English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بان‌ها کسانی هستند

دیده‌بان‌ها کسانی هستند

جلسه یازدهم از دوره پانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی قائم‌شهر به استادی همسفر ام‌البنین، نگهبانی همسفر طاهره و دبیری همسفر آرزو با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» روز دوشنبه ۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا تشکر و قدردانی می‌کنم از نگهبان جلسه و دبیرشان که به من اعتماد کردند تا در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش ببینم از راهنمای خود همسفر امینه تشکر می‌کنم که استادی این جلسه را به من سپردند از راهنما همسفر آزاده تشکر می‌کنم که اگر صبر و شکیبایی ایشان نبود مطمئناً من هم اینجا نبودم. هفته دیده‌بان را به آقای مهندس و خانواده بزرگوارشان و تمام دیده‌بان‌هایی که خدمت می‌کنند و به خودمان تبریک می‌گویم. قطعاًَ یکی از این عزیزانی که امروز روی این صندلی‌ها نشسته دیده‌بان‌های فردا خواهد بود. همه دیده‌بان‌هایی که اکنون دیده‌بان هستند از روی همین صندلی‌ها بلند شدند؛ یعنی یک روزی همه آنها مصرف‌کننده بودند و اکنون دیده‌بان شدند.

آقای مهندس در کنگره ۶۰ هرساله چهار جشن را برگزار می‌کنند. جشن راهنما، جشن ایجنت و مرزبان، جشن همسفر و جشن دیده‌بان‌ها. آقای مهندس این جشن‌ها را برگزار می‌کنند که تلنگری به من باشد تا تشکر و قدردانی کنم هم با زبان و هم با عمل. زبان و دل خب این‌گونه است که دلی شاید کاری را انجام بدهم؛ ولی آقای مهندس می‌گویند حتماً؛ باید با پاکت قدردانی کرد. شاید عزیزی در جمع ما باشد و نداند دیده‌بان کیست و چه جایگاهی در کنگره ۶۰ دارد. من هم در ابتدا نمی‌دانستم که دیده‌بان یا ایجنت کیست. اولین باری که همسفر آزاده را به‌عنوان ایجنت به من معرفی کردند نمی‌دانستم ایجنت یعنی چه و چه نقشی دارد، پرسیدم ایجنت یعنی چه؟ گفتند؛ یعنی رئیس بخش خانواده. برای من باعث تعجب بود که چرا یک رئیس؛ باید طی و جارو دستش باشد بعد متوجه شدم کنگره با جاهای دیگر فرق می‌کند درست است که در ارگان‌های دیگر روسا در اول صف هستند؛ ولی کنگره ۶۰ اصلاً این‌گونه نیست.

ما دیده‌بان‌ها را با شال سفیدرنگ می‌شناسیم. در شعبه خودمان شال نارنجی، شال سبز و شال زردرنگ داریم. هر کدام از این رنگ‌ها جایگاه خود را دارند دیده‌بان‌ها هم شال سفیدرنگ دارند. رنگ سفید نماد صلح و آرامش است رنگی‌ست که هیچ‌چیزی را در خود پنهان نمی‌کند. آقای مهندس گفتند دیده‌بان‌ها ستون‌های کنگره هستند همه ما می‌دانیم اگر بنایی می‌خواهد آباد شود اول‌ازهمه؛ باید ستون آن محکم باشد اگر ستونی محکم نباشد ما هیچ کاری نمی‌توانیم انجام دهیم.

آقای مهندس فرمودند که کنگره ۶۰ مانند یک درختی است که من ریشه‌های آن هستم و تنه آن درخت دیده‌بان‌ها هستند اگر تنه درخت یا همان دیده‌بان‌ها محکم و استوار باشند صددرصد میوه‌ها و شاخ و برگ‌های خیلی خوبی تحویل ما می‌دهد. آقای مهندس تقسیم‌بندی کردند برای هر بخشی هر خدمتی که در کنگره داریم راهنماها و تازه‌واردین برای هر کدام از آنها یک شخصی را انتخاب کردند تا راحت‌تر بتوانند نظارت کنند. هدف آقای مهندس از انتخاب دیده‌بان فقط این است که بهتر کنگره را اداره کرد، بسیار سخت است که یک نفر بخواهد همه امور را به عهده بگیرد.

آقای مهندس هر دیده‌بانی را که انتخاب می‌کند با این‌که خود بنیان‌گذار کنگره ۶۰ است باز هم با مشورت این کار را انجام می‌دهد و این یک تلنگری‌ست به من همسفر که در هر کاری می‌توانم از انسان‌هایی که واقعاً بلد هستند و راه‌های درست را رفتند مشورت بگیرم. درست است حق انتخاب با من است؛ اما می‌توانم مشورت بگیرم. دیده‌بان‌ها کسانی هستند که بخشی از زندگی خود را صرف من همسفر می‌کنند. می‌خواهم مثالی بزنم دو هفته پیش به مسافرت رفته بودیم تقریباً ۱۵ ساعت رانندگی کردیم و ۴ راننده بودیم وقتی به مقصد رسیدیم همگی خسته شدیم؛ اما دیده‌بان‌ها این‌گونه نیستند، شاید هزاران کیلومتر راه را طی کنند که فقط به من یک چیزی را بگویند. بدون هیچ چشم داشتی بدون اینکه از ما چیزی بخواهند وقتی من می‌گویم دیده‌بان شاید شخصی با خود بگوید دیده‌بان فقط می‌بیند. درست است دیده‌بان می‌بیند؛ اما دیدنی که من دارم با دیدنی که یک‌دیده بان دارد فرقش از زمین تا آسمان است. دیده‌بان یک مسئله‌ای را می‌بیند در مورد آن مسئله فکر می‌کند، تصمیم می‌گیرد و وقتی که تصمیم گرفت در زمان مشخصی آن را تبدیل به یک مسئولیت می‌کند. هیچ‌وقت این‌گونه نیست که ایرادی از من دیده در همان لحظه بخواهد عکس‌العملی نشان دهد.

دیده‌بانان کسانی هستند که از وقت خود می‌گذرند. وقت طلاست اما من می‌گویم طلا را اگر امروز نتوانم به دست بیاورم، فردا می‌توانم به دست بیاورم. در تاریخی که من اینجا نشسته‌ام ۱۴۰۵/۶/۲ در این ثانیه اگر خداوند ۲۰۰ سال دیگر به من عمر بدهد من نمی‌توانم این ساعت را تکرار کنم، دیده‌بانان باارزش‌ترین دارایی زندگی خودشان را صرف من همسفر می‌کنند؛ چون می‌خواهند راهی را به من نشان بدهند. دیده‌بانان کسانی هستند که یک مسیری را طی می‌کنند؛ اما یک چراغی در دستانشان است چون می‌خواهند من هم همراه آنان بروم.

آن‌ها در ابتدا دیده‌بان زندگی خودشان هستند، اول روی خودشان فکر می‌کنند، روی رفتار و کردار خود فکر می‌کنند، سپس عمل می‌کنند که نمونه آن آقای مهندس است. آقای مهندس می‌گویند تا من چیزی را خود تجربه نکردم امکان ندارد آن را به کسی بگویم. من اگر بخواهم از دیده‌بانی تشکر و قدردانی کنم فقط یک کاری می‌توانم انجام دهم، حرمت کنگره ۶۰ را رعایت کنم. دیده‌بانان چیز دیگری از ما نمی‌خواهند اگر من بخواهم قوانین کنگره ۶۰ را اجرا کنم مطمئناً هیچ خلعی در کنگره ۶۰ به وجود نمی‌آید که باعث دردسر این عزیزان بشود و تنها سوالی که من همیشه با خودم دارم این است که امروز در این جایگاهی که هستم چقدر دیده‌بان رفتار و مسئولیت خودم هستم؟ اول خودم، دوم خودم، تا که سوم بتوانم به کسی تذکر دهم.

مرزبانان کشیک: همسفر رقیه و مسافر محمد
تایپ: راهنمای ویلیام وایت همسفر فاطمه
عکاس: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مهرانه
همسفران نمایندگی قائم‌شهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .