English Version
This Site Is Available In English

درمان یعنی ساختن دوباره‌ی انسان

درمان یعنی ساختن دوباره‌ی انسان

سلام دوستان من حسین هستم یک مسافر

مصرف ۱۵ سال، آخرین آنتی ایکس مصرفی: شیشه و هرویین، به مدت ۸ ماه هست که سفر میکنم، به روش: DST، داروی درمان: شربتOT، به راهنمایی: راهنمای محترم مسافر آقا امیر، لژیون ۹، ورزش در کنگره شنا و فوتبال، TDS مصرفی روزانه 2/4 سی سی.

قبل از همه چیز دوست دارم صحبتم را با پیامی از استاد رعد شروع می کنم که می فرمایند:

ما هزاران لباس دریدیم و هزاران مکان زیستیم، اما باید دانست که این لباس‌ها مهم نیست، بلکه آنکه در میان آن لباس بوده و یا آن را پوشیده مهم بوده است، که اکنون ادامه می‌دهد.

آقای مهندس می‌فرمايد: وقتی بتوانی به تمام مخلوقات جهان محبت داشته باشید؛ یعنی توانسته‌اید معنای محبت را درک کنید؛ اما مگر آسان است! عظمت آسمان، روشنایی خورشید، موج‌های زیبای‌ دریا، درختان سرسبز، گل‌های زیبا که عطر آن انسان را مدهوش می‌کند، کوه‌های استوار، ماه‌خندان، هر چه‌قدر فکر می‌کنم، می‌بینم شگفتی‌های خلقت کم نیست؛ این زیبایی‌ها را که می‌بینی‌ آن حس دل‌انگیز در دلت ایجاد می‌شود.

روزهایی بود که در اثر خستگی و مشکلات، برای فرار کردن از آن‌ها، ناامیدی و ترس وجودم را احاطه کرده بود. اینگونه بود که به سمت شیشه و هرویین کشیده شدم؛ اما نمی‌دانستم که با مصرف هر بار از آن ها، یک قدم از خودِ واقعی‌ام دورتر می‌شوم. گاه ناملایمت‌های زندگی آرامش را از من سلب کرده بود، نقاب می‌زدم و با خنده‌های دروغینم بیشتر به سمت آن کشیده می‌شدم، برای تسکین دردهایم. تا اینکه خداوند مسیری را سرِ راه من قرار داد و مرا با کنگره ۶۰ آشنا کرد. اینجا بود که یاد گرفتم چگونه با ناامیدی، ترس و مشکلات برخورد کنم، درمان فقط کنار گذاشتن مواد مصرفی نیست! درمان یعنی ساختن دوباره‌ی یک انسان. یاد گرفتم برای هر مسئله‌ای باید اول صورت‌مسئله را حل کرد، متوجه شدم به جای فرار از مشکلات، باید بیاموزم صبر کنم، توکل کنم و بسپارم به خداوند.

یاد گرفتم نظم، ادب، احترام و تفکر به من آرامش می‌دهد و این راه مرا به سمت مسئولیت و مسئولیت‌پذیری هدایت می‌کند؛ یعنی همان عزت‌نفس، مرا دوباره زنده می‌کند و با فرمانبرداری و عملکرد، مرا به هدف یک زندگی سالم نزدیک می‌کند. کنگره به من آموخت که حالِ خوب را نمی‌شود از ته یک لیوان پیدا کرد. حالِ خوب نتیجه‌ی تغییر آموزش غلط است؛ حرکت و خدمت در صراط مستقیم است.
اگر امروز می‌خندم و نقابی بر چهره‌ام نیست، به خاطر آموزش‌هایی است که در این مسیر الهی توسط جناب آقای مهندس و راهنمای بسیار عزیزم و همسفر دوستداشتنی که میشه فقط در یک کلمه توصیفش کرد یعنی ( عشق ) دریافت کرده‌ام؛ که می‌توانم در صدد حل مشکلاتم برآیم و آن‌ها را حل کنم. من فقط مصرف موادم را کنار نگذاشتم؛ ترس، ناامیدی و بهانه‌جویی‌هایم را یکی‌یکی پشت سر گذاشتم و میگذارم، امروز زندگی برایم معنای دیگری دارد. قدر خانواده، سلامتی و لحظه‌ها را می‌دانم. با تمام وجودم از قدرت مطلق می‌خواهم کسانی که هنوز درگیر تاریکی هستند، در این مسیر قرار بگیرند و اِذن ورود به این راه راستین یعنی کنگره ۶۰ را دریافت کنند، و در اول و آخر، شکرگزار خداوند هستم.

در آخر از تمامی خدمتگذاران شعبه الوند، از داداش لژیونی های عزیزم و گروه مرزبانی و ایجنت دوره قبل آقا رضا ممنون و متشکر هستم و از خداوند برای همه عزیزان خواستارم همیشه سربلند باشند.


نگارنده: مسافر حسین
عکس و بارگزاری: مسافر پدرام

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .