جلسه نهم از دوره سی و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی راهنما همسفر سکینه، نگهبانی همسفر ریحانه و دبیری همسفر هاله با دستور جلسه «هفته دیدهبان» روز دوشنبه ۲ شهریور ماه 1405 ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
روز پزشک را به آقای مهندس دژاکام تبریک میگویم؛ چون واقعاً اعتیاد یک بیماری بود که مثل سرطان قابل درمان نبود ایشان با کشف متدDST و داروی OT باعث شدند این بیماری که میشود گفت لاعلاج بود درمان پیدا بکند و به دنیا ثابت کرد و من قلباً این روز را به خودشان و خانواده محترمشان تبریک میگویم. به خاطر حضور من در کنگره سپاسگزار خداوند و آقایمهندس هستم و امروز جا دارد تشکر کنم از نگهبان جلسه همسفر ریحانه و همینطور دبیر که اجازه دادند من در این مکان بنشینم و در کنار شما عزیزان آموزش بگیرم.
اول از همه باید تشکر کنم از گروه مرزبانی و ایجنت محترم که برای برگزاری جشن دیدهبان بسیار زحمت کشیدند؛چون جشنی که برپا میشود به ظاهر جشن است؛ ولی دغدغه و استرسهای خودش را دارد، هم از گروه مسافر و هم از گروه همسفرها تشکر میکنم و انشاءاللّه انرژی که به ما دادند به وجود نازنین خودشان برگردد. از راهنمای خودم همسفر منصوره تشکر ویژه دارم که اگر امروز من اینجا نشستهام و دارم آموزش میگیرم مدیون زحمتهای ایشان هستم و جا دارد امروز تبریک بگویم به همسفر زینب یخکشی بابت گرفتن شال کمک راهنمایی که این شال با تمام وزن کمی که دارد؛ ولی مسئولیت سنگینی را بر عهده آدمها میگذارد و امیدوارم در این مسیر موفق باشند و به راهنماهایشان همسفر زینب عموزاد و همسفر اکرم هم تبریک میگویم و امیدوارم در ادامه مسیر همراه و همگام با ایشان باشند.
دستور جلسه امروز در مورد دیدهبان میباشد، یکی میگوید دستور جلسه در مورد دیدهبان و همه یکجور میگویند؛ یعنی تشکر بکنیم خوب آن تشکر را انجام بدهید؛ چون سپاسگزاری یکی از نعمتهایی است که خداوند میتواند به بندههایش بدهد؛ وقتی شکر و سپاسگزاری میکنید خداوند نعمت را اضافه میکند. من روز اولی که وارد کنگره شدم هیچ چیزی از این خدمات نمیدانستم و شاید شما هم، هم حس من بودید، وقتی که وارد شعبه شدیم فقط هدف من تخريب درونی خودم، رهایی مسافرم فقط خودم را میدیدم که سیدی بنويسم و آموزش بگیرم؛ ولی غافل از اينکه اين ساختار خدمتگذارهای فداکاری دارد، داشت و دارد، خیلیها دارند زحمت میکشند که خیلی راحت امثال من سکینه بیاییم اینجا و آموزش بگیریم و ما خیلی راحت از آن میگذریم یکی از این خدمتگزارهای پرتلاش دیدهبانها هستند.
دیدهبانها کسانی هستند که ما شاید خیلی از این دیدهبانها را نشناسیم؛ ولی آنها دارند در صورپنهان برای این ساختار خدمت میکنند. جناب آقای مهندس که بنیانگذار کنگره۶۰ هستند و خواستم بگویم این دیدهبان که باعث شده این ساختار منظم به وجود بیاید شاید ما خیلی از دیدهبانها را نشناسیم و مستقیم زيرنظر جناب مهندس انتخاب میشوند و به قول آقای ملکی که من خودم اصلاً خبر نداشتم که دیدهبان بشوم. مدتها و شاید سالها زیر ذرهبین آقای مهندس هستند و آنقدر آزمون و خطا میدهند تا از فیلترهای آقای مهندس رد بشوند تا عنوان دیدهبانی به آنها داده بشود.
یک دیدهبان تصمیمی که میگيرد، نه برای فرد میگیرد، نه برای یک شعبه میگیرد؛ بلکه تصمیم برای کل کنگره۶۰ گرفته میشود. کسانی که می آیند این آرامش را در کنگره۶۰ برپا میکنند شورای دیدهبانها هستند؛ وقتی که شورای دیدهبانها دور همدیگر جمع میشوند فکر و ذهن آنها این است که چه کاری کنیم برای آینده، نه برای امروز، نه برای فردا، برای آیندهای بهتر؛ چون ما هیچکدام خبر نداریم، شاید در آیندهای نه چندان دور من سکینه، یکی از عزیزانم مجبور بشود به کنگره بیاید و برای درمان اینجا حضور پیدا بکند و اگر هرکسی بیاید کارهایشان تمام شده ببیند، پس این ساختار نمیتواند به این محکمی باشد.
زمانیکه کنگره۶۰ شروع شد من در خانه خود بودم و خیلیها اکثراً در خانه خود بودیم و هیچ اطلاعی نداشتیم؛ ولی همچنان آقای مهندس و خانواده محترمشان و دیدهبانهای عزیز برای برپایی اينجا زحمت میکشیدند و هنوز هم هست که در شعبات دیگر شعبه بزنند، ببینند چه انسانهایی را میتوانند احیا کنند و چه کسانی را میتوانند نجات بدهند و این واقعاً ستودنی است و واقعاً ناسپاسی است که من بخواهم جشن دیدهبان را یادم برود یا به قول معروف بگویم من هزينه ندارم به دیدهبان بدهم.
دیدهبان وقتی به ما کمک میکرد هیچ فکری نکرد، بیریا و عاشقانه جلو آمد، شورای دیدهبان وقتی دور هم جمع میشوند عاقلانه و عاشقانه تصمیم میگیرند. من اينجا از این فرصت استفاده میکنم و از دیدهبانهای عزیزم مخصوصاً از آقای مهندس و خانواده محترمشان و همه خدمتگزارها و همه دیدهبانها تشکر میکنم و میگویم ممنونم که از زندگیت گذشتی تا من زندگی کنم، ممنونم که عاشقانه خدمت کردی که من آرامش داشته باشم و این را هم بگویم که همه خدمتگزارها برای تشکیل ساختار زحمت میکشند.
من در کنگره یاد گرفتم کسی که صندلی جابجا میکند یا کسی که میرود در آبدارخانه چایی آماده میکند؛ یعنی خدمتی میکند که نیاز به شال ندارد اینها در تشکیل این ساختار نقش مهمی دارند، همه با هم باید خدمت کنیم، سفراولی با حضور خودش، با نوشتن سیدی، با بودن در جشنها، همه اینها ساختار را تشکیل میدهد؛ پس باید سپاسگزار این سیستم باشیم، ناسپاس نباشيم و شاکر خداوند باشیم و از اینکه اذن ما را صادر کرد که بتوانیم اينجا حضور پیدا کنیم.

در ادامه اجرای پیمان وادی هشتم راهنما ویلیام همسفر مسیحا:

مرزبانان کشیک: همسفر محبوبه و مسافر رضا
تایپیست: همسفر لیدا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر صدیقه (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
60