در مسیر رهایی هر قدمی که برداشته میشود نه تنها فاصله ما را از تاریکی میکاهد؛ بلکه دریچهای به سوی کشف دوباره خویشتن میگشاید. گاهی این سفر، در کالبد خدمت تجلی مییابد جایی که انسان، در ایثار برای دیگران، آرامش خویش را باز مییابد.
در خدمت دستیار اسیسانت تازهواردین همسفر فریده در نمایندگی رازی هستیم و با ایشان گفتگویی داشتیم که شما را به خواندن آن دعوت مینمائیم.
همسفر فریده و مسافرشان با آنتیایکس تریاک و شیره وارد کنگره شدند به مدت ۱۲ماه و ۲هفته به روش DST با شربت OT به راهنمایی مسافر حمید و همسفر صبا سفر کردهاند و در حال حاضر ۷سال و ۳هفته است که به درمان و رهایی رسیدهاند. همسفر فریده سفر نیکوتین به راهنمایی همسفر سمانه به مدت ۱۰ماه و ۲هفته به انجام رساندهاند و در حال حاضر ۸سال و ۷ماه است که به درمان و رهایی رسیدهاند. همسفر فریده در کنگره خدمتهایی؛ نظیر مسئول آبدارخانه، مسئول سایت شادآباد، راهنمای ویلیام، راهنمایDST, یک دوره مرزبانی، نگهبانی لژیون سردار، ۱۰سال عضویت در لژیون سردار و جایگاه دنور و پهلوانی را انجام دادهاند و اکنون هم در جایگاه دستیار اسیسانت تازهواردین در حال خدمت هستند.
در سیدی آموزگار آقای مهندس میفرمایند: «به درون اشخاص بروید» لطفاً بفرمایید چگونه توانستید در مسیر پرفراز و نشیب خدمت این توانایی را در خودتان پرورش دهید که به جای قضاوت رفتارهای بیرونی به خواستهای درونی افراد پی ببرید؟
معلم بزرگ ما، آقای مهندس سالهاست با دانش و تجربهشان به ما میآموزند که چگونه فراتر از رفتارهای بیرونی، به خواستههای درونی انسانها پی ببریم. راهنمایم خانم صبا هم این دانش و توانایی را داشتند و من سالها تحت آموزش مستقیم ایشان بودم. من نمیدانم در چه جایگاهی هستم یا چقدر در این مسیر موفق شدهام، اما در سالهای اخیر تمام تلاشم بر این بوده است که پیش از هرگونه قضاوت، انتظار یا ارائه راهکاری، ابتدا مسئله و درد انسانها را درک کنم. باور دارم که اگر بتوانیم به جای قضاوت، با همدلی به درون شخص برویم، راه برای تغییر، حل مسئله و درک متقابل باز میشود.
آیا همسفربودن فقط شرکت در جلسات است، همسفر خوب چه ویژگیهایی باید داشته باشد تا بتواند در درمان مسافر خود کمک کند؟
شرکت در جلسات، برای درک جایگاه همسفری شرط اول است، اما تمام ماجرا نیست؛ بلکه تنها تکهای از یک پازل بزرگ است. همسفری، سفری است که از لحظه انتخاب لژیون و تسلیمشدن در برابر مسیر آموزشی و درمانی کنگره۶۰ آغاز میشود. برای رسیدن به مقصد، باید عشق، صبوری، آموزشپذیری، تلاشِ مستمر و استقامت داشت. در این زمینه، سیدیهای آقای مهندس و دکتر امین مانند نقش همسفر، احساس همسفر، جشن همسفر، همسفر ۱ و همسفر ۲، نقشهی راه ما هستند و باید بارها و بارها شنیده و در زندگی جاری شوند.
نظر شما در رابطه با این سخن آقای مهندس که میفرمایند: "سازگاری با انسانها یک هنر است". چیست؟
به نظر من هم قدرتمندترین انسانها کسانی هستند که ظرفیت سازگاری و انعطاف بیشتری دارند. سازگاری و انعطافپذیری، اگر در کنار آگاهی و حفظ اصول شخصی باشد نشانه ظرفیت، بلوغ و دانایی است. حتی جالب است که در علم مهندسی سازه، برای اینکه ساختمانها بتوانند در برابر زلزلههای شدید دوام بیاورند، آنها را بهگونهای طراحی میکنند که دارای شکلپذیری و امکان تغییرشکل کنترلشده باشند تا بخشی از انرژی ناشی از زلزله را جذب و مستهلک کنند و احتمال فروپاشی سازه کاهش یابد؛ یعنی در برابر فشار و نیروهای ناگهانی، سازهای که بتواند به شکل کنترلشده تغییر شکل دهد، میتواند ایمنتر از سازهای باشد که صرفاً بر سختی و مقاومت مطلق تکیه دارد. به نظرم در روابط انسانی هم همین اصل تا حدی صادق است. انسان منعطف میتواند در مواجهه با تفاوتها، فشارها و تلاطمهای زندگی، خود را با شرایط وفق دهد بدون اينکه لزوماً بشکند. میتوان با هر انسانی، در هر شرایطی، با متانت و درک متقابل رفتار کرد؛ البته این سازگاری به معنای کنار گذاشتن اصول و مرزهای شخصی نیست. در واقع شاید هنر واقعی این باشد که انسان بداند کجا باید انعطاف نشان دهد و کجا باید محکم بایستد، مثل آقای مهندس و دیدهبانهای عزیزمان.
به نظر شما مسافری که چندین بار سفر خود را خراب کرده است همسفر چگونه میتواند به او کمک کند و او را ترغیب به آمدن کند؟
مسافری که یک بار وارد کنگره شده و راهنما داشته، مسیر را شناخته است؛ بنابراین اگر دوباره دچار لغزش شود، بارِ این اتفاق بر دوش خودش است. در این شرایط وظیفه همسفر این است که با سرزنش یا قضاوت، بارِ اضافهای بر دوش او نگذارد. اما در نهایت، این خودِ مسافر است که باید بخواهد و تصمیم به بازگشت بگیرد. به نظر من، بهترین کمک این است که همسفر، مسافر را در اختیار اراده خودش قرار دهد و همزمان بر تکامل خویش متمرکز شود؛ چرا که اگر فقط در فکر قانعکردن و به راهآوردن دیگری باشد، ممکن است راه خود را گم کند.
خدمتهایی که در کنگره داشتید لطفا صحبت دلی از تجربهها و آموزشهایی که گرفتید، برایمان بگویید؟
هر خدمتی، متناسب با ساختار درونی فرد، آموزشهای خاص خود را دارد و گرههای پنهان او را نمایان میکند. من در دوره مرزبانی یاد گرفتم که احساسمحور نباشم و عاقلانهتر بیندیشم؛ پذیرفتم که نمیتوان همه را راضی نگه داشت و قبله من نباید رضایت انسانها، بلکه باید قوانین و حرمتهای کنگره۶۰ باشد، چرا که من امانتدار این قوانین بودم. خدمت راهنمایی، من را بیشتر از همیشه با خودم روبرو کرد و قلبم را برای دوستداشتن انسانها بزرگتر کرد؛ باعث شد انسانها را کمتر قضاوت کنم و بیشتر درک کنم. مشاهده تغییر رهجوها به واسطه آموزشهای کنگره۶۰ و خواسته و تلاش خودشان ایمان من را به این ساختار بیشتر و بیشتر کرد و اینکه رابطهام با اعضای خانوادهام با کمک آموزشها خیلی بهتر شد. در خدمت دستیاری، نظم و قانونمندی در من بیشتر نهادینه شد، نقطه تحملم برای خدمت بالاتر رفت و دامنه نگاهم به مسائل وسیعتر شد. و در خدمت سایت، متوجه زیباییهای نهفته در وجود انسانها شدم و یاد گرفتم که بدون نیاز به دیدهشدن یا تأییدِ دیگران، صادقانه و در سکوت خدمت کنم.
از چه زمانی وارد لژیون سردار شدید و در مورد اثرات بخشش کمی برایمان توضیح دهید؟
من توفیق دارم از سال ۹۶ عضو لژیون سردار باشم و این عضویت، یکی از فرصتهای طلایی مسیر من بوده و هست. مسیری که سرشار از برکت و رحمت است. این مسیر، جهانذهن من را ثروتمندتر کرد و حس ارزشمندی و رضایت درونی عمیقی به من بخشید. متوجه شدم که انفاق، بخشش یا گذشت، چه از مال، چه از علم و چه از هر نعمتی که به ما عطا میشود در واقع تکلیفی است که من پیش از این، شاید از روی ترس با آن مواجه بودم، اما اکنون آن را به عنوان یک فرصت و سرمایهگذاری برای رشد و رستگاری میبینم.
از دستیار اسیسانت تازهواردین همسفر فریده بسیار سپاسگزاریم که وقتشون رو در اختیار ما قرار دادند و ممنون از شما که ما را همراهی کردید.
طراحان سوال: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر آزاده (لژیون چهارم) و همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ماهرخ (لژیون اول)
عکاس: همسفر مینا (مرزبان خبری)
ویرایش و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر آزاده (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رازی
- تعداد بازدید از این مطلب :
174