برداشتی از سیدی «آموزگار ۲»
برداشت من از سیدی «آموزگار ۲» این بود که انسان در تمام زندگی هم در جایگاه شاگرد قرار دارد و هم میتواند آموزگار باشد؛ اما آموزش زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که از حد حرف و دانستن فراتر برود و در رفتار ما دیده شود. اگر درباره آرامش، محبت، صبر یا خدمت صحبت میکنم، باید بتوانم در شرایط واقعی زندگی هم به آن عمل کنم. به نظرم رفتار انسان، بهترین نشاندهنده میزان آموزش و آگاهی اوست.
یکی از مهمترین نکاتی که برای من قابل تأمل بود، شناختن و پذیرفتن صورتمسئله است. تا زمانی که انسان نخواهد مشکل خودش را ببیند و مسئولیت آن را بپذیرد، نمیتواند برای حل آن قدم مؤثری بردارد. پنهان کردن مشکل یا مقصر دانستن دیگران شاید برای مدتی شرایط را آسانتر نشان دهد، اما مسئله را از بین نمیبرد. در کنگره ۶۰ هم فرد باید شرایط خودش را صادقانه با راهنما در میان بگذارد؛ چون بیان کردن مشکل، در واقع شروع حرکت برای حل آن است.
موضوع جهانبینی نیز برای من ارتباط زیادی با همین مسئله داشت. بسیاری از مشکلات فقط به اتفاقات بیرونی مربوط نیستند، بلکه نوع نگاه و واکنش من به آنها هم نقش مهمی دارد. وقتی در شرایط سخت تعادل خودم را از دست میدهم و با عصبانیت واکنش نشان میدهم، معمولاً نهتنها مشکلی را حل نمیکنم، بلکه ممکن است مشکلات بیشتری ایجاد کنم. بنابراین باید یاد بگیرم در تلاطمهای زندگی تعادل خودم را حفظ کنم و قبل از اینکه بخواهم دیگران یا شرایط را تغییر بدهم، روی نگرش و رفتار خودم کار کنم.
از طرفی متوجه شدم که بسیاری از مسائل بیرونی، ریشهای در درون انسان دارند. اگر همیشه به دنبال مقصر بیرونی باشم، شاید هیچوقت به علت اصلی مشکل نرسم. در مسائلی مثل اعتیاد، سیگار یا حتی چاقی، لازم است انسان به خودش رجوع کند و مسئولیت جسم و روانش را بپذیرد. وقتی این پذیرش اتفاق بیفتد، آگاهی میتواند به حرکت و تغییر واقعی تبدیل شود.
برای من، آموزش زمانی کامل میشود که سه مرحله آموزش، تحقیق و تجربه در کنار هم قرار بگیرند. صرفاً شنیدن یک مطلب کافی نیست؛ باید درباره آن فکر و تحقیق کنم و بعد آن را در زندگی خودم تجربه کنم. آن زمان است که یک آموزش از اطلاعات ذهنی خارج میشود و تبدیل به بخشی از وجود من میگردد. به همین دلیل است که انسان نمیتواند چیزی را که خودش در وجودش ایجاد نکرده، به شکل واقعی به دیگری منتقل کند.
در کنگره، مفهوم عشق، محبت و خدمت را هم میتوان در همین مسیر دید. خدمتگزارانی که بدون چشمداشت برای دیگران وقت میگذارند، در عمل نشان میدهند که محبت فقط یک احساس یا یک کلمه نیست. وقتی آرامش، محبت و صلح درون انسان شکل بگیرد، میتواند آن را به اطراف خود نیز منتقل کند. حتی گاهی رفتار دیگران میتواند مانند آینهای باشد که بخشی از رفتار و درون خودمان را به ما نشان میدهد؛ بنابراین قبل از قضاوت دیگران، بهتر است نگاهی هم به خودمان داشته باشیم.
در نهایت به این نتیجه رسیدم که هر انسانی مسئول انتخابها و مسیر زندگی خودش است. ما میتوانیم آموزش بگیریم، تجربه خود را منتقل کنیم و اگر توانستیم به دیگری کمک کنیم، دست او را بگیریم؛ اما نمیتوانیم به جای او زندگی کنیم یا انتخاب کنیم. وظیفه من این است که مسیر خودم را درست طی کنم و مسئولیت آنچه در زندگیام اتفاق میافتد را بپذیرم.
به نظرم آموزگار واقعی کسی نیست که فقط خوب صحبت میکند؛ بلکه کسی است که خودش در مسیر آموزش حرکت کرده و آنچه را یاد گرفته، در زندگیاش به اجرا گذاشته است. اگر بتوانم ابتدا خودم شاگرد خوبی باشم، مشکلاتم را بشناسم، تعادل داشته باشم و دانستههایم را به عمل تبدیل کنم، آنوقت رفتار من خودش تبدیل به آموزش میشود. شاید مهمترین برداشت من از این سیدی همین باشد که قبل از اینکه بخواهم آموزگار دیگران باشم، باید آموزشها را در خودم به مرحله عمل برسانم.
مسافر امیر _ لژیون هشتم _ نمایندگی ایمان
تنظیم و ارسال: مسافر امیر
گروه سایت نمایندگی ایمان
برای مطالعه برداشتی از سیدی «آموزگار 1» اینجا کلیک کنید
برای مطالعه برداشتی از سیدی «چله» اینجا کلیک کنید
- تعداد بازدید از این مطلب :
1648