«بنام قدرت مطلق»
جلسه چهارم از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی لواسان با استادی راهنمای محترم مسافر مجید، نگهبانی مسافر پیمان و دبیری مسافر پیمان با دستور جلسه " هفته دیده بان چهارشنبه 04 شهریور ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مجید هستم، مسافر.
شاکر و سپاسگزار خداوند هستیم که قسمت شد یک بار دیگر در این جایگاه قرار بگیرم. هفته دیدهبان را خدمت همه عزیزان تبریک میگویم؛ خدمت آقای مهندس، خودِ دیدهبانها و دستیاران دیدهبانها، و عزیزانی که زحمتهایشان بسیار فراتر از آن چیزی است که ما میبینیم.
من راجع به این دستور جلسه میخواهم از دو منظر نگاه کنم؛ یکی اینکه در این هفته وظیفه من چیست و دیگری اینکه برخی از کارها و صفات این دیدهبانها را، در حد چند نکته کوچک، با هم بررسی کنیم.
وظیفه من، همانطور که در جلسات گذشته هم گفتم، انشاءالله اگر مشکلی پیش نیاید، شنبه آقای خدامی به نمایندگی لواسان میآیند و من وظیفه خودم میدانم که به بهترین شکل ممکن از ایشان قدردانی کنم.
برای خودِ من، واقعاً، واقعاً و واقعاً یک دیدهبان هیچ چشمداشت و هیچ نقطهنظری راجع به پاکت ندارد؛ ولی من وظیفه خودم میدانم که بهترینِ خودم باشم. حتماً یک پاکت مرتب تهیه میکنم، مبلغی را که در حد توان خودم باشد داخل آن میگذارم و یک دلنوشته هم مینویسم.
این را هم خدمتتان عرض میکنم که دیدهبانها همه دلنوشتهها را، بدون استثنا، میخوانند؛ بدون استثنا. شاید بعضی جاها تماس هم بگیرند که مثلاً این دلنوشته چه بود، یا اگر از چیزی خوششان آمده باشد، و اگر سؤال یا مطلبی مطرح کرده باشید و شماره تلفن گذاشته باشید، بعداً با شما تماس میگیرند و راجع به آن موضوع صحبت میکنند. این وظیفه من است.
اما راجع به دیدهبان، در دو جلسه گذشته هر کس از یک دیدگاهی به این قضیه نگاه کرد. خود آقای مهندس هم فرمودند که دیدهبانها در واقع باغبان این باغ هستند.
داشتم به این فکر میکردم که به نظرم وقتی ما به کنگره میآییم، در واقع وارد یک جنگ میشویم؛ یعنی خودمان به کمک نیروهای مثبت آمدهایم تا با نیروهای منفی به جنگ بپردازیم. در این جنگی که داریم انجام میدهیم، به نظر من دیدهبانها حکم فرماندهان نظامی این جنگ را دارند.
میدانید که فرمانده یک تفاوت بسیار عمدهای با رهبر دارد. رهبر در یک اتاق، یک مقر یا یک ساختمان نشسته و میگوید: «حمله کنید»، ولی فرمانده جلوی لشکر ایستاده و به یارانش میگوید: «پشت سر من بیایید.»
دیدهبانها نگهبانان کنگره هستند و آقای مهندس و دیدهبانها حکم فرماندهان نظامی را دارند و جلوی این لشکر ایستادهاند و دارند شمشیر میزنند.
جنگهایی که در این دنیا مرسوم هستند، به نظرم جنگهای یکبعدی هستند؛ ولی جنگی که ما در کنگره داریم، یک جنگ ترکیبی است؛ یعنی همهمدل جنگی در آن وجود دارد. یک دیدهبان باید حواسش جمع باشد و همزمان در همان جلوی میدان، ضربه هم میخورد.
شنیدهاید که میگویند: «هرچه سیاهتر، سفیدتر.» خدای ناکرده اگر یک دیدهبان بخواهد سقوط کند، واقعاً برایش فاجعهبار خواهد بود. هرچه در این جنگی که داریم انجام میدهیم جلوتر باشید، هم کارمان سختتر میشود و هم خطراتی که برایمان دارد، قطعاً بیشتر خواهد بود؛ ولی ما این را به جان و دل میخریم.
فکر کنم دو، سه سال گذشته بود که خدمت یکی از دیدهبانها بودم. میگفتم: «آقا، واقعاً شما هم سیدی مینویسید؟»
گفتند: «سیدی مینویسیم که هیچ؛ آقای مهندس از ما غلط املایی هم میگیرد!»
یعنی مثلاً اگر ما بخواهیم بنویسیم «هفته»، آن «ت» هفته را نباید یک خط اینچنینی بگذاریم؛ باید دو تا نقطه بگذاریم. یا وقتی میخواهیم مثلاً بنویسیم «پیمان»، نمیتوانیم سه تا نقطه را اینطوری روی هم بیاوریم؛ گفتند باید سه تا نقطه بگذاریم.
یعنی حتی تا اینجای کار هم آقای مهندس راجع به دیدهبانها سختگیری میکنند و واقعاً واو به واو، واو به واو، نوشتههایشان را بررسی میکنند.
من در هفته، حالا سه روز، یک روز پارک، سه، چهار ساعت، جمعاً درگیر کنگره هستم؛ میآیم و میروم و یک خدمت نصفهونیمه انجام میدهم. ولی یک دیدهبان را میبینید که واقعاً، واقعاً هر روز، تمام وقتش درگیر کنگره است. این دیدهبان چطور باید برنامهریزی کند؟ چطور باید به همه کارهایش، که بهصورت چندبعدی هستند، برسد؟
ا
خب، چقدر هم زود وقتم تمام شد! حالا دیدید؟ ما باید به همینها برسیم.
من افتخار این را داشتم که در سفر اول، راهنمایم آقای زرکش بودند. باور کنید الان حدود شش سال از آن زمانی که آقای زرکش راهنمای من بودند میگذرد. در مشارکت هم گفتم که بعضی وقتها آقای زرکش به من زنگ میزنند و این افتخار را دارم.
میگویند: «من چی از جونم میخوای؟ سه شب است هی میآیی توی خواب من!»
میگویم: «آقا، مثلاً فلان مشکل را دارم.»
و ایشان راهنمایی میکنند.
میگویم آقای مهندس هم فرمودند تنها و تنها یک راه وجود دارد برای اینکه من بتوانم از این مسیر عبور کنم و آن هم تزکیه و پالایش است؛ که خب، دیدهبانها به بهترین شکل ممکن این کار را انجام دادهاند.
ممنونم که به صحبتهای من توجه فرمودید.
تایپ، بارگزاری و عکس : مسافر محمدعلی
مرزبان خبری : مسافر محسن
منبع: نمایندگی لواسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
82