یازدهمین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی هاتف با نگهبانی مسافر احمد و استادی مسافر مهدی و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه "هفته دیدبان" روز سه شنبه 3 شهریور ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر، شاکر خداوند هستم که اجازه داد من در چنین بستری قرار بگیرم ، تبریک میگویم هفته دیده بان را به همه عزیزان و بعد به دیده بانان محترم، جناب آقای مهندس خانواده محترمشان و کلیه خدمتگزاران کنگره 60، به کلیه عزیزانی که روز شنبه از دستان پرتوان جناب مهندس شال گرفتند تبریک میگویم.
انشالله بتوا نند در جایگاههای خدمتشان به نحو احسن خدمت انجام بدهند.
امروز که نگاه میکنیم توسط یک تفکر عظیم از کجا به کجا رسیدیم، هفته دیده بان را در پیش داریم سالهای گذشته جشن داشتیم ولی امسال به خاطر اوضاع کشور جناب مهندس فرمودند جشن نداریم، به عنوان جشن و شادی تلقی نمیشود یکی از بهترین و بزرگترین جشنهای کنگره 60 بود هفته دیدهبان خوب زمانی است که در رابطه با دیدهبان صحبت کنیم چه اتفاقی میافتد که یک شخص به چنین جایگاهی میرسد، مسلماً شخصی که امروز دیدهبان شده، یک مصرف کننده مواد مخدر بوده و رها شده و آرام آرام میرسد به جایگاه دیدهبانی، فقط عملکرد آن شخص بوده که به چنین جایگاهی می رسد.
انسان دو خواسته دارد خواستههای معقول و خواستههای نامعقول، اگر انسان از خواستههای نامعقول خودش دست برندارد به رهایی نمیرسد و در کنگره ماندگار نمیشود.
ولی زمانی که صحبت از خدمت کردن و عشق در کنگره میشود به دیده بانان میرسیم که از خواستههای معقول خودشان هم می گذرند خواستههای معقول من مهدی چه چیزی است؟ امور روزمره خودم، خانواده ام و صله رحم، ولی یک دیدهبان از تمام این مسائل گذر میکند تا برسد به جایگاه دیدهبانی، ولی خب چه فرقی دارد با من مهدی، امروز می آیم خودم را میبینم، نهایتاً یک کم جایگاهم بیشتر میشود، ایجنت بشوم، مرزبان بشوم بیایم شعبه، نگاه دیدهبان یک نگاه کلی است.
تصمیمات دیدهبان، نوع نگاه دیدهبان برای من مهدی برای این شعبه نیست، کل کنگره را میبیند کل هدف دیدهبان چه چیزی است ؟ تمام هدف دیدهبان وجناب مهندس، رهایی یک انسان است، یک انسان شخص خاصی نیست فرقی ندارد که چه کسی باشد سیاه باشد، سفید باشد، از کجا آمده پولدار یا بی پول باشد.
اگر من خواسته داشته باشم آن خواسته خودم را در این بستر قرار بدهم مسلماً رشد میکند، ولی اگر بهترین آب و هوا، بهترین زمین و بهترین شرایط محیطی را داشته باشم ولی آن خواسته را نداشته باشم هیچ فایدهای ندارد.
دیده بانان این بستر را مهیا کردند برای من مهدی که خواستار رهایی بودم خیلی وقتها نگاه میکنم در قالب مهدی، میام یه خدمتی انجام می دهم، یک دیده بان زمانی که به درجه دیدهبانی میرسد از روی عشق و از روی وظیفه است که به من کمک می کند.
دیده بانان فلسفه وجودی خودشان را یافته اند خودشان میدانند، امروز وظیفه ای در قبال تک تک انسانهایی که در کنگره هستند، دارند، چون قبول کرده اند وخیلی راحت حرکت میکنند.
الان پنجشنبه که پیش رو داریم، آقای مهدی صدیقی تشریف می آورند، نگاه کردم این هفته در شعب اصفهان و هفته آینده در شعبه قشم، بندرعباس و جاهای دیگر هستند کدام یک از ما حاضر هستیم کارهای شخصی خود را رها کنیم و به امور بقیه رسیدگی کنیم زمانی که یک دیدهبان با چنین تفکری با چنین عشقی واقعا حرکت میکند، وظیفه من مهدی چه کاری باید انجام بدهم.
روز پنجشنبه ما جشن داریم وظیفه یکایک ما این است که از آقای دیده بان تشکر کنیم، از همین الان بروید و با یک دلنوشته حرف دلتان را بزنید و تشکر کنید، از اینکه به صحبتهای من گوش دادید ممنون.

تایپ:مسافر سعید
ویرایش:مسافرجواد
ارسال:مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
131