English Version
This Site Is Available In English

خانه‌ای که خانه همه‌ ماست

خانه‌ای که خانه همه‌ ماست

جلسه سیزدهم از دوره چهل‌و‌پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره60 همسفران نمایندگی ستارخان به استادی راهنما همسفر سمیه، نگهبانی همسفر گندم و دبیری همسفر زینب با دستور جلسه «جشن دیده‌بان» روز سه‌شنبه 3 شهريورماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکرم که یک‌بار دیگر به من اجازه داد تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم و آن را توشه راه خود قرار دهم. از راهنما همسفر سمیه برای دعوت به خدمت در این جایگاه و هم‌چنین از ایجنت و گروه مرزبانی سپاسگزارم که به من اجازه دادند تا در این جایگاه خدمت کنم. بر خود واجب می‌دانم که این هفته را به آقای مهندس، اولین دیده‌بان کنگره60 و خانواده محترم ایشان به‌خاطر بنای خانه‌ای که خانه همه ماست، تبریک بگویم. در کنار این عزیزان، ستون‌های دیگری به آرامی و آهستگی اضافه شدند و این بنا گسترش پیدا کرد.

خانه قدیمی ما یک اتاق در طبقه پایین و یک اتاق کوچک، بالای آن بود؛ ولی به‌علت این‌که ستون‌های خانه خوب و قوی بود، امکان گسترش بنا وجود داشت. پدر و مادر تصمیم گرفتند یک اتاق دیگر اضافه کنند و بعد یک آشپز‌خانه اضافه کردند و بعد دیدیم؛ چون ستون اول خوب گذاشته شده بود و تحمل کشیدن این بار را داشت، آن اتاق کوچک به یک طبقه کامل تبدیل شده‌است. آقای مهندس هم همین‌ کار را انجام دادند و همراه با چهارده ستون دیگر، این خانه را برای ما بنا کردند. ستون‌ها مهم‌ترین بخش یک بنا هستند و تمام فشار ساختمان روی ستون‌ها است. آقای مهندس در پیامی می‌گویند: «دیده‌بان‌ها مثل ستون‌های کنگره هستند». چون تمام بار و فشاری که برای نگهداری این ساختمان لازم است روی این ستون‌ها وارد می‌شود؛ دیده‌بان‌ها نیز مانند یک عقاب تیزبین در حوزه استحفاظی خود هستند. آقای مهندس در جلسه روز چهارشنبه‌ مثلث انتخاب دیده‌بان‌ها را شامل سه ضلع تعهد، تخصص و اخلاق عنوان و مهم‌ترین ضلع آن را اخلاق تعیین کردند.

همه دیده‌بان‌ها سفراولی‌هایی هستند که یک روز با حال خراب وارد کنگره شدند و امروز در جایگاه دیده‌بانی خدمت می‌کنند. وقتی که به یک فرد یا دستگاه یا جامعه مواد اولیه خوب می‌دهید، انتظار دارید که محصول خوب تحویل بگیرید؛ ولی معجزه کنگره در این است که افرادی با حال خراب وارد کنگره می‌شوند و به افرادی با حال خوب تبدیل می‌شوند؛ پس من که ورودی این دستگاه هستم؛ باید در مسیر درست تبدیل قرار بگیرم. شاید این امکان وجود نداشته باشد که من در کنگره دیده‌بان شوم؛ چون تعداد دیده‌بان‌ها محدود است ولی می‌توانم دیده‌بان خانه و خانواده خود باشم. زمانی می‌توانم دیده‌بان‌ شوم که ستون باشم، مثل یک عقاب تیزبین باشم و مثلث اخلاق، تعهد و تخصص را در خود ایجاد کنم. تبدیل‌شدن از تاریکی به روشنایی، از آشفتگی به آرامش و از حال بد به حال خوب، معجزه دستگاه کنگره است.

چند سال قبل که من وارد کنگره شدم، می‌دیدم که خانم آنی‌ کماندار بدون توجه به جایگاه خود از همسفرانی که در پارک نسشته‌اند، تقاضا می‌کنند که دورهم جمع شوند و ورزش ایروبیک را انجام دهند و بعد آن‌قدر حال خوب جریان پیدا می‌کرد که همه می‌خواستند دوباره ورزش تکرار شود و در اینجا تفاوت دیده‌بان کنگره60 با فردی که مسئولیت بزرگ در جامعه دارد، دیده می‌شود. آقای دکتر امین که توانایی بالایی در موسیقی دارند و در ۱۶‌سالگی نت آوای کنگره را نوشته‌اند، با چه حوصله‌ای خط‌به‌خط و پله‌به‌پله موسیقی را به افراد بی‌سواد در زمینه موسیقی آموزش می‌دهند. این عشق از بالا شروع می‌شود، حرکت می‌کند و به تک‌تک ما می‌رسد. عشق در کنگره با هیچ چیزی از بین‌رفتنی نیست و فقط ادامه‌دادنی است. با تلاش‌ها و زحمات بسیار دیده‌بان‌ها، اکنون صدها نمایندگی و ده‌ها پارک در کنگره60 فعالیت دارند.

مرحله ۳۰ سی‌دی همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم)

مرزبانان کشیک: همسفر مهدیه و مسافر ایوب
عکاس: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون سوم)
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهسا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ستارخان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .