌اند: یکی قانون‌گذاری و دیگری مدیریت شعب.

آقای مهندس بنیان‌گذار کنگره ۶۰ هستند. ایشان زحمات بسیار زیادی کشیده‌اند، اما نمی‌توانند تمام مسئولیت‌ها را به‌تنهایی بر دوش بکشند. بنابراین تصمیم گرفتند بخشی از مسئولیت‌ها را به دیده‌بان‌ها بسپارند.
قبلا ۱۴ دیده‌بان در کنگره وجود داشتند، اما در حال حاضر دیده‌بان‌های متعددی برای جای‌جای کنگره انتخاب شده‌اند.

دیده‌بان خانم‌های مسافر، خانم مونا هستند که امسال نگهبانی خانم‌های مسافر را نیز بر عهده گرفته‌اند. ما نمی‌بینیم که دیده‌بان‌ها چقدر زحمت می‌کشند. پشت صحنه شعب، هر مسئله، موضوع یا اتفاقی که پیش می‌آید، به دیده‌بان‌ها منتقل می‌شود و آن‌ها به مسائل رسیدگی می‌کنند. کسی که دیده‌بان می‌شود، انسانی است که از سختی‌ها و رنج‌های زیادی عبور کرده است. زخم‌ها، رنج‌ها و مسئولیت‌های فراوان، او را تبدیل کرده‌اند به یک تنه استوار؛ تنه‌ای که شاخه‌های زیادی به آن متصل هستند.

یک درخت را تصور کنید. شاخه‌های بزرگ‌تر به این تنه وصل هستند؛ شاخه‌هایی که می‌توانند نماد مرزبان‌ها و ایجنت‌ها باشند. شاخه‌های کوچک‌تر هم راهنمایان، خدمتگزاران و سفر دومی‌ها هستند. در نهایت، شکوفه‌ها همان سفر اولی‌ها و تازه‌واردین هستند که در نتیجهٔ صبر و تلاش به میوه‌های این درخت عظیم تبدیل می‌شوند.

شما، سفر اولی‌های عزیز و دوست‌داشتنی، مثل خون در رگ‌های این درخت در جریان هستید. تنه درخت می‌گوید: «من از خاک آمده‌ام، اما قرار نیست در خاک بمانم. من ریشه دارم، بنابراین سر به آسمان می‌برم.» تنهٔ این درخت و هدف دیده‌بان‌ها این نیست که برای خودشان کاری انجام بدهند. تمام هدفشان این است که برای من و شما، برای سفر اولی‌ها، تلاش کنند و ما را به سمت نور و آسمان هدایت کنند.

این هفته را به تمام دیده‌بانان عزیزمان تبریک می‌گویم و فکر می‌کنم این هفته، فرصتی است برای اینکه یک تشکر و قدردانی جانانه داشته باشیم از این عزیزانی که در قسمت‌های مختلف، این‌قدر زحمت می‌کشند. و شاید کمترین قدردانی و کمترین تشکر ما، همین پاکت‌های قشنگ و مرتب، همراه با یک دل‌نوشتهٔ تمیز و از دل برآمده باشد؛ چون به قول معروف: «آنچه از دل برآید، بر دل نشیند.»

بیاییم مراتب قدردانی و سپاسگزاری خودمان را از انسان‌هایی که این همه برای شعب و برای کنگرهٔ ۶۰ زحمت می‌کشند، به بهترین شکل نشان بدهیم؛ با هر مبلغی که در حد توانمان است و با دلی که واقعاً قدردان باشد. ان‌شاءالله که لایق این باشیم که بتوانیم خوب قدردانی کنیم و درست سپاسگزار باشیم؛ چراکه سپاسگزاری باعث می‌شود برکت و نعمت در زندگی ما جاری و ساری باشد. خداوند حاضر و ناظر اعمال و زندگی ماست. وقتی یاد می‌گیریم قدردانی و سپاسگزاری کنیم، چه از خداوند و چه از انسان‌هایی که ما را به سمت خداوند هدایت می‌کنند، این شکرگزاری می‌تواند نور بیشتری را وارد زندگی ما کند و شاید لبخند خداوند، چیزی جز همین نور نباشد. خیلی ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.

تایپ: مسافر رزیتا، لژیون دهم، نمایندگی میخک مشهد
ویرایش: راهنما مسافر زهرا، نمایندگی میخک مشهد
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .