پنجمین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی مسافر مصطفی،نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر احسان با دستور جلسه(هفته دیده بان )در روز سه شنبه مورخ۳شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷اغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر. شاکر خداوند و سپاسگزار آقای مهندس هستم،تشکر می کنم از راهنمای درمانم آقا رجب و عرض خدا قوت خدمت ایجنت محترم گروه مرزبانی و در نهایت تبریک می گویم به راهنمایانی که در این هفته شال دریافت کردند امیدوارم که در مسیر کنگره خوش بدرخشند. جای دارد از عزیزانی که در اوتی خدمت می کنند تشکر کنم.در روزهایی که بنده کمی غیبت داشتم زحمت کشیدند تا کمبودی پیش نیاید.
هفته دیده بان را در راس به آقای مهندس و استاد امین و همچنین به دیده بانان کنگره تبریک عرض می کنم.اقا کوروش آذرپور یادش گرامی و روحش شاد باشد،من ایشان را ندیدم ولی در سفر اولم یک حس خاصی نسبت به ایشان پیدا کرده بودم و هنوز به رهایی نرسیده بودم به دلیل مشکلاتی که برایم پیش آمده بود کمی درگیری داشتم و اوضاع حادی داشتم با ویسی که یکی از دوستان برایم فرستاد حالم دگرگون شد و به آرامش نسبی رسیدم،پرسیدم این شخص کیست گفتند آقا کوروش هستند.
امروز ایشان در جمع ما نیستند و این کره خاکی را ترک گفتند و در بعد دیگری زندگی می کنند.روحشان شاد باشد. سخنان این عزیز به گونه ای بود که وقتی گوش می دادم گویی پنجاه سال است که می شناختمش. دلنشین بود و برای مسیر درمانم خیلی خوب بود.در ادامه پیگیر شدم و در گوگل درصدد جستجوی عکس ایشان بودم و بعد از دیدن چهره ی او حالت خاصی را مشاهده کردم.سال گذشته که آقا بابک به این نمایندگی آمدند و از آقا کوروش یاد کردند بی درنگ دست بلند کردم تا مشارکت کنم که متاسفانه مشارکت به بنده نرسید.
آن حس لوتی منشانه و ارتباط گیرنده ای که داشتند و با رهجو انس می گرفتند دقیقا همان حس دلیل شیفتگی من به ایشان شده بود. گاهی اتفاق می افتد که با گوش دادن به صدای ایشان در شرایطی که کمی حالم بد است به وضعیت مناسب و بهبودی در حالم در همان لحظه دست پیدا می کنم. در صحبت هایش می فرمود من به عنوان یک شخص عادی از جایی گذر می کنم نباید به خودم بگویم چه کسی هستم و اگر خودم را پایین بیاورم و جایگاه خودم را هیچ بدانم و این را قبول کنم که طرف مقابلم هم کسی نیست به راحتی می توانم از چالش های پیش روی عبور کنم.بر خشمم غلبه کنم و مدام از فکر کردن و انرژی صرف کردن در رابطه با آن موضوع خارج شوم
در موارد عدیده ای از اتفاقات این منم منم کردن ها باعث مشکلاتی میشود. مثلا فلان شخص یک حرفی زده و من باید بروم و با او درگیر شوم. من بخاطر دویست هزار تومان که تصور می کردم سرم را کلاه گذاشتند رفتم کرج تا آن شخص را پیدا کنم تا با یک سیلی زدن به تصور خودم توانسته باشم به حرفم برسم و برگردم! این مسیر طولانی و هزینه بالغ بر پنج میلیون تومان فقط به همین خاطر.
امروز کنگره به من آموزش میدهد که رفتارهای متعارفم را به نحو شایسته ای شکل دهم،خب باعث و بانی این کار چه کسانی هستند؟همین دیده بانان و راهنمایان کنگره اند. به من آموزش می دهند تا بتوانم با موفقیت از این مرحله عبور کنم. دیده بان از اسمش مشخص است.چنانچه مهندس فرمودند قانون گذارند.دیده بانان از اتفاقاتی که در شعب می افتد اطلاع دارند و میدانند چه در شعب می گذرد.قدیم ها جنگی رخ می داد فردی در محل مورد نظر مستقر می شد و مراقب اوضاع بود. دیده بانان قانون گذارند و بر همه چیز اشراف دارند و به خوبی هم عمل می کنند تا من به عنوان یک رهجو بتوانم سفر کنم به حال خوش برسم و در نهایت به رهایی نابی دست پیدا کنم.
آموزش در مسیر خدمت صحیح است. من در اوتی خدمت می کنم و اگر گاهی مثالی میزنم به همین دلیل است که سعی می کنم راه درست را طی کنم. من آموزش گرفتم و استادم آقا رجب بارها تاکید داشتند که فقط در مسیر حرکت کن و اگر از مسیر خارج شوی به بیرون پرت می شوی و بیراهه در انتظارت خواهد بود. تلاشم بر این است که در این مسیر باشد و سعی می کند کارم را درست انجام دهم و در ریل بمانم.
ما چهار جشن در کنگره داریم که یکی از این جشن ها همین هفته گرامیداشت دیده بانان و قدردانی از آنهاست،بایستی قدردان این عزیزان باشیم. تشکر کردن فقط لسانی نیست. به قدم،کرم،به زبان که معمولا در قالب دلنوشته صورت می گیرد و مبلغی که در پاکت گذاشته می شود که مقدار آن مهم نیست،هرآنچه که در توانم هست ارزشمند است اگر صد تومان در جیب داشتم و نود تومان آن را برای تشکر گذاشتم ارزشمند است به عبارتی نود درصد از توان مالی خودم را صرف قدردانی کردم. همانطور که آقای مهندس تاکید داشتند؛دیده بانان بیان کنند در گذشته چه وضعیتی داشتیم. من آن زمان نبودن و وقتی آمدم همه چیز گل و بلبل بود و این ساز و کار به بهترین شکل برای من فراهم بود و امکانات کامل در اختیار من بود.

باید سپاسگزار افرادی باشیم که زحمت می کشند و این چنین بناهایی را برای ما مهیا می کنند از این ها باید تشکر کنیم. برای همه شما آرزومند توفیق در خدمت و حال خوش در مسیر زندگی و کنگره هستم و در ادامه با مشارکت شما دوستان همراه می شوم. ممنونم از اینکه به صحبت های من گوش کردید.
مرزبان خبری مسافر مسلم
عکاس مسافر سبحان لژیون ششم
ویرایش و بارگذاری مسافر محمد جواد لژیون هشتم
- تعداد بازدید از این مطلب :
137