دو نیروی مثبت و منفی همواره در زندگی انسان وجود دارند و انسانها در این دو مسیر حرکت میکنند. این نیروها کم و زیاد میشوند؛ اما ما هیچگاه نمیتوانیم یکی از این دو نیرو را بهطور کامل از بین ببریم. همچنین، قادر نیستیم مشکلات و اعتیاد را از بین ببریم؛ زیرا این مسائل بخشی از زندگی و حیات ما هستند. معمولاً بعضی از انسانها ساز مخالف میزنند و در جبهه مخالف حرکت میکنند و هیچگاه تفاوت میان خوب و بد را تشخیص نمیدهند. برای این افراد، سالمبودن یا مصرف کننده ماندن تفاوتی ندارد. بنابراین، اگر بهترین و سادهترین غذا را نیز برایشان فراهم کنیم، باز هم تفاوتی برایشان نخواهد داشت؛ زیرا قادر به تشخیص نیستند. ما در مقوله اعتیاد، روش یا غذایی بهتر، آسانتر و لذیذتر از متد DST نداریم؛ البته این موضوع برای افرادی است که آگاهی و شناخت لازم را داشته باشند.
در ادامه، از جسم انسان صحبت شده است. جسم ما از چهل تریلیون سلول تشکیل شده است و ما هیچ اختیاری بر این سلولها نداریم؛ اگر بخواهیم کاهش وزن داشته باشیم؛ باید زبان جسم را بیاموزیم. ما تصور میکنیم فرمانروای جسم خود هستیم، درحالیکه تمام اعضاء بدن به تنهایی وظایف خود را انجام میدهند و ما همانند رانندهای هستیم که جسم خود را به اینطرف و آنطرف میبریم؛ اگر زبان جسم را نیاموزیم، به خودمان آسیب میرسانیم و دچار بیماریها و مشکلات زیادی میشویم. در اینباره، مهندس کتابی نوشتهاند که بهزودی به چاپ خواهد رسید. در علم پزشکی، برای کاهش وزن دو راه وجود دارد، یکی گرسنگی و دیگری ورزش کردن است. مقوله دیگری نیز که چندین سال است رایج شده، کوچک کردن معده و روده است که مشکلات و عوارض متعددی برای افراد به وجود آورده است. همانطور که در مقوله درمان اعتیاد، زبان جسم را شناختیم و بر اساس آن، درمان اعتیاد و سیگار صورت پذیرفت، در بدن نیز دستگاهی وجود دارد که وقتی تشخیص دهد غذا به اندازه کافی وجود دارد و نیازی به ترسیدن و ذخیره کردن نیست، چربیهای اضافه بدن را از بین میبرد. در مصاحبه، آقای ویلیام درباره نوشتهها و کتابها سؤال میکنند و آقای مهندس پاسخ میدهند که هدفشان از نوشتن کتابها، ارائه دیدگاهی جدید بوده است و تمام نوشتارهای ایشان، یافتههای خودشان است.
ایشان در عنوان کتابهایشان از واژه اعتیاد نام نبردهاند؛ زیرا این موضوع مورد پذیرش جامعه نیست و افرادی که خودشان مصرف کننده نیستند، نمیتوانند اعتیاد را درک کنند، به همین دلیل، اعتیاد را به سرما تشبیه کردهاند. درمان در کنگره۶۰ بر اساس سه اصل پذیرفته شده، یعنی جسم، روان و جهانبینی، صورت میگیرد. ما در تمام سطوح به جهانبینی نیاز داریم. هنگامی که بخواهیم درمان شویم؛ باید دیدگاه و عقاید فرد تغییر کند و فیزیولوژی نیز بهبود یابد. همانطور که مسئله جسم اهمیت دارد، دیدگاه فرد نسبت به خود، جامعه و کل هستی نیز نقش مهمی در درمان ایفا میکند. افراد باید همزمان با بازسازی جسم، افکار و عقاید خود را نیز بازسازی کنند؛ زیرا اعتیاد هم جسم و هم نوع نگرش افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. برای هر شخص لازم است که دیدگاهش نسبت به خود، خانواده، جامعه و کل هستی تغییر کند و این موضوع از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
نویسنده: راهنما همسفر سمیه (لژیون ویلیام)
ارسال مطلب: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون ششم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی عطار نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
75