English Version
This Site Is Available In English

کوه‌هایی که در سایه‌شان آرام می‌گیریم

کوه‌هایی که در سایه‌شان آرام می‌گیریم

به نام خداوند جان و خرد
گاهی برای بعضی آدم‌ها، هیچ واژه‌ای به اندازه کافی بزرگ نیست. هرچه می‌خواهی از بزرگی‌شان بگویی، می‌بینی هنوز چیزی مانده که نمی‌توانی در کلمات جا بدهی. «دیده‌بان» برای من، یکی از همین واژه‌هاست. وقتی به این کلمه فکر می‌کنم، فقط یک جایگاه را نمی‌بینم؛ سال‌ها تلاش را می‌بینم، سال‌ها آموزش را می‌بینم، سال‌ها صبوری و گذشت را می‌بینم و انسان‌هایی را می‌بینم که شاید بسیاری از ما، ثمره‌ زحماتشان را می‌بینیم، اما خود زحمتشان را نه.
دیده‌بان یعنی کسی که فقط جلوی پای خودش را نمی‌بیند؛ افق را می‌بیند. یعنی امروز تصمیمی می‌گیرد که شاید نتیجه‌اش سال‌ها بعد دیده شود. یعنی وقتی یک مسافر تازه‌وارد، با هزار درد و ناامیدی وارد کنگره می‌شود، دیده‌بان به آینده‌ای فکر می‌کند که شاید خود آن مسافر هنوز توان دیدنش را ندارد. برای من، دیده‌بان یعنی امانت‌دار بودن؛ امانت‌دارِ تفکری که با عشق بنا شده، امانت‌دارِ اصولی که با تجربه به دست آمده و امانت‌دارِ حرمت‌هایی که اگر شکسته شوند، دیگر هیچ عنوان و جایگاهی نمی‌تواند جای خالی‌شان را پر کند.

دیده‌بان بودن یعنی گاهی برای حفظ یک حقیقت، از خواسته‌ خودت بگذری؛ گاهی سکوت کنی تا آرامش جمع حفظ شود؛ گاهی سخت بگیری، نه از روی سخت‌گیری، بلکه از روی عشق به آینده. چه بسیار تصمیم‌هایی که شاید دیده نشوند، اما پشت هر کدام، نگرانی برای هزاران انسانی است که امروز و فردا قدم به این مسیر خواهند گذاشت. و شاید زیباترین بخش دیده‌بانی همین باشد؛ خدمت به انسان‌هایی که هنوز حتی تو را نمی‌شناسند.

امروز که هفته‌ دیده‌بان را جشن می‌گیریم، دلم می‌خواهد از تمام دیده‌بانان کنگره۶۰ تشکر کنم؛ برای تمام آن لحظه‌هایی که شاید خسته بودید، اما مسئولیت اجازه نداد کنار بکشید؛ برای تمام انتخاب‌هایی که شاید آسان نبودند، اما ماندگاری راه را به خواسته‌های شخصی ترجیح دادید. و در این مسیر، با تمام احترام و ارادت، هفته‌ دیده‌بانی را به مهندس حسین دژاکام عزیز تبریک می‌گویم؛ بزرگمردی که اندیشه‌ای را به حرکت تبدیل کرد، حرکتی را به ساختار رساند و ساختاری بنا کرد که امروز برای بسیاری از انسان‌ها، معنای دوباره‌ای از زندگی است.

و هم‌چنین به دیده‌بان عزیز شهر قم، آقای اصغر منصوری، خداقوت و تبریک عرض می‌کنم. امیدوارم سایه‌ خدمت و آموزششان همیشه بر سر این مسیر برقرار باشد.

اما امروز، بیش از آنکه بخواهم تبریک بگویم، می‌خواهم تشکر کنم؛ تشکر برای اینکه ایستادید، برای اینکه مراقب بودید و برای اینکه اجازه ندادید در میان هیاهوی دنیا، اصلِ عشق، آموزش، خدمت و انسانیت گم شود. شاید دیده‌بان، شبیه کوه باشد؛ کوهی که کمتر کسی از سختی‌هایش می‌پرسد، اما خیلی‌ها در سایه‌ی استواری‌اش آرامش پیدا می‌کنند.

دیده‌بانان عزیز کنگره۶۰؛ اگر امروز ما در این مسیر با خیال آسوده قدم برمی‌داریم، اگر می‌توانیم آموزش بگیریم، خدمت کنیم و به رهایی برسیم، بخشی از این آرامش را مدیون کسانی هستیم که سال‌هاست بی‌صدا مراقب این مسیرند. از خداوند می‌خواهم توان، عشق و آرامش خدمتتان را روزبه‌روز بیشتر کند و هر قدمی که برای استحکام این بنا برمی‌دارید، به زندگی انسانی که شاید هنوز او را نمی‌شناسید، نور و امید ببخشد.

هفته‌ دیده‌بان مبارک.
به همه‌ی آن‌هایی که نه برای دیده شدن، بلکه برای دیده‌بانیِ یک حقیقت ایستاده‌اند.
خدمتتان جاودانه،
قدم‌هایتان استوار
و چراغ دلتان همیشه روشن باد.

نویسنده: راهنما همسفر طیبه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .