برداشتی از سیدی «خوشبختی»
از این سیدی برداشت کردم که فهمیدن یک کلام، به سادگی شنیدن آن نیست. یک فکر ابتدا در ذهن انسان شکل میگیرد، بعد به کلام تبدیل میشود و به شخص دیگری منتقل میگردد. طرف مقابل هم آن را در ذهن خودش تبدیل به تصویر میکند و با تفکر و تعقل درباره آن به نتیجه میرسد. در هرکدام از این مراحل ممکن است اشتباهی اتفاق بیفتد و همین موضوع میتواند باعث سوءتفاهم شود.
به نظرم یکی از مهمترین نکات این صحبت این است که باید قبل از حرفزدن، به چیزی که میخواهیم بگوییم توجه کنیم. چون افکار و احساسات ما روی کلاممان تأثیر میگذارند. اگر ذهن ما پر از ترس، بدبینی، کینه یا حسادت باشد، ممکن است حتی یک حرف ساده را هم به شکل دیگری بیان کنیم یا از حرف دیگران برداشت اشتباهی داشته باشیم.
نکته دیگری که برای من جالب بود، موضوع «تقطیع کلام» بود. گاهی یک جمله کامل معنای مشخصی دارد، اما اگر بخشی از آن حذف شود، معنی آن کاملاً تغییر میکند. در زندگی روزمره و بهخصوص در فضای مجازی، این اتفاق زیاد میافتد. به همین دلیل نباید هر حرفی را بدون فکرکردن بپذیریم یا برای دیگران ارسال کنیم.
در این سیدی همچنین به این موضوع اشاره میشود که همه چیز را نمیتوان با کلام مستقیم بیان کرد. بعضی مفاهیم را باید با مثال و تمثیل منتقل کرد. من از این قسمت اینطور برداشت کردم که در فهم کلام خداوند نیز نباید فقط به ظاهر بعضی مطالب توجه کنیم؛ بلکه باید تلاش کنیم مفهوم و پیام پشت آن را پیدا کنیم. تمثیل، راهی برای نزدیکشدن ما به یک مفهوم است، نه اینکه خودِ تمثیل را با اصل موضوع یکی بدانیم.
به نظرم برای تشخیص کلام درست از نادرست، چیزی که بیش از همه به آن نیاز داریم «دانایی و تفکر» است. مثلاً وقتی کسی نزد ما غیبت میکند، نباید فقط شنونده باشیم و بعد حرف او را به دیگران منتقل کنیم. باید ببینیم هدف از این صحبت چیست و ما چه واکنشی باید نشان دهیم. همچنین لازم نیست انسان درباره هر موضوعی نظر بدهد؛ گاهی سکوتکردن و فقط زمانی که از ما سؤال شده صحبتکردن، نشانه تعادل و دانایی است.
موضوع صراط مستقیم نیز برای من ارتباط زیادی با همین بحث داشت. برداشت من این است که اگر انسان راه درست را انتخاب کند، در نهایت به آرامش و آسایش میرسد. شاید راههای نادرست در کوتاهمدت سودی داشته باشند، اما نتیجه هر عمل به خود انسان برمیگردد. بنابراین درستبودن فقط یک شعار نیست، بلکه راهی برای رسیدن به آرامش واقعی است.
در نهایت، چیزی که از این سیدی برای خودم مهمتر دیدم این است که «شنیدن» با «فهمیدن» فرق دارد. صوت فقط شروع کار است؛ بعد از شنیدن باید فکر کنیم، مفهوم را بفهمیم و در نهایت به آن عمل کنیم. اگر کلام حق را فقط بشنویم ولی مفهوم آن را درک نکنیم، اتفاق زیادی در ما نمیافتد. فهم کلام میتواند راهی باشد برای اینکه انسان از اشتباهات، سوءتفاهمها و برداشتهای سطحی عبور کند و به آرامش و روشنایی بیشتری برسد.
مسافر امیر _ لژیون هشتم _ نمایندگی ایمان
تنظیم و ارسال: مسافر امیر
گروه سایت نمایندگی ایمان
برای مطالعه برداشتی از سیدی «آموزگار 2» اینجا کلیک کنید
- تعداد بازدید از این مطلب :
1383