جلسه نهم از دوره سی وچهارم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لوییپاستور به استادی راهنما همسفر ندا، نگهبانی همسفر سمیه و دبیری همسفر ماندانا با دستور جلسه (هفته دیدهبان) روز سه شنبه ۳شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
هفته دیدهبان را در رأس به آقای مهندس عزیز، خانواده محترمشان، دیدهبانان عزیز و تمام اعضای کنگره ۶۰ تبریک و شادباش میگویم. دیدهبان نماد صبر، خدمت و عشق بلاعوض است. دیدهبانها کسانی هستند که از گذرگاههای سخت زندگی عبور کردهاند. آنها چشم و گوش کنگره هستند، بهترین الگو برای ما و حافظ ساختار کنگرهاند و برای حفظ این ساختار از خودگذشتگی و جانفشانی کردهاند. دیدهبانها کسانی هستند که با خدمت خود، وادی چهاردهم را بهصورت عملی به ما نشان دادهاند.هر کدام از آنها کیلومترها از تهران به شهرهای مختلف میروند و با هزینه شخصی و عشق بلاعوض خدمت میکنند و بازمیگردند.
دیدهبانان، قانونگذاران کنگره۶۰ هستند؛ همانطور که در طبیعت دیدهبانها محیط را رصد میکنند، از آن محافظت کرده و برای حفظ امنیت آن تلاش میکنند، دیدهبانهای کنگره هم حرکت کل سیستم را رصد و شرایط را برای رشد و آرامش ما در سفر اول و سفر دوم فراهم میکنند. من وقتی با آرامش سفر میکنم؛ شاید کمتر به این موضوع فکر کنم که پشت این آرامش، تلاش و خدمت چه انسانهایی قرار دارد. دیدهبانی فقط یک جایگاه نیست؛ نتیجه سالها فرمانبرداری، خدمت، آموزش و از خودگذشتگی است.
این هفته یک سؤال ذهن مرا بسیار مشغول کردهاست؛ آقای مهندس میفرمایند: «دیدهبانها ستونهای کنگره هستند» و «بنای کنگره بر شانههای ایشان استوار است.»
با خودم فکر کردم: آیا یک دیدهبان از همان روز اول که وارد کنگره شد، همینقدر توانمند و آگاه بود؟ قطعاً نه! روز اول، او هم انسانی گرفتار تاریکی، ترس، ناامیدی، منیت و بسیاری از ضدارزشها بود. او نیز در سفر اول و سفر دوم، مشکلات و سختیهای زیادی را تجربه کرد؛ اما جا نزد. در اوج طوفانهای زندگی، حرمتهای کنگره را حفظ کرد و به قوانین پایبند ماند. چیزی که من از دیدهبانها یاد میگیرم تلاش و استمرار است. آنها با تلاش توانستند به توانایی و تعادل لازم برسند. یک دیدهبان فقط وادیها را نخوانده؛ بلکه وادیها را مرحلهبهمرحله اجرا کرده است. سیدیها را فقط ننوشته که دفترش را پر کرده باشد؛ بلکه وقتی سیدی مینویسد، کلام آقای مهندس را حرفبهحرف و واوبهواو در زندگی اجرا میکند. فرمانبرداری میکند. آموزشها را با جان و دل میپذیرد و عملی میکند تا بتواند از تاریکی به سمت نور حرکت کند.
با هر آموزش، ابتدا خودش را میبیند؛ خویش خویشتن خود را، به همین دلیل است امروز که به جایگاه دیدهبانی رسیده، میتواند ما را هم ببیند. میتواند اشکالات یک شعبه را ببیند و چیزهایی را تشخیص دهد که شاید من هنوز توان دیدنشان را نداشته باشم. وقتی به مسیر خدمت دیدهبانها فکر میکنم، میبینم که خدمت را از سادهترین کارها شروع کردهاند؛ از چیدن صندلی، میکروفن گردانی و کارهایی که شاید در ظاهر بسیار ساده باشند؛ اما همین خدمتهای کوچک را با جان و دل انجام دادهاند، نه برای مقام و جایگاه، بلکه برای اینکه خدمت کنند و به انسانها کمک کنند. آنها خدمت را فرصتی برای تزکیه و پالایش خودشان میدیدند و همین مسیر، آنها را به جایگاه دیدهبانی رسانده است.
وظیفه من در قبال دیدهبانها چیست؟ در این هفته، وظیفه ما این است که به رسم کنگره، از دیدهبانها با پاکت تشکر کنیم و به آنها احترام بگذاریم؛ اما به نظر من، بالاترین شکل احترام به دیدهبانها فقط در یک کار خلاصه میشود: اجرای درست قوانین و حرمتهای کنگره. وقتی من حرمتها و قوانین کنگره را رعایت میکنم، در واقع به زحمات دیدهبانها که برای حفظ این ساختار تلاش میکنند، با تمام وجود احترام میگذارم و ارزش خدمت آنها را درک میکنم. در پایان میخواهم یادی کنم از دیدهبان شعبه خودمان، آقای کوروش آذرپور. امیدوارم هر کاری که از دستمان برمیآید انجام دهیم تا روح ایشان شاد باشد. مطمئن هستم که یاد و اثر خدمت انسانهای بزرگی مانند ایشان همچنان در کنگره جاری است و میتواند به ما انرژی و حال خوب بدهد. امیدوارم روزی بتوانیم مانند دیدهبانها به مرحلهای از دانایی و توانایی برسیم که خدمت بلاعوض برایمان به یک لذت واقعی تبدیل شود و بتوانیم بخشی از آنچه کنگره به ما بخشیده است، با عشق و بدون هیچ چشمداشتی به دیگران منتقل کنید.
تقدیر دبیر جدید همسفر ماندانا از دبیر قبلی همسفر مژگان
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر الهام و مسافر مهدی
تایپ: همسفر منیژه رهجوی همسفر مریم.ث (لژیون نهم)
عکاس: همسفر رویا رهجوی همسفر سعیده(لژیون هشتم )
ارسال: همسفر مرجان، مرزبان خبری
همسفران نمایندگی لوییپاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
72